استاد عزتالله انتظامی، بازیگر معتبر سینما و تئاتر کشورمان پس از حضور
مصطفی كرمی، فیلمبردار جوانی كه هنگام ساخت یك فیلم كوتاه در استان گلستان بر اثر برخورد با سیم برق به شدت آسیب دیده بود، ساعتی پیش از بیمارستان مرخص شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم كوتاه» پس از كش و قوسهای فراوان درباره تامین هزینههای مربوط به درمان و اقامت او در بیمارستان، عاقبت نیمی از هزینههای ترخیص او از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی و نیمی دیگر توسط نهاد ریاست جمهوری پرداخت شد.
كرمی كه بر اثر حادثه دو دست و انگشتان پایش را از دست داده است، باید مراحل درمان و جبران نقص عضو خود را ادامه دهد.
طی مدت اقامت او در بیمارستان مهر تهران عده قابل توجهی از مسئولان فرهنگی و سینماگران كشور به ملاقات او رفتند و توجه رسانهها به وضعیت او باعث شد نهاد ریاست جمهوری و وزارت بهداشت وارد عمل شوند.
جواد شمقدری، مشاور امور هنری رئیس جمهور پس از ملاقات با این فیلمبردار جوان قول داده بود كه پس از پیگیری امر، امكان كمك به او از طریق نهاد ریاست جمهوری را فراهم كند.
حسن بنیانیان، رئیس حوزه هنری هم در ملاقات با كرمی وعده داد امكان استخدام او را فراهم كند.
مصطفی كرمی هنگام فیلمبرداری فیلمی كه تهیه كننده آن حوزه هنری استان گلستان بود، آسیب دید.
عزتالله انتظامی، پرویز پرستویی، امیر شهاب رضویان، رضا ميركريمی، اميررضا خادم و ناصر باكیده از جمله افرادی بودند كه در این مدت به ملاقات كرمی رفتند. در بیمارستان مهر و عیادت از مصطفی کرمی، فیلمبردار جوان حادثه دیده، از مسئولان فرهنگی، هنرمندان و مردم خواست نسبت به وضعیت کرمی بیتفاوت نباشند و به یاری او بشتابند.
به گزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» در متن فراخوان انتظامی آمده است:
ایرانی در طول تاریخ به نوعدوستی و مهر و صفا و معرفت شناخته شده است. اکنون جوانی از خیل جوانان برومند ایران در راه عشق به هنر، دستهایش را داده است و بر ماست که به بر اساس رسم جوانمردی به یاریش بشتابیم. مصطفی کرمی در کنج اتاقش در بیمارستان مهر به آینده پیش رو و خسارتی که در راه عشق متحمل شده است، میاندیشد، عدهای از مسئولان، هنرمندان، سینماگران و مردم به دیدارش رفتهاند و وعده یاری دادهاند. خوب است و پسندیده، اما هنوز کافی نیست. همگی ما باید دین خود را ادا کنیم، به هر شکل که میتوانیم. نگذاریم جوانی عاشق، عاشق هنر، در کنج انزوا خسارت روحی را هم بر بار سنگین آنچه از دست داده افزوده ببیند و تسلیم شبح ناامیدی شود. هر لحظه درنگ در راه کمک به مصطفی، ذرهای از وجود او میکاهد. دست روی دست نگذاریم که حادثه در کمین همه ما است.
از مسئولان کشوری به خصوص وزارت نیرو، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری توقع همیاری بیشتری دارم و امیدوارم هزینه های درمان و پیوند دست مصنوعی این جوان را به عهده بگیرند.
امروز كرمرضایی مديرعامل اداره برق استان گلستان، اميررضا خادم عضو كميسيون فرهنگی مجلس و عزتالله انتظامی به ديدن مصطفی كرمی آمدند.
كرم رضایی امروز در گفتههايش بارها تاكيد كرد كه اداره برق را مقصر نمیداند و تنها از طريق قانون حاضر است به كرمی كمك كند. خادم هم قول داد كه با وزير ارشاد راجع به وضعيت كرمی صحبت كند.
اما حضور عزتالله انتظامی يك حس ديگری داشت. يك حس عجيبی بين مصطفی و انتظامی بود. هر دو گريه كردند. توی اين مدت هيچ روزی مصطفی را اينقدر متاثر نديده بودم.
انتظامی كه بغض كرد مصطفی گفت: «دستهای من را بپوشانيد استاد ناراحت نشود!»
انگار انتظامی داشت تو مصطفی سينمای ايران را میديد. سينمایی كه ديگر دست و پا ندارد...
پینوشت:
صديقه جعفری خبر داد كه استاندار ايلام به ملاقات مصطفی كرمی آمده و قرار است گروه «جمع هنرمندان ايلامی» پنجشنبه اين هفته يك مراسم گلريزان برای مصطفی در ايلام برگزار كنند.
مرتبط :
عزتالله انتظامی به ديدار «مصطفی كرمی» رفت
اميررضا خادم به ملاقات «مصطفی كرمی» رفت
مديرعامل اداره برق گلستان: از طريق قانون مساعدت لازم را با مصطفی كرمی میكنيم
گزارش تصويری ديدار عزتالله انتظامی و اميررضا خادم از «مصطفی كرمی»
بی احتیاطی در سینمای مستند و کوتاه هم حادثه آفرید ...
در یک لحظه درست مثل پلک زدن ...
یادداشتی از هادی آفریده - درسینمای ما نه خبری از آن حوادث و صحنه های تکان دهنده هالیودی است نه خبری از آن انفجارها و اتوموبیل ها که بجای حرکت روی زمین بر فراز آسمان پرواز می کنند .
در سینمای ما غالبا می توان کار را با یک دوربین و سه پایه جلو برد وبه ندرت پیش می آید که کسی بودجه کلانی نصیبش شود و یا فیلمنامه ای خارج ازساختارمعمول سینمای ایران را دردست تولید بگیرد تا بتوانند صحنه های عجیب وغریب یا به اصطلاح هالیودی با بدلکاران و سیاهی لشکرهای فراوان خلق کنند . اما صحبت من مربوط به جلوهای ویژه و صحنه پردازی های عجیب وغریب مربوط نمی شود. حرف من حرف همین سینمای یک دوربین و سه پایه است !چرا این سینمای ساده که با ابتدایی ترین تجهیزات سینمای جهان دارد به حیات خود ادامه می دهد اینقدرحاشیه ساز، ناامن وبی احتیاط است ؟ البته منظور من از نا امنی دراینجا فقط اقتصاد این سینما نیست !حرف من حرف امنیت جان آن زنان و مردانی است که دردرجه نخست و با تمام بی مهری ها ، سختی ها و بی پولی ها دارند برای عشقشان و مردم کارتولید فیلم انجام می دهند . هنوز بعد از گذشت چند هفته از حادثه ی سقوط و شکستن چند مهره ازستون فقرات پگاه آهنگرانی همچنان در روزنامه ها ، سایتها و خبرگزاری ها و وبلاگها دراین باره می خوانیم و تمام جامعه اصناف سینمای ایران هرکدامشان به نوعی از بی توجهی به عدم رعایت مسائل ایمنی در صحنه های فیلمبرداری وعدم رعایت بهداشت کار در پشت صحنه ی فیلمها شکایت دارند و گله مند هستند . درست دراین زمان است که ایمیلی ناشناس برایم فرستاده شد میل را که باز کردم عکس پسر جوانی را دیدم که دو دست و دو پایش را بردیده بودند و درملحفه های خونین بیمارستان ازهوش رفته بود . تصویر دل خراشی بود . چند روزی گذشت تا اینکه مدیر پایگاه خبری فیلم کوتاه مرجان ریاحی ازمن خواست به ملاقات تصویربردارجوان سینمای مستند و کوتاه مصطفی کرمی برویم که بر اثر سانحه سرصحنه دودست و دو پایش را پزشکان بریده اند!اینجا بودکه به یاد آن ایمیل ناشناس افتادم و متوجه شدم آن تصویر دلخراش مربوط به یکی از تصویربردارهای سینمای مستند و کوتاه مصطفی کرمی است. از روایتهای مختلفی که از خانواده ، دوستان و عوامل تولید فیلم درباره ایجاد این حادثه شنیدم متوجه شدم گروه فیلمسازی برای ضبط سکانسی درگرگان بالای دکل های فشار قوی برق مراجعت کرده و با این ذهنیت که با اداره برق گرگان هماهنگ کرده اند و آنها هم اطمینان داده اند که جریان برق آسیبی به آنها نمی زند وآن دکل برق را ایمن می کنند تا گروه با خیال راحت به تصویربرداری بپردازد درست در لحظه ی شروع کارجریان فشارقوی برق همچون صاعقه ای قوی بر پیکر و جان تصویربردار اصابت می کند و دچاربرق گرفتگی آن هم از نوع برق سه فاز می شود محل ضبط گرگان بوده و تا بیمار را به بیمارستانی مجهز به تهران برسانند کلی وقت تلف می شود .ازطرفی آمبولانسهای گرگان بخاطر اینکه بنزین کمتری مصرف کنند ازحمل بیمار از گرگان به تهران طفره می رفتند و با این استدلال که سهمیه بنزین شان تمام می شود جوان بی چاره را در اسرع وقت به بیمارستان مجهز نمی رسانند و بلاخره بعد از کلی بالا و پائین شدن و وقت تلف کردن با پرداخت هزینه ایی حدود دویست هزار تومان و دراختیار قراردادن یک عدد کارت سوخت به راننده آمبولانس مصطفی کرمی را به بیمارستان مطهری درتهران منتقل می کنند اما بعد از چند روز خوابیدن در راهروهای بیمارستان مطهری وچون تمام عصبها و جریانهای حیات بخش دو دست و پا براثرسوختگی داخلی وعبورجریان قوی برق و بی توجهی دربیمارستان که بیمار را گوشه ی راهروهای بیمارستان مطهری رها کرده بودند دوستان و خانواده کرمی تصمیم می گیرند او را به بیمارستان مهر در خیابان زرتشت منتقل کنند به گفته ی خانواده کرمی پذیرش بیمارستان مهر از آنها خواسته اند که قبل از ورود به محوطه بیمارستان مبلغ پنج میلیون تومان را به حساب بیمارستان واریز کنند و تا زمانی که مبلغ را واریز نکرده اند بیمار را در خیابان نگه داشته اند و... و سر انجام دیر رسیدن به یک مرکز درمانی مجهز و از بین رفتن جریان های حیات بخش عصبهای دست و پای مصطفی کرمی باعث می شود که پزشکان تصمیم بگیرند هر دو دست و پای این جوان تصویربردار را برای جلوگیری ازعفونت های بیشتر قطع می کنند . تا اینجای داستان را که از گفته های خانواده و دوستان کرمی برایتان نقل نکردم ازتهیه کننده و جانشینان تهیه کننده خبری نبود !؟ اما وقتی کارگردان موسی پایین محلی تهیه کننده را که شخص مدیرحوزه هنری گرگان است را با خبر می کند آنان از پرداخت هزینه های درمانی بیمارستان وعملهای احتمالی که هر چه زودتر باید انجام شود تا دیگرنقاط آسیب دیده درمان و کنترل شود را قبول نمی کنند وحتی بعد از گذشت 15 روز از حادثه هیچ یک از مدیران ارشد حوزه هنری تهران و گرگان و اداره برق به دیدار و ملاقات کرمی نیامده اند ،حوزه هنری گرگان کارگردان را مقصر اصلی می دانند ! البته در اینکه کارگردان بی احتیاطی کرده و مسائل ایمنی و بهداشتی افراد گروه را جدی نگرفته شکی نیست اما یادمان هم نرود حوزه هنری گرگان تهیه کننده این فیلم با آقای کارگردان یک قرارداد دویست و ده هزارتومانی امضا کرده است ! به گفته کارگردان موسوی پایین محلی همین مبلغ اندک و عجیب را هم زمانی می گیرند که دو روز از این حادثه گذشته است ! من که هر چه سعی می کنم وضرب و تقسیم میکنم نمی فهمم در کجای دنیا می شود با دویست ده هزار تومان فیلم ساخت ! آیا این یک کلاه برداری فرهنگی نیست ؟؟؟ چگونه امکان دارد با دویست ده هزار تومان به یک گروه شش نفره دستمزد داد و آنها را بیمه کرد و یک فیلم کوتاه ومستند تولید کرد در ضمن در نظر داشته باشید به این مبلغ مالیات هم تعلق می گیرد ! واقعا در شهرستانها چه می گذرد ؟ البته از این قرار دادها در تهران هم کم نداریم ... فکرمی کنم امروز وقت آن رسیده که نهاد یا سازمانی بر روند قراردادهای فرهنگی وهنری نظارت داشته باشند و حالا یک سوال: مگر درتمام دنیا حفظ وایجاد امنیت برای گروه تولید و کارگردان برعهده تهیه کننده و سفارش دهنده فیلم نیست ؟ به گفته ی پزشکان اگر جوان حادثه دیده زودتر به بیمارستان مجهزمی رسید وشاید اگر حوزه هنری تلاش می کرد و هزینه های حمل بیمار با آمبولانس را می پرداخت الان دست و پای این جوان قطع نمی شد ... اما من اصلا نمی خواهم دراینجا به دنبال مقصران این حادثه بگردم امروز من دلخراش ترین صحنه های زندگی ام را عکاسی کردم . و دیدم که جوان هنرمندی که پیش از این حادثه اصلا نمی شناختمش حتی نامش را هم نشنیده بودم و بعد متوجه شدم که از دانشجویان ترم آخر دانشگاه سوره است که اتفاقا این دانشگاه زیرنظر حوزه ی هنری فعالیت می کند دارد از دست می رود و خانواده او توان پرداخت هزینه های کلان و میلیونی درمان فرزند خود را ندارند از طرفی اگر به زودی چندعمل جراحی دیگر بر روی دست و پاهای این بیمار صورت نگیرد امکان دارد جان او به خطر بیفتد. حرف من دراینجا شناسایی مقصران این حادثه نیست. حرف من در اینجا همراهی و همگامی تمامی صنوف خانه سینما و مراکز فرهنگی و هنری دولتی و خصوصی است.این اجتماع بزرگ و قدرتمند خانواده سینما ، فرهنگ و هنرایران باید به زودی گرد هم جمع شوند و برای امنیت و حفظ سلامت دست اندرکاران سینما و دیگرهنرمندان فکری اساسی را به اجرا بگذارند . کمترین اقدامی که در ابتدا می توان انجام داد بیمه کردن هنرمندان است . همین حقیر از سال 1377 کار هنری را با تئاتر شروع کردم و ازسال 1381 فیلم کوتاه و مستند می سازم هنوز بیمه نیستم ! باید به این فکر کنیم که همچنین حوادثی شاید برای ما هم اتفاق بیفتد ، در یک لحظه ، درست مثل یک پلک زدن ... مصطفی کرمی ، پگاه آهنگرانی و... خیلی های دیگر که دچارسانحه درهنگام کار شده اند قربانیانی هستند که به ما هشدارمی دهند که دراینجا چیزی را باید احیا کرد و آن نگاه انسانی به یکدیگر و به وجود آوردن فضای امن و ایمن برای دست اندارکاران سینما و دیگرهنرمندان است .اگراین دست اندرکاران صنوف مختلف سینما سلامت نباشند و هرروزدرروزنامه ها بخوانیم که درصحنه های مختلف فیلمسازی عوامل گروهها قربانی بی احتیاطی ها می شوند با هیچ پول و برنامه ای نمی شود این سینما را ملی وجهانی کرد
شاید آن روزامروز است. روزی که باید به خانواده بزرگ سینمای ایران درسهای امنیت و رعایت بهداشت کار را آموخت و هرکس را با وظایف خود درسینما آشنا کرد مصطفی کرمی تصویربردار سینمای مستند و کوتاه ایران امروز نیازمند کمک و همراهی همه ماست. مصطفی کرمی دو دست و دو پایش را ازدست داده و دیگرنمی تواند با انگشتانش دکمه "رکورد" دوربین را فشاربدهد و با پاهایش به دنبال سوژه های کارگردانان درفیلمهای کوتاه یا مستند بدود. بیاییم به او کمک کنیم تا دراین لحظات سخت روحی دیگر به هزینه های مالی و درمانی خود فکر نکند ...من برای مصطفی کرمی آرزو می کنم به زودی سلامتی خود را بدست بیاورد حتما با توکل به خدا وبا قدرت و جادوی نیروی جوانی با تلاش و ممارست اگراو بخواهد می تواند یک کارگردان سینمای کوتاه ،مستند یاحتی فیلم بلند شود . و اما درپایان نمی خواهم درباره سهل انگاریهای اداره برق گرگان وعدم حمایتهای مدیران حوزه هنری تهران و گرگان و آن ماشینهای آمبولانس گرگانی که تصمیم گرفته اند کارت سوختشان راترشی بیاندازند و با جان بیماران بازی کنند و برخوردهای کاسبکارانه بیمارستان مهرحرف دیگری بزنم و قضاوت رابعهده شما می گذارم.
زرتشت ، مهر ، اتاق 334 یادداشتی از هادی آفریده
امروز ( 8 مرداد 86) در بیمارستان
مهر ، دیدار هیات مدیره و اعضای انجمن مستند سازان ایران از مصطفی کریمی بیمارستان مهرتهران این روزها شلوغ است البته ای کاش هیچ بیمارستانی هیچ وقت شلوغ نباشد
بگذریم ... و امروز نوبت انجمن صنفی مستند سازان سینمای ایران بود. تعدادی ازاعضای هیات مدیره انجمن مستند سازان به دیدار مصطفی کرمی، تصویربردار جوان فیلمهای مستند و کوتاه آمدند و با او دیدار و گفتگو کردند ... در چند جلسه گذشته که به دیدار کرمی آمده بودم، هیچ روزی به اندازه امروز اینقدر درد نداشت. از درد به خود میپیچید و درمیان این پیچ و تاب ها سعی میکرد لبخند بزند و به مهمانان خوش آمد بگوید. خوش آمدید ... مصطفی درتمام جملاتش اداره برق را مقصر میدانست و دو دست و پای قطع شدهاش را از اداره برق و سهل انگاریهای آنان می خواست ... از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی هم به شدت شکایت دارد. از حوزه هنری برای اینکه فراموشش کردند یا اینکه اصلا به یادش نبوده اند که فراموشش کنند. ومی گفت : من هم دانشجوی رشته سینما دانشگاه سوره هستم و برای فیلمی تصویر می گرفتم و به این روز افتادم که تهیه کننده آن حوزه هنری است ... هیچ کدام از مدیران حوزه هنری و سینمای کشور به دیدار من نیامده اند و فقط یکی از کارمندان حوزه هنری با یک جعبه شیرینی به دیدار من آمد. مصطفی گفت : اگر آقای بنیانیان رئیس حوزه هنری را دیدید سلام من را به او برسانید و دیگر هیچ ... از رئیس جمهور احمدی نژاد هم گفت : و گفت من چند سفر رئیس جمهور را تصویربرداری و کارگردانی کردم. ما خودمان تیمی بودیم برای پول جمع کردن و کمک کردن به مردم و به مناطق محروم سفر می کردیم . اما امروز خبری از آن تیم برای من نیست ... از مدیرانی گفت که به خانواده وی گفتند ما برای شما و این کارهای کوچک وقت نداریم ... راستی آقایان! دو دست دو پا قطع شده ، تمام داخل شکم و ماهیچه ها و عصبهای حیات بخش یک انسان که به زبان فارسی حرف میزند به وسیله جریان برق سوخته و پخته شده. اینها واقعا مسائل کوچکی هستند ... ؟؟؟ !!!
رئیس بیمارستان مهر می گوید : چیزی بیشتر از 100 میلیون هزینه عمل های دیگر مصطفی خرج دارد و اگر این پول را ندهید کار را متوقف می کنیم و بیمار را مرخص ... حوزه هنری تهیه کننده و اداره ی برق هم سکوت کردهاند ، دیگر مراکز سینمایی خصوصی و دولتی هم احتمالا در تدارک انتشار فرخوانهای جشنوارههای تک دورهای شان هستند و به کارهای بزرگ ترشان فکر می کنند و اینکه مصطفی دست و پا داشته باشد یا نداشته باشد برای آنها چه اهمیتی دارد ! مهم اعلام فراخوان جشنواره هاست وخرج کردن بودجه های فرهنگی برای جوانان ... !!! راستی آیا می دانید مصطفی کرمی هم جوان است ؟ امروز هم گذشت و مصطفی امشب حتما دارد به دست و پایی که ندارد فکر می کند، به نامزدش که قرار بود بزودی با او ازدواج کند ، به هزینه های میلیونی بیمارستان مهر! ، به سینما که اینقدر بی رحم است ، به آنهایی که به دیدن او می آیند و به آنهایی که دارند به کارهای مهم ترشان رسیدگی می کنند ، به مادرش که فقط اشک می ریزد و پدری که دیگر توی این دنیا نیست ... به دانشجوی ایرانی به نام : پدرام که از آمریکا به من میل زد و گفت : من یک دانشجوی ایرانی هستم من اینجا پول زیادی ندارم اما می خواهم یک میلیون به این جوان که عکس اش را در وبلاگتان دیدم کمک کنم و گفت : ازانجمن دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا می خواهم که برای مصطفی پول جمع کنند ... راستی ای کاش بودید وقتی به مصطفی گفتم ازخارج کشورمی خواهند برایت پول بفرستند مصطفی چقدر خوشحال و شوکه شد ، گفت : آنها واقعا ایرانی اند ... و اما امروز انجمن مستند سازان و آنهایی که به دیدار مصطفی آمدند کلی مصطفی را خوشحال کردند و راستی اولین مدیر ارشد سینمایی هم به دیدارمصطفی آمد. ناصر باکیده مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران به مصطفی قول داد که به زودی کمک های مالی و معنوی خود را به او برساند . دراین دیدار : ارد زند ، غلامرضا كتال، مجتبی ميرطهماسب ، هادی ملك اسماعيلی، رحيم مرتضیوند ، محمد رضا طاهری، محمد احمدی ، محسن خانجهانی ، سعيد تارازی و هادی آفريده به نمایندگی از انجمن مستند سازان حضور داشتند . در پایان این دیدار نیز قرار شد انجمن مستندسازان جلساتی را برای کمک رسانی به مصطفی کرمی برگزار کند. ضمن این که طی ارسال فراخوانی برای اعضای انجمن (از طریق پیام کوتاه)، از آنها برای اهدای کمکهای نقدی خود به کرمی دعوت کرد. و اما شما خوانندگان که احتمالا از سینماگران ومستندسازان و هنرمندان محترم این آب و خاک هستید. مصطفی را ازیاد نبرید و نگذارید که دراین لحظات سخت جسمی و روحی به مخارج سنگین بیمارستان مهر! فکرکند.
به خیابان زرتشت سری بزنید و به مصطفی کرمی مهر بورزید : زرتشت ، مهر ، اتاق 334
کلیک کنید : زرتشت ، مهر ، اتاق 334 یادداشتی از هادی آفریده

مصطفی را ازیاد نبریم
یادداشتی از مرجان ریاحی"پایگاه خبری فیلم کوتاه "
این روزها هر کسی گرفتاری خودش را دارد. این روزها کسی خودش را بی خودی درگیر مشکلات دیگران نمی کند. سازمان های خصوصی باید برای هر حرکتی جلسات متعدد بگذارند که شاید هفته ها و بعضا ماه ها به نتیجه رسیدنش طول می کشد. نهادهای دولتی پا در کفش هم نمی کنند. این هم طبیعی است. این روزها در سینمای ایران حراج جوانی و سلامتی است. فیلم کوتاه و بلند هم ندارد. هر کدام از بچه های فیلم کوتاه و مستند و سینمای حرفه ای ما امکان دارد برای ثبت یک پلان، به سادگی نوشیدن یک لیوان آب تمام هست و نیست خود را از دست بدهند. حتما حالا دیگر خبر حادثه ای را که برای مصطفی کرمی، تصویربردار فیلم های مستند و کوتاه اتفاق افتاده است، همه شنیده اند. مصطفی دانشجوی سینما در دانشگاه سوره است، جزو خانواده های جنگ زده، و پدر هم ندارد. او نه مشهور است، نه آقازاده. مصطفی حدود پانزده روز پیش هنگام تصویر برداری یک سکانس از یک فیلم کوتاه به تهیه کنندگی حوزه هنری در استان گلستان دچار برق گرفتگی شد، در حالی که مسئولان اداره برق به گروه اطمینان کامل داده بودند که هیچ خطری آنان را تهدید نمی کند. در این حادثه مصطفی دو دستش را تا آرنج و بخشی از هر دو پایش را از دست داده است. بعد از کلی دوندگی خانواده، او توانسته به تهران منتقل شود. هیچ آمبولانسی حاضر نبوده کارت سوختش را به خاطر او مصرف کند و از خانواده او خواسته اند که برای آمبولانس سوخت تهیه کنند.این که مصطفی در بیمارستان های مختلف در حالی که خونریزی داشته چقدر گوشه راهرو خوابیده و نتوانسته از امکانات اولیه برخوردار شود، بماند. اما حالا که توانسته یک تخت دربیمارستان مهر در خیابان زرتشت بگیرد، هزینه های میلیونی بیمارستان کمر خانواده اش را شکسته. تا به حال حدود چهل میلیون تومان هزینه جراحی ها شده و جراحی های متعدد دیگری هم در راه است. دو نماینده محترم شرکت توانیر که به عیادت او آمده بودند، گفتند که فقط برای اهداف انسان دوستانه آمده اند(!) و مسئولان این شرکت در حال بررسی موضوع هستند، اما در حال حاضر این مساله به آنها ربطی ندارد. از حوزه هنری گرگان هم ظاهرا نماینده ای با یک جعبه شیرینی آمده و دیگر هیچ. البته ظاهرا حوزه هنری تهران در حال گرفتن وکیل و کمک برای استیفای حق مصدوم از اداره برق است و امکان این که کمک هایی هم صورت بگیرد، کم نیست.اما مصطفی به غیر از صدمات جبران ناپذیر جسمی، از نظر روحی هم در شرایط مناسبی نیست و طبق گفته یکی از اقوامش، پزشکان معتقدند بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خاطر دردهای شدیدی که خواهد داشت و شرایطش، خواه ناخواه دچار مشکلات جدی اعصاب و روان خواهد شد. و اما ما... دوستان! باور کنید این اتفاق می توانست به جای مصطفی برای هر کدام از ما بیافتد. از شما، آقای مدیری که کارهای خیلی مهمی داری و وقت نمی کنی کمی به اطرافت نگاه کنی تا شما نماینده ها و اعضای اصناف تا من روز نامه نگار. بیماری به غیر از رنج، هزینه دارد و بافت های آسیب دیده مصطفی منتظر استخاره ما نمی مانند. تن رنجورش نیازمند جراحی های جدید است و بیمارستان هزینه هایش را مطالبه می کند.اینکه مقصر اصلی حادثه پیدا شود خیلی خوب است، اما تا آن زمان هزینه های درمان را چه باید کرد؟ و از همه مهمتر، این جوان به خاطر صدمه های شدیدی که خورده و توانایی کار کردن را از دست داده است، احتیاج به یک مساعدت دائمی برای ادامه زندگی دارد. کمک به مصطفی نیازمند یک عزم جمعی است، از فیلم ساز تا اصحاب رسانه تا بزرگانی که بزرگی شان فقط و فقط در خدمت کردن به مردم نمود می یابد و بس.
پس فراموش نکنیم خدایی هست که در این نزدیکی است، کسی که شهرت، مقام و قدرت بندگان در مقابلش هیچ است. پس با روزمره گی هایمان فراموش نکنیم کسی را که در نزدیکی مان در حال رنج کشیدن است.
برای تنِ مثله شدهی «مصطفی كرمی» یادداشتی از مرضيه رياحی
«مصطفی کرمی» تصویربردار فیلمهای مستند و کوتاه، حدود 20 روز پیش هنگام تصویربرداری فیلم كوتاه

«كاغذ باد» به تهیهكنندگی حوزه هنری استان گلستان دچار حادثه برق گرفتگی شد و بر اثر این حادثه در حالی که مسئولان اداره برق منطقه به گروه فیلمسازی اطمینان کامل داده بودند که هیچ خطری آنان را تهدید نمیکند؛ دو دست و انگشتان پاهایش را از دست داد.
مصطفی دانشجوی سینما در دانشگاه سوره است، جزو خانوادههای جنگ زده مهران و پدر هم ندارد. بیمارستان مهر تهران را كه بلدید، خیابان زرتشت. اگر به اتاق 334 طبقه اول سری بزنید؛ جوان مثله شدهای را میبینید كه روزی تصویربردار سینمای كوتاه بوده است. جوانی كه تمام نسوج و ماهیچههای داخلیاش دچار پختگی شده است.
جوانی كه روی تخت بیمارستان دراز كشیده، ناله میكند و دردش بیشتر از آنكه به خاطر قطع دست و پایش باشد به خاطر هزینهی 100 میلیون تومانی بیمارستان است. «مصطفی كرمی» اگر تا یك ماه و نیم دیگر بستری باشد و مورد جراحیهای ترمیمی قرار بگیرد بعد از این مدت اگر قادر به پرداخت هزینههای اعضای مصنوعی بود، میتواند از اندامهای مصنوعی استفاده كند. متاسفانه طی 20 روز گذشته هیچكس مسئولیت این حادثه را نپذیرفته؛ حوزه هنری باوجود اینكه تهیهكننده این فیلم بوده و عملا پذیرش مسئولیت درمان مصطفی را به عهده دارد از پذیرش این مسئولیت امتنا كرده و طبق شنيدهها حسن بنیانیان رئیس كل حوزه هنری قرار است یك كمك 5 میلیون تومانی به درمان مصطفی كرمی اختصاص دهد!
و از طرفی واحد خبر حوزه هنری نیر امروز در خبری دیگر اعلام كرد:«محمدرضا خاكپور، مدیر حوزه هنری استان گلستان درباره این حادثه گفت: پس از وقوع این حادثه تاثر انگیز، حوزه هنری گرگان، در بیمارستانهای سطح استان، پیگیر كار درمان این هنرمند آسیب دیده شد و با ریاست دانشكده علوم پزشكی استان گلستان نیز رایزنی كرد تا كرمی به تهران منتقل شود.
او افزود: پس از بستری شدن این فیلمبردار در تهران، از حوزه هنری گرگان و از جانب دكتر بنیانیان، رییس حوزه هنری، نمایندگانی به بیمارستان اعزام شدند تا از نزدیك در جریان مراحل درمان و وضعیت جسمی وی باشند.
خاكپور در پایان یادآوری كرد: هر چند حوزه هنری گلستان به موجب قراردادی كه با مجری طرح فیلم «كاغذ باد» منعقد كرده، مسئولیت حوادث احتمالی را بر عهده مجری طرح گذاشته، با این همه، ما به دلیل تعهد اخلاقی، تمام تلاشمان را برای بهبود حال جسمانی این هنرمند مصروف خواهیم كرد.»
این خبر امروز در حالی در چندین خبرگزاری منتشر شد كه خانواده مصطفی كرمی صریحا اعلام كردند كه هیچ نمایندهای از طرف حوزه هنری تا به حال به دیدن مصطفی نیامده!
همچنین شب گذشته در خانه سینما جلسهای جهت پیگیری حادثه كرمی با حضور اعضای «انجمن فیلم كوتاه ایران» و سیدرضا میركریمی برگزار شد كه در اين جلسه قرار شد كمیتهای برای پیگیری ابعاد دیگر این حادثه، به استان گلستان سفر كنند تا ضمن تحقیق از حوزه هنری گلستان و برق منطقهای این استان، كل اسناد به دست آمده را در اختیار واحد حقوقی خانه سینما قرار دهند.
این كمیته به نمایندگی «انجمن فیلم كوتاه ایران» در حال بررسی برپایی همایشی با عنوان «ایمنی تولید در سینمای ایران» است كه تمام اصناف خانه سینما اعم از سازندگان فیلم كوتاه و سینمای حرفهای، در مورد بحث بیمه و ایمنی در سینما صحبت میكنند.
قابل ذكر است، نتيجه برگزاری اين جلسه به جز برپایی همایش «ایمنی تولید در سینمای ایران» توليد يك فيلم كوتاه راجع به مصطفی كرمی بوده است!
با شرايط موجود ظاهرا تنها راه كمك به «مصطفی كرمی» جذب كمكهای مردمی است. و يكی از اين راهها انتشار شماره حساب مصطفی در وبلاگهاست. به همين دليل من از تمام بلاگرها به ويژه روزنامهنگاران و سينمایینويسها خواهش میكنم شماره حساب مصطفی را در وبلاگهايشان منتشر كنند. البته قرار است برادر مصطفی به زودی يك شماره حساب ارزی برای جذب كمكهای خارج از ايران هم باز كند اما تا آن موقع خواهش میكنم
كمكهایتان را به شماره حساب 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 به نام «مصطفی كرمی» واريز كنيد.
لینک تمامی سایتها - خبرگزاری ها - وبلاگ ها و روزنامه ها که درباره ی این حادثه نوشته اند