تبليغاتX
وبلاگ هادی آفریده
وبلاگ هادی آفریده
فیلم کوتاه ومستند
هادی آفريده در پی حذف 6 دقيقه از مستند نقل گردآفرید در جشنواره فیلم فجر

در پی حذف 6 دقيقه از مستند «نقل گردآفريد» ، هادی آفریده :
از مخاطبان جشنواره‌ كه «نقل گردآفريد» را تكه تكه‌ شده ديدند، عذرخواهی می‌كنم

مستند «نقل گردآفريد» به كارگرداني هادي آفريده، گفته مي‌شود براي نمايش در جشنواره‌ي فيلم فجر با حذفياتي روبرو شد و 6 دقيقه از فيلم حذف شده است. كارگردان اين فيلم با تاييد اين مطلب به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا - انجمن مستندسازان سینمای ایران گفت: پيش از شروع جشنواره به بنده اعلام شد كه فيلمم براي شركت در جشنواره پذيرفته شده اما بايد براي شركت در جشنواره تغييراتي در آن ايجاد شود كه در نهايت به اين شكل، شش دقيقه‌اي از فيلم دچار مشكل مميزي شد. او ادامه داد: پس از اعلام اين‌كه بايد در اين فيلم و حتي برخي فيلم‌هاي ديگر اصلاحاتي انجام شود، دوستان و بنده نسبت به اين مسئله اعتراض كرديم و قرار شد تا در جلسه‌اي با حضور معاونت سينمايي اين فيلم‌ها يكبار ديگر مورد بررسي قرار گيرند كه در نهايت نتيجه آن جلسه حذف شش دقيقه از اين فيلم شد و ما نيز از آن‌جا كه داوري ايشان را پذيرفته بوديم، ديگر امكان چنداني براي اعتراض نداشتيم و به ناچار فيلم را با تغييرات خواسته شده راهي اين جشنواره كرديم. آفريده با تأكيد بر اين‌كه قطعا اين‌گونه مميزي‌ها به فيلم صدمه بسياري زده است، افزود: اين فيلم تاكنون بارها و بارها در جشنواره‌ها، دانشگاه‌ها و فرهنگسراها و ساير محافل فرهنگي به نمايش درآمده و با توجه به مخاطبان خاص سينماي مستند، طبيعتا عده‌اي متوجه تفاوت نسخه فعلي با نسخه‌هاي قبلي آن خواهند شد. حال آن‌كه اين مميزي‌ها و تغييرات در شرايطي صورت گرفته است كه بخش مستند و كوتاه جشنواره فجر، به دليل عدم تبليغات مناسب جشنواره‌اي و رسانه‌اي شدن اين دست آثار كه از بي‌توجهي دبيرخانه جشنواره و اهميت كم اين فيلم‌ها براي دبيرخانه جشنواره فجر سرچشمه مي‌گيرد، از مخاطب چنداني بهره نمي‌برد و در ميان همان تعداد اندك نيز، تعداد زيادي از عوامل فيلم‌ها و يا ميهمانان كارگردان هستند. اين مستندساز در بخش ديگري از اين گفت‌وگو خاطرنشان كرد: اين فيلم و تمام فيلم‌هاي ديگر اين بخش داراي پروانه نمايش بوده‌اند و با وجود داشتن پروانه نمايش اين اصلاحات ايجاد شده است، درحالي‌كه از نظر من، اين سينما داراي مخاطب خاص خود است و شايد لزومي نباشد كه در آن مميزي به شكل فيلم‌هاي تلويزيوني صورت بگيرد. آفريده گفت: يكي از دلايلي كه از سوي مسوولان جشنواره براي ايجاد تغيير در فيلم من عنوان شده بود، اين بود كه اين فيلم در مدت زمان 34 دقيقه شايد نتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند. حال آن‌كه اين فيلم پيش‌تر در جشنواره فيلم كوتاه تهران جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را گرفته و با توجه به موضوع آن‌كه موضوعي برگرفته از فرهنگ ايران زمين است، حتي مي‌تواند در جذب مخاطب عام نيز موفق باشد. اين كارگردان در پايان صحبت‌هايش هم از اين‌كه مخاطبان و داوران اين فيلم را به شكل تكه‌تكه شده ديده‌اند، عذرخواهي كرد. به گزارش ايسنا، اين فيلم كه پيش از اين با نام «به قدمت ري» معرفي شده بود، روايتي است از آخرين نسل نقالان قديمي شاهنامه كه توسط فاطمه حبيبي زاد ـ گردآفريد ـ نقل مي‌شود.

Director Hadi Afarideh believes cinematic audits do great harm to movies

TEHRAN -MEHR - Director Hadi Afarideh expressed his apologies to the viewers and jury of the Fajr festival who were obliged to watch a shortened version of his film,      “The Story  of Gordafarid” . He expressed his regrets that six minutes of the documentary was cut out during the screening at the 27th Fajr Film Festival.

“I was informed before the beginning of the festival that my documentary was accepted in the festival but also that it needed several changes,” he told the Persian service of ISNA.

“Several other directors and I expressed our objections to the decision and asked for a review meeting with the deputy culture minister for cinematic affairs, but the final decision was to delete six minutes from the film,” he added.

He stressed that these forms of auditing do great harm to movies, adding, “The documentary was previously screened at several other programs and in private screenings and undoubtedly, viewers would notice the difference.”

Afarideh also criticized improper advertising of documentary cinema during the Fajr festival and said that generally, Iran’s documentary cinema does not enjoy a large number of viewers, “I believe this sort of cinema has its own special audience and perhaps there is no need for any form of auditing as is done with other types of movies.”

“Festival officials declared the 34-minute documentary might be too long for viewers, despite the fact that this movie won the best audience film award at Tehran’s Short Film Festival,” he remarked.

The documentary previously named “As Old as Rey” tells the story of the last generation of narrators of Ferdowsi’s Shahnameh. The film is narrated by Iran’s only female narrator of Shahnameh, Fatemeh Habibizad, who is also known as Gordafarid.

Photo: Fatemeh Habibizad known as Gordafarid in a scene from “Narration of Gordafarid”

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقل گردآفرید برای چه ساخته شد ؟ یادداشتی از هادی آفریده

این یادداشت نخستین بار در مجله فیلم شماره ۳۹۰ ویژه نامه بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر منتشر شد .
نقل گردآفرید ساخته شد که نه فقط فریاد بزنم که هنر نقالی و شاهنامه خوانی دارد از بین  می رود ! نقل گردآفرید ساخته شد تا به بوسیله این هنر و سنت کهن ایرانیمان که حس نوستالژیک به آن داریم  به مسائل امروزی ، ناهنجاری ها ، باید ها و نبایدهای این دوره ی تاریخی ایران بپردازم ! اینکه که امروز یک زن سنت ها را می شکند و تاریخ را به گونه ای دیگر رقم می زند برایم جالب است. اینکه آیا مردم شهر نشین که در میان دود و ساختمان های شیشه ای بی هویت و ترافیک زندگی آشفته ای را دنبال می کنند و شرایط به گونه ای هدایت شده که زوال فرهنگی و اجتماعی خود و دیگر افراد جامعه را نمی بینند و لمس نمی کنند برایم بسیار عجیب است ! اینکه در سرزمینی زندگی می کنیم که تاریخ شهرفرنگ وار دارد و هر چه به عقب بر می گردیم زندگی رنگی تر می شود و آینده برایم کبود و بی رنگ است ! نقل گردآفرید ساخته شد تا ببینم آیا می شود در مستندی که قرار است اولین زن نقال تاریخ ایران را معرفی کند، به مسائل فراتر از پدیدار شدن این زن بپردازم ؟ اینکه آیا می شود میان سنت ، فرهنگ و جریان های جدید توازون و تعادل ایجاد کرد ؟ و این پرسش شاید در ناخداگاه فیلم مطرح شود که چقدر جامعه ی امروز ایران آماده پذیرش پدیده های غیره مرسوم است ؟ و آیا می شود این همه پرسش ها و گرفتاری های  پیچیده را در سینمای مستند بیان و تجربه کرد ؟ آیا می شود از اولین زن نقال تاریخ ایران مستندی پرتره ساخت اما فقط پرتره یک انسان موضوع نباشد ؟ و آن پرتره بهانه ای باشد برای شناخت بیشتر از پرتره اجتماع و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم ؟  فقط می توان امیدوار بود نقل گردآفرید بتواند پاسخی به یک نیاز فرهنگی و اجتماعی جامعه معاصرمان در این دوران باشد و تلاش کند که در آینده سندی تاریخی از فرهنگ و جامعه معاصر این دوره ی ایران به آیندگان هدیه کند، کاری که گذشتگان برای ما نکردند یا اگر کردند کم بود !  نقل گردآفرید تا به اینجا در دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینما ، کاندید بهترین مستند دومین جشنواره سینمای مستند ایران – سینما حقیقت ، برنده تندیس بهترین مستند ازنگاه تماشاگران بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران ، برنده جایزه محسن رسول الف در ششمین جشن تصویرسال و اکران شده در دهها محافل و مراکز هنری و روشنفکرانه بوده که به لطف جاذبه جادوی کلام شاهنامه فردوسی مورد توجه جریان های فرهنگی قرار گرفته است. اما چیزی که امروز بعنوان سازنده این اثر برای این فیلم آرزو می کنم تندیس های بیشتر، هورا کشیدنها و هیجان زدگی کاذب و زود گذر نیست ! نقل گردآفرید می تواند بیانیه ی هشدار دهنده ای  باشد برای نسل من تا به یاد فرهنگ و هویت ایرانی شان باشند ، و امروز باید برای آثاری که به داشته های ملی و فرهنگیمان می پردازند شرایط اکران و نمایش گسترده در تلویزیون و سالنهای سینما اختصاص داده شود تا این آثار بتواند کارکرد فرهنگی و جریان ساز خود را در جامعه عملی و گسترش دهند، و این عدم برقراری ارتباط با عموم اقشار جامعه یعنی از دست دادن بیشترین حجم مخاطبین که جوانان هستند ! جوانانی که باید با زبان زمانه ی خودشان فرا خوانده شوند برای آگاه شدن و آگاهی دادن به عموم افراد جامعه که اگر درنگ نکنند همین اندک یادگارهای تاریخی و فرهنگ گران سنگمان نیز از دست می رود !  و به قول حکیم فردوسی :  

دریغ است که ایران ویران شود                                   کنام پلنگان و شیران شود

چون ایران نباشد تن من مباد                                       به این بوم بر زنده یک تن نباد

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقل گردآفرید هادی آفریده ( یادآوری تاریخی )

مرضیه ریاحی به نقل از پایگاه خبری فیلم کوتاه : مستند نقل گردآفرید درباره اولین زن نقال ایرانی است. این مستند به بهانه پرداختن به نقال، هنر فراموش‌شده نقالی را بررسی می‌کند. هادی آفریده می‌گوید هدفش از ساخت این مستند یادآوری تاریخ و فرهنگ واقعی ایران به هم‌ نسل‌هایش است.
نقل گردآفرید در بخش مسابقه مستند بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر حضور دارد.
پرداختن به اولین زن نقال ایرانی ایده جالبی است. چطور با فاطمه حبیبی‌زاد آشنا شدید؟ 
ایده ساخت مستندی درباره نقالان به نیمه دوم دهه 70 و فعالیت‌های تئاتریم برمی‌گردد. در آن زمان می‌دیدم بخش مهمی از سنت‌های نمایشی کهن ایران دارد روزهای آخر حیاتش را می‌گذراند و افرادی که مشغول اجرا و حفظ سنت‌های کهن نمایشی ایران هستند؛ یکی پس از دیگری از میان ما می‌روند.
این ماجرا دغدغه ذهنی من بود تا اینکه در سال 1385 پس از برگزاری نخستین کارگاه‌ تخصصی مستندسازی ایران، جایزه تولید مستند بعدی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را گرفتم و طرح ساخت این مستند را دادم.  در جریان تحقیقات برای تولید، از پیشکسوتان و قدیمی‌های نمایش نقالی کمک می‌گرفتم تا سرنخ‌هایی جذاب را برای آغاز پژوهش‌ها پیدا کنم. متاسفانه بیشتر پیشکسوت‌های این هنر حاضر به همکاری نشدند و نمی‌خواستند اطلاعاتشان را در اختیار پژوهشگران بگذارند. آنها بیشتر دوست داشتند تجربیات‌شان را برای خودشان به شکلی انحصاری داشته باشند. متاسفانه نسل‌های قدیمی ما علاقه ندارند اطلاعات را کامل و بدون نقص در اختیار نسل جدید بگذارند.
فکر می‌کنید به چه دلیلی این تمایل در پیشکسوت‌ها نیست؟
شاید چون آنها فکر می‌کنند اگر دانش‌شان را مثلا به من بدهند، من می‌آیم و بازارشان را کساد می‌کنم و دیگر کسی سراغی از آنها نمی‌گیرد. این تفکر دقیقا در همین جامعه سینمای مستند ایران هم جریان دارد. همین تفکر محافظه کاری در میان ما باعث شده بخش بزرگی از فرهنگ سینه به سینه به نسل آینده منتقل نشود و بخش بزرگی از هنرها و آداب کهن ما به شکل جامع، امروز در دسترس نباشد. در تاریخ این سرزمین ریش سپیدان غالبا هیچ وقت فن آخر را به جوان‌ها نمی‌گویند. من در چنین شرایطی با خانم فاطمه حبیبی‌زاد ملقب به گرد آفرید آشنا شدم. کم کم تحقیقات و پژوهش‌هایی را با ایشان جلو بردم و علاقه‌مند شدم این خانم سوژه فیلمم باشند.
چه شد که از تصاویر آرشیوی نقالی حبیبی‌زاد استفاده کردید؟   
بخشی از تصاویر آرشیوی مستند نقل گردآفرید مربوط به گذشته و پژوهش‌های خانم حبیبی‌زاد می‌شود که خودش تهیه کرده، بخش دیگری از تصاویر که در فیلم آمده تصاویر پژوهشی و تحقیقی است که در طول تحقیقات فیلم شخصا با دوربین کوچک دیجیتال خودم ضبط کردم. دلیل استفاده از تمامی این تصاویر این بود که حضور و تلاش گردآفرید را در جای جای ایران و در شرایط‌های گوناگون ببینیم و با او همسفر شویم. 
به نظرم نمایش علایق فاطمه حبیبی‌زاد به نقالی در واقع در فیلم بهانه‌ای است برای پرداختن به هنر نقالی. چطور به این لایه از روایت رسیدید؟ 
نمی‌خواستم حرف‌هایم را به شکلی سطحی و تکراری بیان کنم. همیشه در ایران وقتی می‌خواهند مستندی تاریخی مثلا درباره یک کاسه قدیمی بسازند اولین کاری که می‌کنند این است که می‌روند سراغ کاسه‌های قدیمی و تاریخچه آنها و یک نریشن کسالت‌بار که روح امروزی ندارد و به مخاطب اطلاعات می‌دهند.
در نقل گرد آفرید فاطمه حبیبی‌زاد در واقع بهانه‌ای است برای پرداختن به هنر نقالی و حتی نقالی شاهنامه هم بهانه‌ای است برای مطرح شدن شرایط معاصر اجتماع امروز. زنان و مردم ایران، این‌که داریم به بی‌هویتی می‌رسیم و زوال فرهنگی دارد در گوشه گوشه این اجتماع ریشه می‌دواند. زمانی می‌شود مفاهیم کهن و عمیق را به نسل‌های جدید منتقل کرد که با زبان و منطق خودشان با آنها حرف بزنیم.
نقل گردآفرید فقط به داستان اولین زن نقال تاریخ ایران نمی‌پردازد، می‌خواستم به هم نسل‌هایم یادآوری کنم در تاریخ و فرهنگ واقعی ایران چیزهایی داریم که می‌تواند برای نسل ما هم جذاب باشد. حرف‌هایی که به مراتب برای ما قابل درک‌تر و جذاب‌تر از دیگر فرهنگ‌های وارداتی است.    
در فیلم تصاویر زیادی در مترو دارید. کار کردن در لوکیشن شلوغ و پر رفت‌وآمدی مثل مترو چه مشکلاتی دارد؟
اصولا فیلمسازی در لوکیشن‌های خارجی در ایران کار انرژی‌گیری است. چون شما به عنوان مستندساز وقتی در شهر قدم می‌گذارید خیلی زیر ذره بین هستید.در مستند نقل گردآفرید علی‌رغم این که که موضوع فیلم کهن و حماسه‌ای است؛ اما بافتی شهری دارد. در مترو بیشتر پلان‌ها را با لنز تله تصویربرداری می‌کردیم چون اگر سوژه را مردم نزدیک دوربین می‌دیدند همه به دوربین نگاه می‌کردند. اما وقتی دوربین را در انتهای واگن می‌گذاشتیم و سوژه در آن طرف واگن قرار می‌گرفت این امکان به وجود می‌آمد که چند پلان سالم بگیریم. مشکل دیگر ما در مترو نور لامپ‌های فلورسنت بود که هارمونی نوری فیلم را به هم ریخته بود. رفت آمدهای مسافرین در ایستگاه‌ها، ورود و خروج مردم از واگن‌های پر از آدم و سه پایه دوربین که با حرکت قطار در تونل بالا و پایین می‌پرید، همراه با گرمای تابستان و کمبود اکسیژن در واگن از مشکلات تصویربرداری پلان‌های مترو بود. 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

حاشيه‌ي بر متن نمايش فيلم‌هاي مستند و كوتاه در جشنواره‌ي فيلم فجر

«شايد وقتي ديگر»

حكايت نمايش فيلم‌هاي مستند و كوتاه جشنواره‌ي فيلم فجر امسال نيز همچون سال‌هاي گذشته است اما با اين تفاوت كه كيفيت نمايش فيلم‌ها بهتر شده است، ولي بنا به گفته‌ي دست‌اندركاران اين سينما تبليغ خاصي براي اين فيلم‌ها انجام نمي‌شود و در حاشيه اين فيلم‌ها به نمايش درمي‌آيند. به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - روزنامه ابتکار - روزنامه سرمایه اختصاص يكي از سالن‌هاي سينما «آزادي» امسال باعث شده است كه كيفيت نمايش‌ها بهتر شود و برخلاف سالهاي گذشته كه در يكي از دوره‌هاي جشنواره عدم نمايش مناسب فيلم‌ها تا جايي پيش رفت كه جمعي از مستندسازان با انتشار نامه‌اي خواستار توقف اين بخش شدند، اما اين دوره كيفيت نمايش فيلم‌ها مناسب است. اما همچنان مخاطبان اين بخش به نسبت محدود هستند و در شلوغ ترين سانس‌ها تعداد‌ آنها از 80 نفر تجاوز نمي‌كند. البته اكثر مستند سازان و فيلمسازان كوتاه علت اين امر را تبليغات كم جشنواره براي اين بخش مي‌دانند. هادي آفريده سازنده مستند«نقل گرد آفريد» كه امسال در بخش مستند جشنواره به رقابت با ساير آثار مي‌پردازد، در اين‌باره به ايسنا گفت:‌ همين فيلم‌ها در جشنواره‌اي مانند جشنواره سينما حقيقت بسيار مقبول واقع مي‌شوند و از مخاطبان فراوان بهره مي‌برند اما متاسفانه نگاه جشنواره فجر به اين فيلم‌ها نگاه جدي‌ نيست. اين مستند ساز در ادامه‌ برخورداري از نشست‌هاي نقد و بررسي را حق اين سينما دانست و افزود: به راستي چه تعداد از فيلم‌هاي گيشه پرچم ما را در كشورهاي مختلف بالا برده‌اند؟ آيا غير از اين است كه اكثر جوايز موزه سينما متعلق به فيلم‌هاي مستندو كوتاه است؟ آقاي جعفري‌جلوه مي‌گويند كه براي رسيدن به سينماي ملي بايد به آئين‌ها و باورها و سنن خود بپردازيم. واقعا چند فيلم از ميان فيلم‌هاي سينمايي ما به اين موارد مي‌پردازند؟ آيا غير از آن است كه همه اين موارد در سينماي مستند تجلي پيدا مي‌كنند؟ پس با همه اينها چرا همچنان اين بخش از اين جشنواره جدي تلقي نمي‌شود؟ پژمان مظاهري‌پور ديگر مستندساز كه امسال با فيلم مستند «درياچه‌اي كه بود» در جشنواره حضور دارد هم در اين‌باره گفت: امسال با انتقال اين فيلم‌ها به سينما‌ «آزادي» به نظر مي‌رسد كه مشكلات تصوير و صدا تا حد قابل توجهي برطرف شده است، لذا پخش اين فيلم‌ها در سينما آزادي ايده‌اي خوب بوده است، اما تنها مشكلي كه در اين راه وجود دارد آن است كه ‌همچنان بخش كوتاه و مستند از منظر جشنواره فجر در حاشيه قرار دارد. حال آنكه با توجه به نقش جدي‌تري كه سينماي مستند دنبال مي‌كند، لازم است كه فضاي بهتري بر اين بخش‌ حاكم شود. او ادامه داد: متاسفانه در مطبوعات هم هيچ خبري از بخش مستند وكوتاه اين جشنواره به چشم نمي‌خورد و اين مورد چنان جدي است كه حتي در سايت اين جشنواره هم خبري از اين فيلم‌ها نيست. همچنين با احترام فراوان به فيلم‌هاي پذيرفته شده در اين بخش بيان كرد: به نظر مي‌رسد كه انتخاب اين فيلم‌ها هم انتخاب چندان مناسبي نبوده و برخي فيلم‌ها كه استحقاق بيشتري داشته‌اند به اين جشنواره راه پيدا نكرده‌اند. اين مستندساز در پايان صحبت‌هايش هم با بيان اينكه در اين جشنواره فيلمسازان اين بخش به قدري مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرند كه حتي علي رغم بودن فضاي خالي، از ذكر كردن نام آنها در برنامه سينماها خودداري مي‌شود. او معتقد است: اما با همه اين مسائل امسال مخاطبان بخش كوتاه و مستند به نسبت رشد بسيار خوبي داشته است.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقل گردآفرید ( هادی آفریده ) تصوير آخرين نسل از نقالان ايراني
در گفتگوي «برنا» باهادي آفريده عنوان شد
«نقل گردآفريد»؛ تصوير آخرين نسل از نقالان ايراني

مستند «گردآفريد» با نگاهي ويژه به زندگي تنها زن نقال ايران و آخرين نسل از نقاله‌خوانان و شاهنامه‌خوانان در سراسر کشور توليد شده است.
منبع : ( برنا ) هادي آفريده کارگردان مستند «نقل گردآفريد» که فيلمش به بخش مستند بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر راه پيدا کرده است، گفت : توليد و پيش توليد مستند «نقل گردآفريد» از اواخر سال 85 در شهرهاي مختلف کشور آغاز شد و از ارديبهشت ماه سال گذشته فيلمبرداري اين مستند در شهر ري که يکي از مراکز شاهنامه‌خواني در پايتخت است، ادامه يافت. وي با بيان اينکه اين مستند، آخرين نسل از نقالان ايراني را به تصوير مي‌کشد، افزود: اين مستند بهانه‌اي است تا به سير تاريخي و فراز و نشيب نقالی‌ و شاهنامه‌خواني در ايران بپردازد، ضمن آنکه اين مستند داستان پديدار شدن اولين نقال زن تاريخ ايران «فاطمه حبيبي‌زاد» ملقب به «گرد آفريد» است. به گفته آفريده «نقل گردآفريد» داستان تنها زن ايراني است که کار خود را در دوران معاصر و در شرايطي که مخاطبان نقالي نيز عموماً مردها بوده‌اند، ادامه داده و مي‌دهد. وي درباره راهيابي اين فيلم به بخش مستند جشنواره فيلم فجر هم گفت : اين فيلم که به تهيه‌کنندگي مشترک خودم و مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي است، در بخش مستندهاي کوتاه مسابقه ملي بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به نمايش درمي‌آيد. «نقل گردآفريد» تاکنون در جشنواره‌هاي مختلفي همچون جشن خانه‌سينما نمايش داده شده است. اين فيلم همچنين کانديداي دريافت جايزه بهترين مستند جشنواره سينما حقيقت، برنده تنديس جشنواره به عنوان بهترين فيلم مستند از نگاه تماشاگران بيست و پنجمين جشنواره فيلم کوتاه تهران و برنده جايزه محسن رسول‌الف از جشن تصوير سال شده است. براساس صحبت‌هاي کارگردان «گردآفريد» تاکنون 20 فستيوال خارجي متقاضي حضور اين فيلم مستند شده‌اند.
|+| نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

اکران نقل گردآفرید در جشنواره فیلم فجر و تولید مستند جدید هادی آفریده

به گزارش خبرگزاري فارس ، مستند «نقل گردآفريد» ساخته هادي آفريده در بخش مستندهاي مسابقه بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به نمايش در مي‌آيد. اين مستند كه پيش‌تر در دوازدهمين جشن بزرگ خانه سينماي ايران، كانديد دريافت جايزه بهترين مستند جشنواره سينما حقيقت، برنده تنديس جشنواره بهترين فيلم مستند از نگاه تماشاگران بيست و پنجمين جشنواره فيلم كوتاه تهران و برنده جايزه محسن رسول‌اف از جشن تصوير سال شده 1387 شده، روايتي از پديدار شدن اولين زن نقال و شاهنامه خوان تاريخ ايران ملقب به گردآفريد را روايت مي‌كند. اين مستند كه توليد آن بيش از يك سال زمان برده پس از اكران در بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر پخش بين‌المللي آن آغاز مي‌شود. عواملي كه در توليد مستند نقل گردآفريد حضور داشتند: پژوهش و كارگرداني: هادي آفريده - مشاور پژوهش: محمد تهامي‌نژاد و گردآفريد- تصوير: اشكان اشكاني - تدوين و صداگذاري: حميد نجفي‌راد- صدا: علي اعلايي - عكس: حميدرضا آفريده - با حضور: مرشد ولي‌الله ترابي - مرشد محمد مداحي - مرشد غلامعلي‌پور عطائي و گردآفريد- تهيه‌كننده و مجري طرح: مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و هادي آفريده. همچنين هادي آفريده از فردا 5 بهمن ماه مستند جديد خود را با عنوان موقت «نياوران» در منطقه نياوران تهران آغاز مي‌كند. اين مستند كه به وقايع تاريخ ده نياوران، مجموعه كاخ‌هاي نياوران و حوادث مرتبط به انقلاب اسلامي در سال 1357 مردم ايران را در بافت تهران معاصر امروز به تصوير مي‌كشد.

|+| نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقل گردآفرید ( هادی آفریده ) در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر

به گزارش فجر - پایگاه خبری فیلم کوتاه - ایسنا -  فارس - مهر  - حیات21 فيلم‌كوتاه و نيمه‌بلند مستند و  ۱۰ مستند بلند بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر معرفی شدند . در میان آثار پذیرفته شده مستند ( نقل گردآفرید ) ساخته هادی آفریده نیز پس از حضور در دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینمای ایران، کاندید دریافت جایزه بهترین مستند جشنواره سینما حقیقت، برنده تندیس جشنواره به عنوان بهترین فیلم مستند از نگاه تماشاگران بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران و برنده جایزه محسن رسول‌الف از جشن تصویر سال شده و شرکت داشته است .  

نقل گرد آفرید در بخش مستند های کوتاه مسابقه ملی بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش در می آید. این مستند داستان پدیدار شدن اولین نقال زن تاریخ ایران فاطمه حبیبی‌زاد ملقب به گرد آفرید را به تصویر می‌کشد .

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 3:26 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

فرهنگمان دارد گم می شود ! نوشته : هادی آفریده

این یادداشت نخستین بار در مجله فردوسی - شماره ۷۲-۷۱ -سال هشتم در آذر و دی ۱۳۸۷ منتشر شد

فرهنگمان دارد گم می شود !  نوشته : هادی آفریده

درباره اهمیت پرداختن به فرهنگ عامیانه مردم ایران در سینمای مستند

تقدیم می شود به : محمد تهامی نژاد و همایون امامی پژوهشگران سینمای مستند ایران 

داستانهای محلی ، قصص کهن ، افسانه های تخیلی و اسطوره ها ، ترانه های محلی از هر نوع ، لهجه و گویش های محلی ، امثال و ضرب المثالها ، اعتقادات مذهبی و دینی ، بازی ها و جشنهای محلی و ملی ، خرافات ، باورها و اسطوره های ایرانی ، ورزش های کهن باستانی  و ...همه اینها فرهنگ عامیانه و میراث معنوی ملتها را تشکیل می دهند و ایران کشوری بزرگ و دریایی بی کران از گوناگونی قومیتها و فرهنگهای کهن است ، صداق هدایت درجمع بندی تحقیقات گوناگونی که درباره فرهنگ عامیانه مردم ایران گرد آوری کرده می گوید : ( ایران کشوری سرشار از منابع گونا گون ادبی کهن ، مذاهب مختلف ، هنرها و فرهنگ غنی عامیانه مردمی که با جرات می توانم اعلام کنم در هیچ کشوری این تنوع قومی و فرهنگی دریک جا گرد هم نیامده است ... ) اما امروز باید هشدارداد که اگراین گوناگونی و تنوع فرهنگی و میراث معنوی که در کشور وجود دارد ثبت ، ضبط وجمع آوری نشود دوری نخواهد گذشت که از میان برود . در ایران امروز اعلام میشود که بیش از 3000 فیلم کوتاه و مستند در سال تولید می شود ، همه شگفت زده  می شوند این آمار تولید فیلم کوتاه ومستند عددی است که در سینمای هلند یا فرانسه که مهد ومرکز تولید فیلم های مستند وکوتاه دراروپا هستند نیز به چشم نمی خورد ! اینهمه پتانسیل و نیروی جوان خلاق در سینمای ایران خبرهای خوبی را برای آینده سینمای کشور تضمین  می کند. حتی دراین دوران هم شاهد هستیم که این سینمای مستند و کوتاه کشورمان است که در بسیاری از جشنواره های جهانی نام ایران را بر سرزبانها می آورد ... پس باید بگویم سینمای ایران هنوز زنده است و حتما بخش مهم و ارزشمند این حیات را سینمای مستند و کوتاه به سینمای ایران هدیه داده است ... اما امروز که فیلمهای مستند و کوتاه  یا تجربی مخاطب جهانی فراوانی در دنیا دارد ، در کشور ما می تواند به فرهنگ عامیانه مردمی توجه بیشتری نشان دهد ،  در سینمای مستند ما اهمیت پرداختن به موضوعات فرهنگی ایرانی و عامیانه  بیشترازسینمای کوتاه مورد توجه مستندسازان قرارگرفته ، اما شاید هنوز کارهای مهم و اساسی انجام نشده  و هزارن ایده و موضوع جذاب ایرانی که به فرهنگ عامیانه مردمی و میراث فرهنگی ومعنوی ایرانیان مربوط می شود به درستی دیده نشده و در جهت ثبت و ماندگار کردن آن حرکت جمعی صورت نگرفته است . با مرور و مطالعه بر فیلمهای تولید شده سینمای مستند و کوتاه ایران در دهه های اخیر درمی یابیم که فیلمسازان علاقه مندی بیشتری برای پرداختن به موضوعات فرهنگ عامیانه مردمی داشتند ، جالب است بدانیم این آثار در بیشتر جشنواره های جهانی دوران خود حضوری موفق داشته و برای سینمای ایران افتخارآفرین بوده اند. اما امروزدرکمتر فیلم مستند و کوتاه  آن علاقه و اشتیاق به تصویر کشیدن موضوعات بومی و عامیانه مردمی به چشم می خورد !؟شاید عده ای فکرمی کنند پرداختن به موضوعات کهن ، اقتباس کردن از ادبیات مکتوب و شفاهی و یا پرداختن به مسائل فرهنگ عامیانه مردمی و میراث معنوی برای مخاطب امروز یا نسل جدید جذابیتی نداشته باشه و مورد استقبال قرار نگیرد ؟! و یا شاید بودجه های تولید تامین کننده تحقیق ، پژوهش و تولید این آثار نیست ؟! و...  پرداختن به موضوعات فرهنگی و مردمی می تواند ما را با ریشه های تاریخی مان پیوند زده و آشنا کند و مخاطب داخلی با آن ارتباط  روحی و حسی بر قرارمی کند ، نسلهای گذشته خاطرات شان را با دیدن رویدادها فرهنگی هنری ، ملی و مذهبی دوباره زنده می کنند ، نسل جوان و جوان تر با گذشته خود و ریشه های فرهنگی تاریخی خود و کشورش آشنا می شود و...  مخاطبان خارجی حالا چه روشنفکران باشند یا چه عوام با تمدن ، فرهنگ وخُرده فرهنگهای مردمی ، رویدادهای ملی ومذهبی ، اعتقادات مردمی ، نوع زندگی ، آداب و رسوم وهنرهای ما ملت آشنا می شوند و دراینجا سینما خارج از تولید محصولی برای سرگرمی و یا خلق اثری هنری به صادرات فرهنگ و هنر، تمدن و باورهای مردمی یک کشور به دیگر ملتها پرداخته و در راه حفظ و ثبت فرهنگ عامیانه مردمی نیز گام برداشته است .  شاید یکی دیگراز دلیلی که فیلمسازان کمتر به سمت این نوع موضوعات می روند عدم شناخت از گستردگی فرهنگ عامیانه مردمی و جهان بینی محدودشان است و البته که این مشکل را می توان با پشتکار ، پژوهش و تربیت بهترین دیدن پیرامونمان برطرف کرد . بهتراست زمانی برای تولید فیلمهایی ازاین قبیل کار را آغاز کنیم که به شناخت کاملی ازموضوعات مورد نظررسیده باشیم . نداشتن اطلاعات کافی می تواند بسیارخطر ناک باشد و یک اشتباه کوچک در تولید فیلم هایی که قرار است به ثبت و ضبط مسائل فرهنگی و ملی ما بپردازد در تاریخ تصویری کشور ناخواسته ثبت می شود و یادگارهای ناقصی از آن موضوعات به آرشیوها و نسل های آینده سپرده می شود. شاید چند مثال مختصری که در ادامه می خوانید کلیدهایی باشند برای کشف و شناسایی خُرده فرهنگ های مردمی و کشف میراث های معنوی کشورمان ، سرفصل هایی برای آغاز تحقیقات و پژوهشهای بسیار وسیع که لازمه تولید اینگونه فیلم ها است ... درهرکجا که زندگی می کنید تاریخچه محل سکونتان را مطالعه کنید شاید یکی از آن کوزه های پر از سکه طلا وآن جانوران عجیب و غریب افسانه ها زیر خانه شما مدفون شده باشند !  به دوستان وآشناهایتان بسپارید اگراطلاعاتی ازافسانه ها ، قصه ها ، پندها ، ترانه های محلی وموسیقی ، امثال و متل ها، آیین های مردمی ملی یا مذهبی ، آثار تاریخی ، بازیهای نمایشی ، ورزشهای کهن محلی ، خرافات و هر آن چه که مرتبط به فرهنگ عامیانه و میراث معنوی ناحیه ی محل سکونتشان می شود شما را از آن موضوعات با خبر کنند . صادق هدایت عوامل اساسی را برای آغاز یک پژوهش صحیح رااینگونه اعلام می کند : برای کاوش فرهنگ عامیانه یک منطقه یا یک موضوع مثل یک پژوهشگرحرفه ای عمل کنید کلیه عواملی که در زندگی بشر درجریان هستند چون عوامل اقتصادی و مادی ، کار، زبان بومی، دانش وآگاهی عوام، هنرهای محلی ، جادوگری ، زندگی اجتماعی وخانوادگی وغیره ...  باید تفکیک شوند . کارهمیشه ازمشاهده آغازمی شود از کنارهیچ چیزنباید به سادگی گذشت هراتفاق می تواند کلیدی باشد برای باز کردن قفلهای بعدی ... مثلا ترانه های مردمی را خوب گوش دهید درآن ترانه ما می توانیم با تاریخ و تمدن یک ناحیه آشنا شویم  خیلی وقتها پشت این آوازها و ترانه های کوچه و بازاری مردمی داستانهای کوچک و بزرگی اتفاق افتاده که جنبه دراماتیک قوی دارند و می تواند ملات خوبی برای نویسنده یا فیلمساز باشد ، این ترانه های عامیانه را باید هنر و نبوغ ساده ترین طبقات مردمی دانست که سینه به سینه در طول شاید هزاران سال حفظ شده است. و اما متل ها و پندهای پارسی  شاید گرانبها ترین و زنده ترین نمونه ادبیات و نثر پارسی است که ما را با قومیتهای گوناگون آشنا می کند خیلی وقتها دراین پندها ومثلها شما با جذاب ترین ایده ها و اتفاقات دراماتیک نمایشی که جنبه تصویرسازی قوی دارند آشنا می شوید و ... سراغ گرفتن و یافتن قدیمی ترها  یا ریش سپیدان محلات را فراموش نکنید آنان زنان و مردانی گم نامی هستند که من نام کتابخانه های سیار را بر آنها گذاشته ام  باید از اطلاعات فراوانشان درباره شناخت ازموضوعاتی که در کتابخانه ها و آرشیوها ثبت نشده استفاده کرد و شاید خود آن افراد بعدا بخش مهمی از همان سوژه ی فیلم شما باشند ! و... صدها راه و روش دیگر که در این مجال اندک بیان کردن آن نمی گنجد ... در راه تحقیق کردن غالبا برای خودمان به کشف ها و شیوه هایی دست خواهیم  یافت که دیگران آن را تجربه نکرد اند باید باهوش باشیم تا شیوه خودمان را در راه تحقیق پیدا کنیم تا زودتر به نتیجه دلخواه برسیم . همه این تلاش ها خارج از تولید فیلمی جذاب که اگر فیلمساز بتواند جذابیتهای مختلف فرهنگ عامیانه مردمی را به شکلی دراماتیک و با جاذبه های بصری به تصویر بکشد گامی بزرگ و تلاشی بزرگتر است برای حفظ داشته های فرهنگی مان و آغازی است که فرهنگ و تمدن غنی و باورهای مردمی را گرد گیری کنیم و با زبانی نو به نسلهای آینده نشان دهیم . تلاش امروزما در این راه تنها کاری است که می توانیم برای پر کردن آرشیوهای  پر از خالیمان انجام دهیم . اگردرطول سال این 3000 فیلمساز ایرانی هر کدام فقط یک فیلم  5 دقیقه ای از فرهنگ عامیانه و میراث معنوی مان که در حال فراموشی است تولید کنند سالی چندین هزار دقیقه فیلم ایرانی ازجای جای شناخته شده و ناشناخته شده ی ایران خواهیم داشت ! که جهانیان را مبهوت فرهنگ و تمدن مان خواهد کرد. لازم نیست منتظره از راه رسیدن بودجه های دولتی و یا خصوصی بمانیم و یا در روزنامه ها به دنبال فراخوان جشنواره های موضوعی تک دوره ای بگردیم ... وقت تنگ است به قدیمی ترها و ریش سپیدانی فکر کنید که آخرین دقیقه های زندگی شان را دارند سپری می کنند ، اینجاست که باید ازدوربینهای دیجیتالمان کمک بگیریم و بگویم 3 – 2 – 1 حرکت ...

|+| نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

 
business articles