تبليغاتX
وبلاگ هادی آفریده
وبلاگ هادی آفریده
فیلم کوتاه ومستند
نقل گردآفرید ( هادی آفریده ) با جایزه «محسن رسول‌الف» تقدیر شد

در مراسم اختتامیه ششمین جشن تصویر سال که شب گذشته در خانه هنرمندان ایران برگزار شد، برای نخستین‌بار از هنرمندان شرکت کننده در بخش‌های مختلف این رویداد با جوایزی تحت عنوان جایزه محسن «محسن رسول‌الف» تقدیر شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» هیات داوران بخش فیلم متشکل از محمود کلاری، کامبوزیا پرتوی و محمد شیروانی جایزه سه فیلمساز زیر ۲۵ سال را به هادی آفریده برای مستند نقل گردآفرید، عاطفه خادم‌الرضا برای رویای سنجاقک و باران توجهی برای انیمیشن ماه و ماهی اهدا کردند. 
هادی آفریده در هنگام در یافت جایزه خود به حاضرین در سالن گفت : از آنجایی که هنرمندان دوست دارند همیشه در اوج باشند و امروز آثار هنری رسول الف هم در اوج قرار دارد بهتر است یک دقیقه برای او قیام  کنیم و ایستاده او و آثاراش را تشویق کنیم  .
«محسن رسول‌الف» عکاس و فیلمساز ۲۵ ساله، عصر روز يكشنبه سوم شهريورماه به دلیل نقص فنی هواپیما بويينگ 737 قرقيزستان به همراه ۴۳ نفر دیگر از هموطنانمان کشته شد.

Click on image to enlarge

عکس یاددگاری ششمین جشن تصویر سال - خانه هنرمندان ایران - 1387

مرتبط : ایسنا

|+| نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقل گردآفرید ( هادی آفریده ) در دانشگاه هنر و معماری دانشکده علم و فرهنگ

دانشگاه هنر و معماری دانشکده علم و فرهنگ دو مستند را همراه با جلسه نقد و بررسی به نمایش می‌گذارد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» - ايسنا - فارس در این برنامه مستندهای نقل گردآفرید ساخته هادی آفریده و محاکات غزاله علیزاده ساخته پگاه آهنگرانی به نمایش درمی‌آيند.
نقل گرد آفرید پیش از این در دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینمای ایران، کاندید دریافت جایزه بهترین مستند جشنواره سینما حقیقت، برنده تندیس جشنواره به عنوان بهترین فیلم مستند از نگاه تماشاگران بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران و برنده جایزه محسن رسول‌الف از جشن تصویر سال شده است.
محاکات غزاله علیزاده نیز که در دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینمای ایران حضور داشته درباره داستان‌نویس و شاعر معاصر غزاله علیزاده است.
علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند یکشنبه اول دی‌ماه ساعت 11 به  دانشکده علم و فرهنگ دانشگاه هنر واقع در اتوبان یادگار امام، خیابان ارغوان غربی، کوی هما، گلستان یکم مراجعه کنند.

|+| نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

به یاد هنرمندی که مستقل بود ... به یاد زنده یاد امید الله داد

به یاد هنرمندی که مستقل بود ... به یاد زنده یاد امید الله داد اصولا خاصیت ما ایرانی ها است تا عزیزی را از دست می دهیم سریع خودمان را به او می چسبانیم! ، دوستی من با امید الله داد خیلی نزدیک نبود ، پس شاید نوشتن این یادداشت از طرف من کار درستی نباشد. اما من امید الله داد را می شناختم. رابطه ما دوستانه ، موثر ، متاسفانه کوتاه و برای من فراموش نشدنی بود. اولین  بار سال 1382 بود که برای اجاره باکس تدوین فیلم کوتاه ( نارنجی ) با کانون تبلیغات مثلث زرد به مدیریت امید الله داد آشنا شدم. آن موقع دفتر مثلث زرد نزدیک میدان شعاع بود و من که بودجه تولیدم تقریبا تمام شده بود با تخفیف های زیادی که امید الله داد به من داد بالاخره فیلم رو جمع کردم. سکانسی در فیلم ( نارنجی ) وجود دارد که رفتگر جوان در خیابان ایستاده و به پنجره یک خانه که در آن پارتی گرفته شده نگاه می کند و از آن پنجره ما صدای مهمانان را می شنویم . یادم می آید که برای ضبط  آن صداها امید بچه های شرکت رو تو یکی از اتاقهای دفتر جمع کرد و تا تونستیم همه شلوغ کردیم و برای اون سکانس از خودمون صدای های عجیب وغریب در آوردیم. چقدر صداگزاری اون سکانس رو من دوست دارم و الان که فیلم رو می بینم صدای امید الله داد رو میان اون همه شلوغی می شنوم ... ( روحت شاد امید ... ) حدود یک سال بعد به تهیه کنندگی انجمن سینمای جوانان ایران قرار داد تولید فیلم کوتاه ( سوت ) رو بستم ، اینقدر بودجه تولید کم و عجیب بود که اینجا هم از امید الله داد یاری گرفتم و تمام تجهیزات مورد نظر من رو امید الله داد کاملا مجانی برام تهیه کرد و از بد شانسی من موقع تصویربرداری بخشی از تجهیزاتی که الله داد تهیه کرده بود مورد سرقت قرار گرفت، من ماندم و خسارتی که چهار برابر پول قرارداد انجمن سینمای جوانان ایران بود و جیب های خالیم ...! انجمن که بعد از حادثه سرقت بطور موقتی فراموش کرده بود که با من قرارداد داره هیچ کمکی برای جبران خسارات نکرد ! در این شرایط هر شرکت و طرف دیگری که تجهیزاتش مورد سرقت قرار گرفته باید از من شکایت می کرد و اگر هم از عهده پرداخت خسارت بر نمی آمدم باید می رفتم آب خنک می خوردم. اما در مثلث زرد و مدیرت امید الله داد نوعی دیگر با من برخورد شد و با آرامش و آسودگی که به من داده شد فرصت جبران خسارت های وارده رو پیدا کردم. اینها که گفتم فقط  بخشی از نگاه فرهنگی امید الله داد به فیلمسازان بود. می دانم که امید الله داد فیلم های کوتاه زیادی رو تهیه و حمایت کرد که بخشی از آن فیلمها مطرح شدند و بخش دیگر آن فیلمها بخاطر نگاه آزادی که گاها از خط قرمز های دولتی عبور می کرد در ایران اجازه اکران پیدا نکردند. امید الله داد انسان مستقلی بود که به انسانهای مستقل کمک می کرد. شاید به دلیل همین استقلال و با وجود شناختی که تعدادی از مدیران دولتی سینما از الله داد داشتن بعد از فوتش هیچ نهاد دولتی سینمایی برایش تسلیت رسمی نفرستادند! اما هنوز نفهمیدم چرا انجمن فیلم کوتاه ایران با این اینکه امید الله داد از اعضای آن صنف بود و خدمات زیادی رو برای صنف انجام داده بود هیچ مراسمی برای یاد بودش نگرفت و واکنش صنفی نشان نداد ! جواب این پاسخ شاید این باشه که انجمن صنفی فیلم کوتاه هم از آدمهای مستقل خوشش نمی یاد و اون جورها که فکر می کنیم این انجمن ، صنفی و مستقل نیست ... !

نوشته : هادی آفریده  ۱۳۸۷/۰۹/۲۴

|+| نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 4:14 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقل گردآفرید ( هادی آفریده ) در ششمین جشن تصویر سال 1387

مستند نقل گرد آفرید ساخته هادی آفریده در ششمین جشن تصویر سال و در بخش جشنواره فیلم تصویر هنرمند به نمایش در می‌آید.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این مستند داستان پدیدار شدن اولین نقال زن تاریخ ایران فاطمه حبیبی‌زاد ملقب به گرد آفرید را به تصویر می‌کشد.
نقل گردآفرید پیش از این در دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران و در دومین جشنواره سینما حقیقت شرکت و کاندید دریافت جایزه بهترین مستند کوتاه جشنواره سینما حقیقت بوده و در بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران تندیس بهترین مستند از نگاه تماشاگران را کسب کرده است.
نقل گرد آفرید شنبه 23 آذر ساعت ۱۹ در خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آید.

مرتبط : انجمن مستند سازان سینمای ایران  - ایسنا

|+| نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 3:2 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

حال فیلم کوتاه خوب نیست !

یادداشت یکی از اعضای هیات انتخاب جشن خانه سینما   ُ نوشته : هادی آفریده

منتشر شده در شماره جدید ماهنامه تخصصی شماره ی چهار - پنج ( فیلم کوتاه )

شاید بهتر بود این یادداشت در دو یا سه ماه گذشته و در روزهای پر حرارت جشن های خانه سینما منتشر می شد. اما فکر کردم شاید تاخیری چند ماهه برای نوشتن و انتشار این یادداشت باعث شود تا با نگاهی عقلانی و نه احساسی درباره فیلم کوتاه و ماجراهای نخستین جشن فیلم کوتاه در خانه سینما برخورد و تفکر کنیم . البته امیدوارم که تا می توانیم تفکر کنیم و تفکر ...

این یادداشت ادای دین و احترامی است به تمام آن فیلمسازانی که متقاضی شرکت در دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینمای ایران در بخش فیلمهای کوتاه داستانی و تجربی بودند و آثارشان در کمیته انتخاب مورد پذیرش قرار نگرفت و فکر می کردند آثارشان بازبینی نشده و به رسم دیگر جشنواره های کهن این سرزمین سرچ شده ! هدف از نگارش این یادداشت بیان مشکلات و بررسی کلیت فیلمهای کوتاه متقاضی شرکت جشن خانه سینما است. هیات انتخاب بخش فیلمهای کوتاه دوازدهمین جشن بزرگ سینمایی ایران متشکل بود از: رضا سبحاني، سامان سالور، مهرداد زاهديان، ابوذر صفاريان، بهرام توكلي، پرويش نظريه وهادی آفریده ، بیش از 320 فیلم کوتاه داستانی وتجربی را مورد بازبینی قرار دادیم واعتراف می کنم که بسیار خوش شانس بودم که بخشی از تولیدات یکی دو سال اخیر سینمای کوتاه ایران را مشاهده کردم. سینمایی که درعین مستقل بودن و پرداختن به ارزش های سینمایی دارای ویژگی های تاثیرگذار در فرهنگ سازی و ثبت وقایع تاریخی، اجتماعی، هنری و... ایران معاصربرای آیندگان دارد و به رغم عدم توجه درسیاستهای کلان فرهنگی و سینمایی کشور برای تولید و پخش حرفه ای فیلم کوتاه توانسته چهره قابل اطمینان تری درمقابل فیلمهای بلند سینمایی به نسل جوان امروز کشورنشان دهد . داشتم فکرمی کردم که در ادامه بحث را چگونه پیش ببرم که به یاد آوردم چگونه شد با فیلم کوتاه آشنا شدم و الان خود را یک سینماگر فیلم کوتاه می نامم! درست به خاطر ندارم که اولین فیلم کوتاه زندگیم را کی دیدم و چه نام داشت! اما یادم هست در تلویزیون پخش شد، در آن زمانی که تلویزیون ارزش وقدرت فرهنگ ساز فیلم کوتاه را درک می کرد و به یاد دارم آن فیلمهای کوتاه که درسالهای خیلی دور دیده بودم محصول کانون پرورشی فکری کودکان ونوجوانان بود، بله منظورم همان کانونی است که بهرام بیضایی، عباس کیارستمی و ... بزرگان دیگرامروز سینمای ایران در آن فیلم ساخته اند و مطمئن باشید منظورم کانون پرورشی فکری کنونی نیست! به خاطر دارم دیگرفیلمهای کوتاه زندگیم را درجشنواره سینمای جوان یا همین جشنواره فیلم کوتاه تهران درآغاز نیمه دوم دهه هفتاد که موج تولید فراوان فیلم های کوتاه توسط انجمن سینمای جوانان ایران، البته با موضوعات آزاد و خلاق مورد حمایت قرارمی گرفت دیدم و آنجا بود که احساس کردم فیلم کوتاه چقدر دوست داشتنی ومهربان است و من که ازکودکی تئاتر وسینما را دوست داشتم جرقه اینکه روزی من هم باید فیلمساز شوم درمن شعله ور شد! اما منظورم از این صغری و کبری گفتن ها این بود که اگر در آن زمان با بخشی از فیلمهایی که برای جشن خانه سینما امسال بازبینی کردیم برخورد می کردم شاید امروز سرنوشت دیگری داشتم و درسعادت آباد یا شمال تهران باغ های سرسبز را می خریدم و برج های بی هویت که قبل از آمدن زلزله با خاک یکسان می شود می ساختم و دراین دوران با پوشه پر ازطرح و فیلمنامه پشت درب اتاق تهیه کنندگان مثل مرغ آبله گرفته گردن کج نمی کردم! پس صادقانه اعتراف می کنم که به نظر من بخش عمده ای از تولیدات فیلم کوتاه امروز ایران رو به زوال رفته و مخصوصا فیلمسازان نسل دیجیتال نتوانسته بودند به مفهوم و جوهره فیلم کوتاه که جسارت در انتخاب ایده و پرداخت هنرمندانه بصری، پویایی دربیان و تعلیق سینمایی بود برسند و بیشتر آثاری که مورد بازبینی قرار گرفت از یکسری کلیشه های رایج تلویزیونی و سینمایی الگو برداری کرده بودند. مثلا بخشی از فیلم ها کپی شده از فیلمهای درجه پنج هالیوودی بود که این روزها فیلمها را می توان از گوشه جوی آب خرید! اما اینکه بخشی از فیلمسازان نسل جدید از فیلمهای درجه پنج هالیوودی کپی برداری می کنند زیاد نگران کننده نیست، چون در واقع آغازموج کپی برداری های عجولانه در یک دهه اخیر درسینمای بلند آغاز شد! اما نه از فیلمهای درجه پنج هالیوودی، بلکه ازفیلمفارسی های درجه پنج دهه های چهل و پنجاه سینمای ایران!

بخش دیگری از فیلمها نیز کپی شده از فیلم کوتاه های موفق سالهای اخیر جشنوارها بودند وعده ای از فیلمسازان به این فکر نکرده بودند که هر سال نوع تفکر و سلیقه هیات های انتخاب یا داوری جشنوارها برای گزینش آثارمنتخب متفاوت است وهیچ الگوی ثابتی در انتخاب وجود ندارد. پس باید این نکته که کارانتخاب و داوری فیلم در تمام جشنواره های دنیا سلیقه ای است را هم مد نظرداشته باشیم . اما فیلم های جذاب بسیاری دیدیم که من نام سینمای کوتاه زیر زمینی را بر آنها می گذارم. آثاری که بیشتر به معضلات و گرفتاری های درونی و برونی نسل جوان و بیانگر شرایط زندگی معاصرمان بودند می پرداخت وخیلی وقتها همانند موضوعات شان تند ، جسور و متاسفانه عجولانه تولید شده بودند و از نظر بیان بصری قصه خود را کم توان روایت می کردند، فیلمسازان این دست آثار جسارت در فیلم کوتاه را بیشتر در انتخاب سوژه می دیدند و تجربه گرایی و تکنیک در بیان جدید فیلمسازی را کمتر مد نظر می گرفتند که بدون تردید یکی از دلایل مهم عدم پرداخت به مسائل تکنیکی و بصری نبود اعتبارات مالی فیلمسازان بوده است. در میان این سوژه های جسور، بکر و در صورتی که حمایت مالی از این فیلمسازان به عمل می آمد حتما آثار ماندگارتری تولید می شد، این آثار بیشتر در بخش خصوصی و فقط با امکان دوربینهای ساده دیجیتال ساخته شده بودند!

بخش دیگری از فیلمها که با ماهیت و تعریف فیلم کوتاه سازگار نبود و آثارضعیفی از نظر ایده پردازی و فیلمنامه و کارگردانی تولید شده بود ، فیلمهای کوتاه سفارشی و موضوعی بودند! و به کرات با نام فیلمسازان شاخصی در میان این دست آثار برخورد می کردیم که پیش تر با فیلمهای کوتاه مستقل خود جوایز جشنواره های جهانی را فتح کرده بودند ولی چون مدتی است بودجه تولید فیلمهای کوتاه مستقل با موضوع آزاد کم شده به سفارشی سازی روی آورده اند. این آثار در بخش دولتی تولید شده بودند و با آن آثار بخش خصوصی " سینمای زیر زمینی " بسیار متفاوت هستند و گویی در یک کشور دیگر تولید شده بودند! و فاصله عمیق وغیره واقعی بین این دست آثار با اجتماع مشاهده می شد!

بخشی دیگری از فیلمها سیاه مشق های اولیه هنرجویان وعلاقه مندان سینما بود. این بخش حجم زیادی از فیلمهای ارسالی به خانه سینما را شامل می شد. این دست آثار سرعت کار هیات انتخاب را می گرفتند و باعث می شد که کار با خستگی پیش برود. در این میان یکسری فیلم هم بود که بیشتر شبیه فیلمهای هندی کم خانوادگی بود و فیلمساز این دست فیلمها شرایط خصوصی خود یا خانواده و دوستان خود را پشت سرهم چسبانده بودند والبته که هیچ جذابیت سینمایی هم نداشتند! آثاری از این قبیل زنگ خطری است که نسل جدید تعریف علمی فیلمسازی آسان با دوربینهای دیجیتال را هنوز نیاموخته و گویی به این فکر می کنند که هرچیزی که برای خودشان جذاب است پس باید برای همگان جذاب باشد! در کنار این مشق های فیلمسازی بخشی فیلمهای کوتاه به ظاهر حرفه ای هم بود که حرفه ای بودن را فقط درانتخاب عوامل و یا سوپراستارهای سینمای گیشه پسند دیده بودند. این فیلمها بیشتر شبیه یک سکانس ازفیلم های بلند دختر پسری بود تا یک فیلم کوتاه مستقل! شاید بهتر باشد قبل از آن که ذوق زده بشویم و پولمان را حدر دهیم، به این فکرکنیم که اگر بازیگران حرفه ای دراین فیلم ها نباشند چه اتفاقی می افتد؟ یا اگرباشند باز چه اتفاقی می افتد؟ و یا بهتراست زمانی به سراغ  بازیگران حرفه ای برویم که تجربه و قدرت کنترل آنها را نیز داشته باشیم و ذوق زدگیمان آنقدر بالا نگیرد که نام سوپراستارها از نام تهیه کننده و کارگردان در تیتراژ بزرگتر نوشته شود! اگر هم در اروپا یا آمریکا از ژولیت بینوش یا ناتالی پرتمن و ... در فیلمهای کوتاه استفاده می شود درکنار آن بازیگران همیشه  یک گروه کاملا حرفه ای بزرگ می بینیم و مثلا  ژولیت بینوش آن بازی که در فیلم "آبی" انجام داده در مجموعه فیلم کوتاه های"دوستت دارم پاریس" تکرار نمی کند و آن کارگردان نیز دست و پای خود را گم نمی کند چون حالا خانم بینوش آمده در یک فیلم کوتاه بازی کند پس هرکاری که دلش می خواهد می تواند انجام دهد!

اما حالا که کار هیات انتخاب و جشن بزرگ فیلم کوتاه به پایان رسیده ، اگر از من بپرسید چه تصاویری از آن بیش از 320 فیلم به ذهنم می رسد می توانم بیان کنم : ریل های طولانی قطارکه امتداد آن معلوم نیست! کودکی که در یک نمای "لاینگ شات" چند کوه وتپه را به مدت 15 دقیقه یک نفس و بدون "کات" می دود! شخصیتهای روشنفکر که سیگار اول را خاموش نکرده اند سیگار دوم را روشن می کنند! کافی شاپ هایی که شخصیتها در هاله ای از مه و دود سیگار ترانه های محسن نامجو گوش می کنند! مردان و زنانی که به سبک فیلمهای بهمن قبادی در میان کوه و برف گیر افتاده اند و برای یه لقمه نان سیگار قاچاق می کنند! دختران فراری که همیشه در شب مسافر برهای شخصی آنها را می دزدند! خیانت همسران جوان به یکدیگر! نشان دادن نماهای بسته از کاسه توالت های فرنگی و ایرانی! معتادانی که همچنان به شیوه معتادهای سریال های تلویزیونی دهه 60 خمارهستند! و... تصاویری هستند که بر اثر تکرار در آثار متعدد فیلمسازان بخاطر می آورم. و بدون تردید اعتقاد دارم این تصاویر حقیقت آشکار و نهان اجتماع امروز ماست که در رسانه های فراگیر مثل تلویزیون و فیلمهای بلند حذف می شوند و فیلمسازان نسل دیجیتال هوشمندانه و متاسفانه عجولانه با امکانات بسیار کم این واقعیتهای اجتماعی را تصویر کرده اند. به یاد دارم سه سال پیش بهرام بیضایی پیشنهاد داد که برای شناخت و درمان ناهنجاری های اجتماعی و خانوادگی فیلم کوتاه ببینیم و امروز پس از سه سال مطمئن هستم که اگر اجازه می دادند فیلمهای کوتاه در رسانه های فراگیر پخش شود امروز این حجم ناهنجاریها دوباره توسط فیلمسازان تکرار نمی شد. این فیلمها می تواند مواد خوبی برای پژوهشگران وجامعه شناسان باشد تا به درمان ناهنجاری های واقعی جامعه بپردازند.

درباره چهل فیلم منتخب جشن فیلم کوتاه خانه سینما هم باید اضافه کنم حتما من ودیگرهمکاران درهیات انتخاب مدعی نیستیم این چهل فیلم بهترین آثار متقاضی شرکت در خانه سینما بودند. این چهل فیلم نماینده ای از سلیقه ها و ژانرهای مختلف فیلمسازان نسل های مختلف فیلم کوتاه ایران است که هر کدامشان تجربه های جدیدی را به تصویر در آورده اند و اینکه سعی فیلمسازان براین بوده که درآثارشان به نوآوری و تجربه گرایی در تمام فاکتورهای تولید یک فیلم کوتاه دست بزنند برای ما قابل احترام و شگفت انگیز بوده است .

باشد که با توجه و حمایت های ارگان های دولتی از فیلمسازان فیلم کوتاه جریان تولید فیلمهای کوتاه مستقل که از لایحه های پیرامون اجتماع  پدیدار می شود راه سالم  و درست خود را دوباره پیدا کند و به شکلی هنرمندانه، خلاق و با جذابیتهای بصری به بلوغ  تصویری برسند. امیدوارم برنامه ریزان دولتی در کنار فیلمسازان بیشتر فیلم کوتاه مستقل ببینند تا به درک تولید فیلم کوتاه مستقل و پویا با بودجه حرفه ای که در کنارخلاقیت فیلمساز تاثیر گذار ولازم است برسند. امیدوارم به زودی مدیران فرهنگی در کنار فیلمسازان و نه در روبه روی آنها به درمان چالش ها و مشکلات فیلم کوتاه ایران بپردازند و دیگر کمتر شاهد تولید آثار سطحی دراین سینمای ژرف اندیش و فرهنگ ساز باشیم . در پایان امیدوارم حال فیلم کوتاه ایران به زودی خوب شود .

|+| نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

 
business articles