این یادداشت نخستین بار در ماهنامه ی تخصصی فیلم کوتاه در شماره ی شش و هفت ویژه آبان و آذر ۱۳۸۷ منتشر شد .
نوشته هادی آفریده
درمیان تمامی رویدادها و جشنواره های هنری که من به عنوان فیلمساز با آنها سرو کار دارم، حتما و بدون لحظه ای درنگ می گویم : جشن تصویر سال شریف ترین و معتبرترین آنهاست. رویدادی که بر تمام شاخه های تصویری مثل : عکس ،گرافیک ،کاریکاتور تاکید دارد و فیلم کوتاه و مستند نیز همیشه سوگلی این جشن بزرگ بوده است. خصوصیات دیگری که جشن تصویر سال دارد این است که در بخش خصوصی و به شکلی مستقل توسط فردی مستقل به نام سیف الله صمدیان طراحی ،مدیریت و اجرا می شود! در ادامه و به بهانه برگزاری ششمین جشن تصویر سال می خواهیم کمی بیشتر از سیف الله صمدیان و خصوصیت فردی و هنری وی با تمرکز بر فیلمسازیش بدانیم ... سیف الله صمدیان متولد 1332 ارومیه. هنرمندی کم حاشیه است و از آن دسته هنرمندانی نیست که هر از چندگاهی با روزنامه ها مصاحبه های جعلی کند تا خود را بر سر زبان ها بیاورد. صمدیان در گزارش دادن احوالات خود و دیگر انسان ها مردی صادق و شریف است ، حالا چه عکاسی کند یا مستند سازی فرقی ندارد، واقعیت موضوع به همان شکلی که است باید حفظ شود. سیف الله صمدیان کیست ؟ فارغ التحصیل زبان و ادبیات انگلیسی؟ مدیر مسئول مجله تصویر؟ دبیر جشن تصویر سال و جشنواره تصویر هنرمند؟ عکاس ؟ مدرس عکاسی در دانشگاهها؟ نماینده ایران در کمیته ها و مراکز بین المللی عکاسی؟ تصویربردار؟ نماینده ایران در جشنواره های بین المللی سینمایی؟ مستند ساز؟ و ... جواب دادن به سوالهای مطرح شده کار دشواری است چون صمدیان در تمام حرفه ها و عنوان های گفته شده دارای جایگاه ویژه ای می باشد . سیف الله صمدیان از 1347 شروع به عکاسی کرده و از 1357 مستندسازی را جدی دنبال می کند و از جای جای این سرزمین تصاویر با ارزشی را ثبت کرده است ، او چند سالی است که به عنوان چهره ژورنالیسم و مستندساز باسابقه ی ایرانی در جشنواره فیلم کن برای خود و کشورمان جایگاهی ویژه ای کسب کرده و شاید بتوان بدون اغراق گفت : خاطره تصویری بیش از چهار دهه ایران و مخصوصا شهر تهران را به صورت عکس، فیلم مستند و هزاران دقیقه راش تدوین نشده آرشیو کرده ! صمدیان شاید تنها کسی از هم نسلان و مستندسازان دوره ی سینمای آنالوگ است که معنی و قابلیتهای دوربینهای کوچک دیجیتال را درک کرده و توانسته با دوربینهای کوچک دیجیتال و حتی خانگی آثار منحصر به فردی را خلق کند ، مستندهای : تهران ساعت 25 ، هنر کشتن ، ایستگاه سفید ، بم روز سوم – روز دهم ، روزی روزگاری در مراکش ، از کرخه تا کن و ... مستندهایی هستند که با تعریف و تفکر آگاهانه صمدیان به تکنولوژی دیجیتال در قالب مستند های گزارش دهنده خلق شده اند. مستندهای صمدیان دقیقا با تعاریف مستند سازی گزارشی یا مستندهای گزارش دهنده منطبق است ، یعنی پلانهای نسبتا طولانی دارند ، تحقیق کم برای آنها انجام می شود یا تحقیق درجریان تولید شکل می گیرد ، تدوام زمان و مکان دارند ، نماهای نمایشی و بازسازی ندارند ، به ژورنالیسم نزدیک است ، قصه پردازی هم می کند اما مستندساز قصه و درام را در لحظه جستجو ، کشف و ضبط میکند و ... اما صمدیان خارج از مستند سازی ،عکاس و تصویربرداری چیره دست است، مجموعه عکس های ارزشمند او از جام های جهانی فوتبال ، متروی فرانسه ، عکسهای مستند اجتماعی ، گزارشی ، هنری و ... مدیریت و طراحی شش دوره جشن تصویر سال ، رویدادی که به اعتقاد من در تربیت نگاه بصری هنرمندان از ابتدای دهه 80 نقش بسزایی را ایفا کرده است. سیف الله صمدیان در خلق یکی از شاهکارهای مستند سازی جهان مستند " آ ب ث آفریقا " ساخته : عباس کیارستمی نقشی تاثیر گذار داشته که تا به امروز کمتر درباره ویژگی ها و ارزشهای تصویری این مستند صحبت شده . مستند " آ ب ث آفریقا " که ظاهرا بدون هیچ طرح قبلی توسط عباس کیارستمی برای مبارزه با ایدز در آفریقا کارگردانی شده با دوربین کوچک دیجیتال سیف الله صمدیان و بخش های کوتاهی از دوربین عباس کیارستمی به تصویر در آمده است . صمدیان معتقد است تصویربردار یا کارگردان فیلم مستند که با امکانات ساده فیلم می سازد باید نگاه تصویری تربیت شده ای داشته باشد و یکی از راههای تربیت نگاه را عکاسی کردن می داند. این نگاهی که سیف الله صمدیان می گوید ، دقیقا در تمام آثار مستند وی و مستند " آ ب ث آفریقا " جریان دارد . بیشتر پلانهای فیلم " آ ب ث آفریقا " تصاویر مربوط به صمدیان را در بر می گیرد، این نکته را خیلی ساده بعد از دیدن فیلم می توان دریافت که زمانهایی که تصویر از دوربین صمدیان روایت می شود به یک نظم و انضباط ، کادر و ترکیب بندی منسجم می رسد ، اتفاقی که کمتر در دوربین کیارستمی دیده می شود! پس " آ ب ث آفریقا " خارج از تدوین و کارگردانی کم نظیر خود می تواند مجموعه ای ازعکاسی متحرک در سینمای مستند بشمار می آید. سال گذشته ( 1386 ) در حاشیه نخستین جشنواره سینمای مستند ایران – سینما حقیقت چند کارگاه آموزشی مستند برگزارشد که یکی از این کارگاهها به سینمای مستند گزارشی با حضور سیف الله صمدیان اختصاص یافت ، صمدیان در آن کارگاه تعریفش را از مستند های خود اینچنین بیان کرد: من به تعاریف ارائه شده پیش از این کاری ندارم و با نگاه خودم به جهان و هر آنچه در آن وجود دارد می نگرم. در فیلمهایم هم هیچ وقت تحقیق انجام ندادم اما با اتکا به نگاهم به جهان و برداشتهایم و همچنین جمع بندی تجربیاتم سعی کردم دست به خلق اثر مستند بزنم و درعین حال معتقدم با دوربین های کوچک دیجیتال کارهایی می توان انجام داد که حتی در خواب نمی توان آنها را دید! در ادامه کمی درباره مستند " تهران ساعت 25 " که یکی از برترین نمونه های مستند گزارشی در سینمای مستند ایران محسوب می شود می پردازم." تهران ساعت 25 " فیلمی هوشمندانه است که شرایط اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی ایران را مورد بررسی و نقد قرار می دهد، در زمانی که تیم ملی فوتبال ایران در برابر تیم ملی استرالیا پیروز شد و اجازه حضور در مسابقات جام جهانی 1998 فرانسه را گرفت ، صمدیان که خود عاشق فوتبال نیز است ! دوربین خانگی خود را بر می دارد و" تهران ساعت 25 " را می سازد " تهران ساعت 25 " با تصویری از سکوت تهران خاکستری و مرده شروع می شود! که بعد از پیروزی تیم فوتبال ایران به یکباره همه چیز تغییر می کند. دوربین صمدیان به میان شادمانی مردم کوچه و خیابان می رود ، مردمی که تا پیش از آن این فرصت را نمی دیدند که شادیهایشان را بروز دهند و در کنار هم به رقص و پایکوبی بپردازند ! فوتبال و پیروزی تیم ملی ایران فقط یک بهانه است برای اعلام وجود! دوربین صمدیان سعی می کند چیزی را از دست ندهد، پیرزنان و پیرمردان،کودکان،دختران و پسران جوان و... در بخش دیگری از این مستند دوربین به استادیوم آزادی تهران می رود که هلی کوپتر بازیکنان تیم ملی را در وسط زمین چمن ورزشگاه آزادی می نشاند، دوربین صمدیان بازیگوش است و این بازیگوشی جذاب ! حالا تصاویری می بینیم از زنان و دخترانی که بعد از حدود 2 دهه و برای اولین و آخر بار اجازه ورود به استادیوم را در کنار مردان گرفته اند و فریاد های شادی شان گوش فلک را کر کرده است ، دوربین تمرکز خاصی بر حضور زنان در استادیوم را نشان می دهد، درست در اوج شادمانی و استقبال زنان و مردان در کنارهم ! صمدیان فیلم را به عقب می برد و ما تمام آن حدود 20 دقیقه فیلمی که دیده ایم را مجدد می بینیم اما اینبار بصورت دوره تند ( سرچ - رو به عقب ) و دوباره به جای اول برمی گردیم ! یعنی همان سکوت شهرخاکستری و بی جان که دیگر آدمهایش فرصتی برای اعلام وجود ندارند ! نام " تهران ساعت 25 " عنوانی است که در هیچ ساعتی وجود ندارد ! چون هر شبانه روز 24 ساعت نه 25 ساعت ! حالا این یک ساعت را چه کسی به ساعت رسمی کشور اضافه کرده ؟ این یک ساعت اضافه شده از آن سیف الله صمدیان است یا از آن مردم ؟ شما چه فکر می کنید ؟