
* این یادداشت همزمان در سایت خبری و تحلیلی پیک مستند انتشار یافته است
* این یادداشت در خبرنامه : خبر انجمن شماره یازده ُ صفحه آخر با نام : کشف میراث های معنوی منتشر شده
داستانهای محلی ، قصص کهن ، افسانه های تخیلی و اسطوره ها ، ترانه های محلی از هر نوع ، لهجه و گویش های محلی ، امثال و ضرب المثالها ، اعتقادات مذهبی و دینی ، بازی ها و جشنهای محلی وملی ، خرافات ، باورها و اسطوره های ایرانی ، ورزش های کهن باستانی و ...
همه اینها فرهنگ عامیانه ومیراث معنوی ملتها را تشکیل می دهند و ایران کشوری بزرگ و دریایی بی کران از گوناگونی قومیتها و فرهنگهای کهن است صداق هدایت در جمع بندی تحقیقات گوناگونی که درباره فرهنگ عامیانه مردم ایران گرد آوری کرده می گوید : (( ایران کشوری سرشار از منابع گونا گون ادبی کهن ، مذاهب مختلف ، هنرها و فرهنگ غنی عامیانه مردمی که با جرات می توانم اعلام کنم در هیچ کشوری این تنوع قومی و فرهنگی دریکجا گرد هم نیامده است ... ))
اما امروز باید هشدارداد که اگراین گوناگونی و تنوع فرهنگی و میراث معنوی که در کشور وجود دارد ثبت و ضبط وجمع آوری نشود دوری نخواهد گذشت که از میان برود .
امروز وقتی اعلام میشود که بیش از 3000 فیلم کوتاه و مستند در سال تولید می کنیم همه شگفت زده می شوند این آمار تولید فیلم کوتاه ومستند عددی است که در سینمای هلند یا فرانسه که مهد ومرکز تولید فیلم های مستند وکوتاه دراروپا هستند نیز به چشم نمی خورد !
اینهمه پتانسیل و نیروی جوان خلاق در سینمای ایران خبرهای خوبی را برای آینده سینمای کشور تضمین می کند. حتی دراین دوران هم شاهد هستیم که این سینمای مستند و کوتاه کشورمان است که در بسیاری از جشنواره های جهانی نام سینمای ایران را بر سرزبانها می آورد و پرچم سینمای ایران را در قاره های مختلف جهان بالا نگه داشته است ... پس باید بگویم سینمای ایران هنوز زنده است و بوی طراوت ، جوانی وشادابی از آن شنیده می شود و دارد نفس می کشد و شاید بخش مهم و ارزشمند این حیات را سینمای مستند و کوتاه به سینمای ایران هدیه داده است ...
اما امروز که فیلمهای مستند و کوتاه یا تجربی مخاطب جهانی فراوانی در دنیا پیدا کرده در کشورما می تواند به فرهنگ عامیانه مردمی توجه بیشتری نشان دهد ، در سینمای مستند ما اهمیت پرداختن به موضوعات فرهنگی ایرانی و عامیانه بیشترازسینمای کوتاه مورد توجه مستندسازان قرارگرفته اما شاید باید بگویم هنوز هم کارهای مهم و اساسی انجام نشده و صدها ایده و موضوع جذاب ایرانی که به فرهنگ عامیانه مردمی و میراث فرهنگی ومعنوی ایرانیان مربوط می شود به درستی دیده نشده و در جهت ثبت و ماندگار کردن آن حرکت جمعی صورت نگرفته است .
با مرور و مطالعه بر فیلمهای تولید شده سینمای مستند و کوتاه ایران در دهه های اخیر درمی یابیم که فیلمسازان علاقه مندی بیشتری برای پرداختن به موضوعات فرهنگ عامیانه مردمی داشتند جالب است بدانیم این آثار در بیشتر جشنواره های جهانی دوران خود حضوری موفق داشته و برای سینمای ایران افتخارآفرین بوده اند. اما امروزدرکمتر فیلم مستند ، کوتاه و یا تجربی آن علاقه و اشتیاق به تصویر کشیدن موضوعات بومی و عامیانه مردمی به چشم می خورد !؟
شاید عده ای فکرمی کنند پرداختن به موضوعات کهن ، اقتباس کردن از ادبیات مکتوب و شفاهی و یا پرداختن به مسائل فرهنگ عامیانه مردمی ومیراث معنوی برای مخاطب یا نسل امروز جذابیتی نداشته باشه و مورد استقبال قرار نگیرد ؟!
ویا شاید بودجه های تولید تامین کننده تحقیق ، پژوهش و تولید این آثار نیست ؟! و...
پرداختن به موضوعات فرهنگی و مردمی می تواند ما را به یاد ریشه های تاریخیمان اندازد و مخاطب داخلی با آن ارتباط روحی و حسی بر قرارمی کند نسلهای گذشته خاطرات شان را با دیدن رویدادها فرهنگی هنری ملی مذهبی دوباره زنده می کنند ، نسل جوان و جوان تر با گذشته خود وریشه های فرهنگی و تاریخی خود و کشورش آشنا می شود و...
مخاطبان خارجی حالا چه روشنفکران باشند یا چه عوام با تمدن وفرهنگ وخُرده فرهنگها مردمی، رویدادهای ملی ومذهبی اعتقادات مردمی، نوع زندگی، آداب و رسوم وهنرهای ما ملت آشنا می شوند و دراینجا سینما خارج از تولید محصولی برای سرگرمی ویا خلق اثری هنری به صادرات فرهنگ هنر، تمدن و باورهای مردمی یک کشور به دیگر ملتها پرداخته و درراه حفظ و ثبت وضبط فرهنگ عامیانه مردمی نیز گام برداشته است .
شاید یکی دیگراز دلیلی که فیلمسازان کمتر به سمت این نوع موضوعات می روند عدم شناخت از گستردگی فرهنگ عامیانه مردمی وجهان بینی محدودشان است و البته که این مشکل را می توان با تلاش ، پشتکار و تحقیق وپژوهش و تربیت بهترین دیدن به پیرامونمان برطرف کرد .
بهتراست زمانی برای تولید فیلمهایی ازاین قبیل کار را آغاز کنیم که به شناخت کاملی ازموضوعات مورد نظررسیده باشیم . نداشتن اطلاعات کافی می تواند بسیارخطر ناک باشد و یک اشتباه کوچک درراه تولید فیلم هایی که قراراست به ثبت و ضبط مسائل فرهنگی و ملی ما بپردازد درتاریخ تصویری کشورناخواسته ثبت می شود و یادگارهای ناقصی از آن موضوعات به آرشیوها ونسل های آینده سپرده می شود.
شاید چند مثال مختصری که در ادامه می خوانید کلیدهایی باشند برای کشف و شناسایی خُرده فرهنگ های مردمی وکشف میراث های معنوی کشورمان، سرفصل هایی برای آغاز تحقیقات و پژوهشهای بسیار وسیع که لازمه تولید اینگونه فیلم ها است ...
- درهرکجای ایران که زندگی می کنید تاریخچه محل سکونتان را مطالعه کنید شاید یکی از آن کوزه های پراز سکه طلا وآن جانوران عجیب و غریب افسانه ها زیر خانه شما مدفون شده باشند ؟!
به دوستان وآشناهایتان بسپارید اگراطلاعاتی ازافسانه ها، قصه ها، پندها، ترانه های محلی وموسیقی، امثال ومتل ها، آیین های مردمی ملی یا مذهبی، آثار تاریخی، بازیهای نمایشی، ورزشهای کهن محلی ، خرافات و هر آن چه که مرتبط به فرهنگ عامیانه و میراث معنوی ناحیه ی محل سکونتشان می شود شما را از آن موضوعات با خبر کنند .
صادق هدایت عوامل اساسی را برای آغاز یک پژوهش صحیح اینگونه اعلام می کند : (( برای کاوش فرهنگ عامیانه یک منطقه یا یک موضوع مثل یک پژوهشگرحرفه ای عمل کنید کلیه عواملی که در زندگی بشر درجریان هستند چون عوامل : اقتصادی و مادی ، کار، زبان بومی، دانش وآگاهی عوام، هنرهای محلی ، جادوگری ، زندگی اجتماعی وخانوادگی وغیره ... باید تفکیک شوند.))
کارهمیشه ازمشاهده آغازمی شود ازکنار هیچ چیزنباید به سادگی گذشت هراتفاق می تواند کلیدی باشد برای باز کردن قفلهای بعدی ... مثلا ترانه های مردمی را خوب گوش دهید درآن ترانه ما می توانیم با تاریخ و تمدن یک ناحیه آشنا شویم خیلی وقتها پشت این آوازها و ترانه های کوچه وبازاری مردمی داستانهای کوچک و بزرگی اتفاق افتاده که جنبه دراماتیک قوی دارند و می تواند ملات خوبی برای نویسنده یا فیلمساز باشد ، این ترانه های عامیانه را باید هنر و نبوغ ساده ترین طبقات مردمی دانست که سینه به سینه در طول شاید هزاران سال حفظ شده است .
و اما متل ها و پندهای پارسی شاید گرانبها ترین و زنده ترین نمونه ادبیات و نثر پارسی است که ما را با قومیتهای گوناگون آشنا می کند خیلی وقتها دراین پندها ومثل ها شما با جذاب ترین ایده ها و اتفاقات دراماتیک نمایشی که جنبه تصویرسازی قوی دارند آشنا می شوید و ...
سراغ گرفتن و یافتن قدیمی ترها یا ریش سپیدان محلات را فراموش نکنید آنان زنان و مردانی گم نامی هستند که من نام کتابخانه های سیار را بر آنها گذاشته ام باید ازاطلاعات فراوانشان درباره شناخت ازموضوعاتی که در کتابخانه ها و آرشیوها ثبت نشده استفاده کرد و شاید خود آن افراد بعدا بخش مهمی از همان سوژه ی فیلم شما باشند ! ؟ و...
و صدها راه و روش دیگر که در این مجال اندک بیان کردن آن نمی گنجد ...
در راه تحقیق کردن غالبا برای خودمان به کشف ها و شیوه هایی دست خواهیم یافت که دیگران آن را تجربه نکرد اند باید باهوش باشیم تا شیوه خودمان را در راه تحقیق پیدا کنیم تا زودتر به نتیجه دلخواه برسیم .
همه این تلاش های خارج از تولید فیلمی جذاب که اگر فیلمساز بتواند جذابیتهای مختلف فرهنگ عامیانه مردمی را برای ما به تصویر بکشد گامی بزرگ و تلاشی بزرگتر است برای حفظ داشته های فرهنگی مان و آغازی است که فرهنگ و تمدن غنی و باورهای مردمی را گرد گیری کنیم و با زبانی نو به نسلهای آینده نشان دهیم . تلاش امروزما در این راه تنها کاری است که می توانیم برای پر کردن آرشیوهای پر از خالیمان انجام دهیم . اگردرطول سال این 3000 فیلمساز هر کدام فقط یک فیلم مستند یا کوتاه 5 دقیقه ای از فرهنگ عامیانه و میراث معنوی مان که در حال فراموشی است تولید کنند سالی چندین هزار دقیقه فیلم ایرانی ازجای جای شناخته شده و ناشناخته شده ی ایران خواهیم داشت ... !!! که جهانیان را مبهوت فرهنگ و تمدن مان خواهد کرد. لازم نیست منتظره از راه رسیدن بودجه های دولتی و یا خصوصی بمانیم و یا در روزنامه ها به دنبال فراخوان جشنواره های موضوعی تک دوره ای بگردیم ...
وقت تنگ است به قدیمی ترها و ریش سپیدانی فکر کنید که آخرین دقیقه های زندگی شان را دارند سپری می کنند اینجاست که باید ازدوربینهای دیجیتالمان کمک بگیریم و بگویم 3 – 2 – 1 حرکت ...
انتشار این مطلب با اطلاع و اجازه نوسینده بلامانع است © هادی آفریده . بهار و تابستان 1386 ، تهران
سه فيلم از هادی آفريده با تم مشترك زن، روز گذشته همزمان با روز زن در خانه هنرمندان ايران به نمايش درآمد.
به گزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» در اين برنامه فيلمهای زير درختان كاج، پدر و مراسم صبحگاهی به نمايش در آمد.
پس از نمايش فيلمها جلسه گفتوگو با حضور هادی آفريده و طاهر چگونيان برگزار شد. چگونيان راجع به فيلمهای آفريده اظهار داشت: مستند زير درختان كاج يك درد دل است. فيلم پدر شروع خوبی برای فيلمسازی است و مراسم صبحگاهی بيشتر داستانیست كه پافشاری میكند به صورت مستند ديده شود.
هادی آفريده درباره تم مشترك زن در آثارش گفت: در اين 3 فيلم به صورت درونی و كاملا ناخواسته بدون اينكه هيچ برنامه از پيش تعيين شدهای باشد؛ تم مشترك زن وجود دارد. چون زنها برای من مهماند. من فكر میكنم هسته مركز هر اجتماع زنها هستند.
وی در خصوص فيلمهايش توضيح داد: لادن صحرایی دختر ناشنوایی كه عاشق سينماست و من در مستند زير درختان كاج به او پرداختهام، فكر میكند چون ناشنواست در سينمای ايران تحويلش نمیگيرند اما من میخواستم بگويم نه شايد مشكل جنسيت توست. من برای يك مجموعه مستندی مدتی درباره جنسيت تحقيق كردم. جرقه ساخت فيلم كوتاه پدر آنجا خورد. من قبلا فكر میكردم تنها در استانهای جنوبی كشور اين بحث جنسيت نوزادان وجود دارد. اما با روانشناسان و كارشناسان زيادی در اين باره گفتوگوكردم و متوجه شدم اين مسئله جنسيت نوزادان همچنان در همه جا وجود دارد از قلهك تا ميدان شوش هنوز اين بحث هست.
و در مورد مستند مراسم صبحگاهی ايده ساختش در نخستين وركشاپ تخصصی سينمای مستند ايران كه شهريور سال ۸۵ به همت انجمن مستندسازان و مركز گسترش سينمای مستند و تجربی برگزار شد، مطرح شد. اين فيلم در واقع يك نوع پاياننامه آن دوره آموزشی است.
من زمانی كه تصميم گرفتم اين فيلم را بسازم قبل فيلمبرداری چند جلسهای رفتم در جلسه اوليا و مربيان مدرسه شركت كردم. مسئولان مدرسه نمیدانستند كه من فيلمسازم فكر میكردند من جزو اوليای دانشآموزان هستم. من در آنجا ديدم كه با بچهها برخوردهای خوبی نمیشود. كه تمام آن برخوردها در فيلم نيست.
در ادامه جلسه هادی آفريده به پرسشهای تماشاگران در خصوص فيلم پاسخ داد.
گفتنی است در اين مراسم از صديقه كيانفر بازيگر فيلم كوتاه پدر با اهدای جايزهای از سوی سرپرست دفتر تهران انجمن سينمای جوانان ايران تشكر شد. ضمن اينكه ميكائيل شهرستانی و علی ميلانی ديگر بازيگران اين فيلم برای دريافت جايزههايشان حضور نداشتند.
همچنين از سوی سرپرست دفتر تهران انجمن سينمای جوانان ايران امكان ساخت يك فيلم با هر طرح و موضوعی به لادن صحرایی دختر ناشنوای مستند زير درختان كاج اهدا شد.
برای دیدن گزارش تصویری این مراسم در خانه هنرمندان ایران روی ادامه مطلب کلیک کنید
![]()
![]()
به نقل از سایت خبری خانه هنرمندان ایران : هادي آفريده درباره وضعيت ساخت و نمايش فيلمهاي کوتاه و مستند گفت: سالانه در ايران بيش از 3000 فيلم کوتاه و مستند ساخته ميشود اما در واقع چه تعداد از اين فيلم ها به طرق گوناگون ديده ميشود؟ علت عمده ديده نشدن فيلم ها هم اين است که د ايران سالني براي نمايش اختصاصي فيلم کوتاه و مستند وجود ندارد.
در صورتي که اين آثار بايد ديده شوند و مور دنقد و بررسي قرار گيرند تا سازندگان اين آثار در کارهاشان پيشرفت کنند. ضمن اينکه اکثر اين فيلمسازان به لحاظ بودجه نيز مشکلات بسيار دارند.
آفريده درباره موضوع محوري فيلم هاي خود گفت: در هر سه فيلم يک تم واحد تنيده شده و آن موضوع، جايگاه زن درجامعه است. به نظر من هسته مرکزي هر جامعه اي زن ها هستند و زماني يک جامعه توسعه مي يابد که زن هاي آن جايگاه مناسبي در جامعه داشته باشد و نگاه درستي به زنان وجود داشته باشد. در تحقيقاتي که درباره تبعيض جنس فرزندان درخانواده ها داشتم، ابتدا تصورم اين بود که معضل تبعيض جنسيتي بيشتر استان هاي جنوبي کشور وجود اغلب مردم اين خطه مي خواهند که فرزندشان پسر باشد، اما پس از انجام تحقيقاتم متوجه شدم که درتهران و حتي مناطق مرفه تهران خانواده هايي هستند که بر داشتن پسر تعجب و در همه جاي کشور نابهنجاري ها و فجايع زيادي به دليل متولد نشدن پسر اتفاق مي افتد.
آفريده در پايان جلسه درباره پروژه آينده اش گفت: فيلم آينده ام مستندي است با نام «نقل گرد آفريد» که اين فيلم موضوعي زنانه دارد و به زندگي زن امروزي مي پردازد که حرفه اش نقالي است در صورتي که نقالي سنتي مردانه است.
مرضيه رياحی

مستند مراسم صبحگاهی به اجرای مراسم صبحگاهی در مدارس و اتفاقاتی که به طور موازی در شهر میافتد میپردازد. هادی آفريده مراسم صبحگاهی را فيلمی درباره خودش میداند
و در فيلم با نگاهی نوستالژيك به برخی مشكلات سيستم آموزشی میپردازد.
اين مستند ۱۴ تيرماه ۸۶ ساعت 17 برای نخستينبار به همراه مستند زیر درختان کاج و فیلم کوتاه پدر در خانه هنرمندان ايران به نمايش درمیآيند.

«مراسم صبحگاهی» در مجموعه مهر ساخته شد. اين مجموعه با چه هدف و برنامهای ساخته شد؟
در نخستين وركشاپ تخصصی سينمای مستند ايران كه شهريور سال 8۵ به همت انجمن مستندسازان و مركز گسترش سينمای مستند و تجربی برگزار شد، 21 نفر حضور داشتند كه قرار شد 21 فيلم با موضوع مهر بسازند. كه فقط 10 نفر فيلم ساختند و ميان اين 10 فيلم داوری صورت گرفت و 3 فيلم برگزيده شدند كه مراسم صبحگاهی يكی از آن 3 فيلم بود.
اين فيلمها در واقع يك نوع پاياننامه آن دوره آموزشی بود. و اين موضوع انتخاب شد چون ماهمهر يك حس نوستالژی برای همه به همراه دارد.
ايدهی اوليه فيلم چگونه شكل گرفت؟
من قبلا چند فيلم با موضوع كودك و نوجوان يا موضوعاتی مرتبط با آنها ساختهام. مراسم صبحگاهی شايد دغدغهی خودم باشد و دغدغهی همهی بچههای اين نسل از سرزمين ما. نسل ما اين فيلم را بهتر میفهمد چون با اين شرايط بزرگ شده. درست است كه فيلم درباره مدرسه دخترانه است اما در مدارس پسرانه نيز ما تجربههای مشتركی داشتيم.
وقتی قرار شد با موضوع مهر فيلم بسازم در ذهنم فلاشبكهایی بود كه از گذشته با خودم داشتم و به نوعی احساس میكردم كسی تا به حال به اين شكل بهش نگاه نكرده است. قوانين و ناهنجاریهایی كه يك وقتهایی تو محيط مدرسه هست و بچهها را از كار اصلیيشان كه درس خواندن است دور میكند.
فيلم شما با يك تدوين موازی از اجرای مراسم صبحگاهی در مدرسه و تصاويری از ترافيك شهر پيش میرود. چر اين نوع روايت را انتخاب كرديد؟
واقعيتش اين است كه ما يك جامعه مدرسه داريم با حضور دانشآموزان و يك جامعه اجتماعی كه همه در آن زندگی میكنيم. مدرسه محلی برای پرورش است جایی كه بچهها بايد با چيزهای خوب آشنا بشوند. بايد و نبايدها را ياد بگيرند. از ناهنجاریها به دور باشند. اما گاهی ما میبينيم كه كسانی كه وظيفه و مسئوليت اين آموزش و پرورش را برعهده دارند خودشان بانی و مسبب ناهنجاریها هستند.
مدرسه محيطی است كه بايد بچهها در آن شكوفا بشوند. فضيلت خوب انسانی ياد بگيرند. آداب و معاشرت ياد بگيرند. اما گاهی اين اتفاق به درستی نمیافتد. خروجی اين مدارس شايد بشود آن تدوين موازی كه من زدم. شهری پر از شلوغی و ناهنجاری. شهری پر از چراغ قرمز. اين شايد نتيجه عدم پرداخت درست به ريشهها باشد. يعنی اگر ما مدرسه را ريشه يك اجتماع قرار بدهيم، ساقهاش میشود شهر امروز، اجتماع امروز. اگر اين ريشهها درست تربيت نشوند نتيجهاش میشود ناهنجاریهایی كه در تدوين موازی فيلم میبينيد.
نظر خودتان درباره برگزاری مراسم صبحگاهی در مدارس چيست؟
من نظر منفی به برگزاری اين مراسم دارم. يك نكته جالبی كه در مورد اين فيلم برای من پيش آمد زمانی كه میخواستيم زيرنويس انگليسی فيلم را تهيه كنيم برای ترجمه واژه مراسم صبحگاهی مشكل داشتيم. چون در هيچ كجای دنيا چنين مراسمی وجود ندارد. ما فكر میكرديم كه چطور بايد اين واژه را ترجمه كنيم كه قابل فهم باشد.
در هيچ كجای دنيا تا آنجا كه من تحقيق كردم چنين مراسمی در مدارس برگزار نمیشود اين نوع مراسم فقط در پادگانها برگزار میشود. سيستم آموزشی دنيا دانشآموز محور است اما در ساختار آموزشی ما اين حق از دانشآموز گرفته شده است. در صورتیكه دانشآموزان واقعا خيلی مهماند. شايد آن كاتهای موازی كه در فيلم میبينيد آيندهی اين بچههاست.
من زمانی كه تصميم گرفتم اين فيلم را بسازم قبل فيلمبرداری چند جلسهای رفتم در جلسه اوليا و مربيان مدرسه شركت كردم. مسئولان مدرسه نمیدانستند كه من فيلمسازم فكر میكردند من جزو اوليای دانشآموزان هستم.
در آن چند جلسه خيلی بچهها و مربيان را زير نظر داشتم. وقتی بعد از سالها دوباره در حال و هوای مدرسه قرار گرفتم واقعا احساس كردم كه بايد اين فيلم را بسازم. دوست داشتم آن چيزی را بسازم كه در درجه اول خودم لمسش كردهام. من وقتی میديدم بچهها زمانی را كه بايد استراحت كنند به برگزاری اين مراسم میگذرانند خيلی اذيت میشدم.
چه شد كه به فكر استفاده از آن نريشن پايانی فيلم افتاديد. فكر نمیكنيد استفاده از تصوير میتوانست حس بهتری به مخاطب بدهد؟
دوست نداشتم همه چيز را نشان بدهم. من وقتی میخواهم فيلمنامه بنويسم اول به اين فكر میكنم كه چطور ديالوگهايم را تصويری بنويسم. بعد كه فيلمنامه را نوشتم به اين فكر میكنم كه چطور اين تصاوير را كمتر نشان بدهم. به نوعی میخواهم با اين كار به ايجاز برسم. به غيرمستقيم گویی و دور شدن از كليشهها. يك وقتهایی نشان ندادن بعضی چيزها تاثيرگذارتر است.
منبع : «پایگاه خبری فیلم کوتاه»
این گفت و گو اولین بار در هفته نامه جهان سینما شماره ۱۰۳ منتشر چاپ شد
* برای مشاهده چند عکس از پشت صحنه مستند : مراسم صبحگاهی کلیک کنید

سه فيلم از هادی آفريده با تم مشترك زن، همزمان با روز زن در خانه هنرمندان ايران به نمايش درمیآيد.
به گزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» در اين برنامه مستند مراسم صبحگاهی برای اولينبار به روی پرده میرود ضمن اين كه دو فيلم پدر، زير درختان كاج نيز در اين برنامه به نمايش درخواهند آمد.
مراسم صبحگاهی درباره اجرای مراسم صبحگاهی در يك مدرسه دخترانه و اتفاقاتی كه به صورت موازی در شهر میافتد است.
مستند زير درختان كاج نيز درباره لادن صحرايی دختر ناشنوای عاشق سينما و تلاشهای او برای ورود به سينماست. اين مستند پيش از اين در بخش مسابقه دومين جشنواره بينالمللی فيلمهای كوتاه و مستند كابل حضور داشته است و فيلم كوتاه پدر نيز درباره پدری است كه تمايلی به آوردن دختر تازه متولد شدهاش از بيمارستان به خانه ندارد.
علاقهمندان برای ديدن اين فيلمها میتوانند پنجشنبه ۱۴ تيرماه ساعت ۱۷ به خانه هنرمندان ايران مراجعه كنند.
گفتنی است پس از نمايش فيلمها جلسه پرسش و پاسخ با حضور كارگردان برگزار میشود.
این خبر در خبرگزاری های : فارس - ایسنا - مهر - باشگاه خبرنگاران - انجمن مستند سازان و ... قابل مشاهده است
منبع گفت وگو : سایت خبری خانه هنرمندان ایران
نمایش فيلمهاي کوتاه هادي آفريده
و سعي داشته ام از زواياي گوناگون اين موضوع را بررسي کنم و به تصوير بکشم و همچنين به بررسي وضعيت زنان امروز ايران بپردازم.
پرداختن به اين موضوع براساس برنامه يا سفارش خاصي صورت نگرفت، بلکه درحين تحقيقات و مطالعات شخصي خودم به اين سوژه برخوردم. مستند زير درختان کاج درباره دختر ناشنوايي بيست و يکساله اي به نام لادن است که قصد دارد کارگردان سينما شود.
هادي آفريده در مورد اين مستند گفت: لادن فکر ميکند چون ناشنواست نميتواند کارگردان شود و مشکل اصلي خود را ناشنوايي ميداند در صورتي که تماشاگر با ديدن فيلم متوجه ميوشد که به غير از ناشنوايي جنسيت لادن نيز براي او مشکلاتي را ايجاد ميکند.
«مراسم صبحگاهي» نيز مستندي است که به اجراي مراسم صبحگاهي در يک دبستان دخترانه ميپردازد.
آفريده در مورد پرداختن به اين طرح گفت: به نظرم ناهنجاريها در مدرسه است باعث ميشود کودکان درمعرض تعليم و تربيت صحيح قرار نگيرند و زماني که بچهها از تعليم وتربيت درستي برخوردار نباشند، محيط زندگي آنها نيز به هنجار نخواهد بود. براي ساخت اين فيلم از ساختاري ميني ماليستي بهره برده ام.
فيلم کوتاه « پدر» داستان پدري را روايت ميکند که پس از تولد فرزندش در بيمارستان شب را تا صبح در محل کارش ميخوابد و ترديد دارد که به بيمارستان برود.
کارگردان فيلم پدر در مورد اين فيلم گفت: «در ابتدا قرار نبود که فيلم پدر فيلميداستاني باشد، بلکه من مشغول تحقيقاتي براي ساخت مستندي درباره جنسيت فرزندان در خانوادهها بودم. درجريان اين تحقيقات متوجه شدم که تبعيض جنسيتي فرزندان در خانوادهها هنوز يکي از معضلات فرهنگي خانواده هاست و هنوز اکثر خانوادهها تمايل دارند که پسر داشته باشند، آن طرح مستند به دليل گسترده شدن و عدم حمايت مالي به نتيجه نرسيد، تا اينکه به طور اتفاقي داستان کوتاهي به نام پدر نوشته ريموند کارور را خواندم که به نظرم شباهت هايي به تم مورد نظر من داشت. فيلمنامه با الهام از داستان کارور و توسط نيما عباسپور نوشته شد و من هم سعي کردم با ساختار ميني ماليستي فيلم را کارگرداني کنم.»
فيلم پدر توسط انجمن سينماي جوانان ايران، فيلم مراسم صبحگاهي توسط مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و فيلم زير درختان کاج توسط هادي آفريده تهيه شده اند و تا به حال درجشنوارههاي متعددي همچون فستيوال بين المللي فيلم کابل، جشنواره فيلم تهران، جشنواره فيلم رشد و ديگر جشنوارههاي داخلي مربوط به فيلم کوتاه شرکت داشته اند.