تبليغاتX
وبلاگ هادی آفریده
وبلاگ هادی آفریده
فیلم کوتاه ومستند
هادي آفريده در روز آنلاین : سينما سر سفره هفت سين‎‎

یادداشت نوروزی هادی آفریده و دیگران را به صورت کامل در روز آنلاین  ببینید

به من گفتند درباره‌ي آمدن بهار و عيد نوروز ايراني چند خطي بنويس، چند بار چند خطي نوشتم اما بعد آن را پاره ‏کردم. چندين بار هم وقتي نوشته‌هايم را پاک‌نويس کردم و خواستم آن را تايپ کنم نظرم عوض شد و باز هم هر چه ‏نوشته بودم پاره کردم. اما الآن تصميم گرفتم پشت ميز کامپيوتر بنشينم و هرچه آمد خوش آيد را بنويسم و خيالم را ‏راحت کنم. و خيلي خودماني اول بگويم: نوروزتان مبارک. اميدوارم سال خوبي را آغاز کنيم و همه چيزهاي خوبي ‏راکه نداريم تلاش کنيم تا در سال جديد به دست بياوريم! دوم اينکه سر سفره هفت‌سين به سين سينما فکر کنيم و براي ‏سينماي ايران هم آرزو کنيم که به معني واقعي ملي شود، منظورم از ملي "ايراني" شود و مثل سفره هفت‌سين رنگي ‏شود و بعد وقتي رنگي و جهاني شد، هم اقتصادش و هم دست‌اندرکارانش پولدار شوند! سوم اينکه آرزو مي‌کنم در سال ‏جديد مستندسازان و فيلمسازان فيلم کوتاه تلاش بيشتري براي ثبت زندگي و خاطره‌ي بصري واجتماعي دوران ‏معاصرمان کنند و تلاش کنند که در ثبت فرهنگ عاميانه مردم ايران قدم‌هاي گسترده‌اي بردارند. صادق هدايت در ‏اين‌باره مي‌گويد: «ايران کشوري سرشار از منابع گوناگون ادبي کهن، مذاهب، هنرها و فرهنگ غني عاميانه مردمي ‏است، که با جرأت مي‌توانم اعلام کنم در هيچ کشوري اين تنوع قومي و فرهنگي در يک جا گرد هم نيامده‌است» راستش ‏فکر مي‌کنم يادداشت نوروزي بهانه‌ي خوبي است که در ادامه کمي بيشتر از همين فرهنگ عاميانه‌ي ايراني مان گفته ‏شود؛ شايد عده‌اي فکر مي‌کنند پرداختن به موضوعات کهن، اقتباس کردن از ادبيات مکتوب و شفاهي و يا پرداختن به ‏مسائل فرهنگ عاميانه مردمي و‏‎ ‎ميراث مردمي براي مخاطب امروز يا نسل جديد جذابيتي نداشته‌باشد و مورداستقبال ‏قرار نگيرد؟! و... اما فکر مي‌کنم پرداختن به موضوعات فرهنگي و مردمي مي‌تواند ما را با ريشه‌هاي تاريخي‌مان ‏پيوند زده و آشنا کند و مخاطبان داخلي با آن ارتباط روحي و حسي برقرار مي‌کنند، نسل‌هاي گذشته خاطرات‌شان را با ‏ديدن رويدادهاي فرهنگي هنري، ملي دوباره زنده مي‌کنند، نسل جوان و جوان‌تر با گذشته‌ي خود و ريشه‌هاي فرهنگي، ‏تاريخي خود و کشورشان آشنا مي‌شوند و... مخاطبان خارجي حالا چه روشنفکران باشند يا چه عوام باتمدن با فرهنگ و ‏خُرده فرهنگ‌هاي مردمي، رويدادهاي ملي ومذهبي، اعتقادات مردمي، نوع زندگي، آداب و رسوم و هنرهاي ملت ما ‏آشنا مي‌شوند و دراينجا سينما خارج از توليد محصولي براي سرگرمي و يا خلق اثري هنري به صادرات فرهنگ و ‏هنر، تمدن و باورهاي مردمي يک کشور به ديگر ملت‌ها پرداخته و در راه ثبت فرهنگ عاميانه‌ي مردمي نيز گام ‏برداشته‌است. اما نداشتن اطلاعات کافي در راه توليد اينگونه فيلم‌ها مي‌تواند بسيار خطرناک باشد و يک اشتباه کوچک ‏در توليد فيلم‌هايي که قرار است به ثبت مسائل فرهنگي و ملي ما بپردازد در تاريخ تصويري يک ملت ناخواسته ثبت ‏مي‌شود و يادگارهاي ناقصي از آن موضوعات به آرشيوها و نسل‌هاي آينده سپرده مي‌شود. مثلاً ترانه‌هاي مردمي را ‏خوب گوش دهيد؛ درآن ترانه ما مي‌توانيم با تاريخ و تمدن يک ناحيه آشنا شويم. خيلي وقت‌ها پشت اين آوازها و ‏ترانه‌هاي کوچه و بازاري مردمي، داستان‌هاي کوچک و بزرگي اتفاق افتاده که جنبه دراماتيک قوي دارند و مي‌توانند ‏ملات خوبي براي نويسنده يا فيلمساز باشد، اين ترانه‌هاي عاميانه را بايد هنر و نبوغ ساده‌ترين طبقات مردمي دانست که ‏سينه به سينه در طول شايد هزاران سال حفظ شده‌است. سراغ گرفتن و يافتن قديمي‌ترها يا ريش‌سپيدان محلات را ‏فراموش نکنيد. آنان زنان و مردان گم‌نامي هستند که من نام کتابخانه‌هاي سيار را بر آن‌ها گذاشته‌ام. بايد از اطلاعات ‏فراوانشان درباره شناخت از موضوعاتي که در کتابخانه‌ها و آرشيوها ثبت نشده استفاده کرد و شايد خود آن افراد بعداً ‏بخش مهمي از همان سوژه‌ي فيلم شما باشند! همه اين تلاش‌ها خارج از توليد فيلمي جذاب که اگر فيلمساز بتواند ‏جذابيت‌هاي مختلف فرهنگ عاميانه مردمي را به شکلي دراماتيک و با جاذبه‌هاي بصري به تصوير بکشد گامي بزرگ ‏براي حفظ داشته‌هاي فرهنگي‌مان و آغازي است که فرهنگ و تمدن غني و باورهاي مردمي را گردگيري کنيم و با ‏زباني نو به نسل‌هاي آينده نشان دهيم. تلاش امروز ما در اين راه تنها کاري است که مي‌توانيم براي پر کردن آرشيوهاي ‏پر از خالي‌مان انجام دهيم. اگر در طول سال اين 3000 فيلم کوتاه و مستند ايراني هر کدام فقط يک فيلم 5 دقيقه‌اي از ‏فرهنگ عاميانه و ميراث معنوي‌مان راکه در حال فراموشي است ثبت کنند، سالي چندين هزار دقيقه فيلم ايراني از ‏جاي‌جاي شناخته شده و ناشناخته شده‌ي ايران خواهيم داشت که جهانيان را مبهوت فرهنگ و تمدن‌مان خواهدکرد. لازم ‏نيست منتظر از راه رسيدن بودجه‌هاي دولتي بمانيم و يا در روزنامه‌ها به دنبال فراخوان جشنواره‌هاي موضوعي ‏تک‌دوره‌اي بگرديم... وقت تنگ است. به قديمي‌ترها و ريش‌سپيداني فکر کنيد که آخرين دقيقه‌هاي زندگي‌شان را دارند ‏سپري مي‌کنند، اينجاست که بايد از دوربين‌هاي ديجيتال مان کمک بگيريم و بگويم 3 ـ 2 ـ 1 حرکت...‏ راستي لطفاً ثبت و ضبط نوروز ايراني را هم فراموش نکنيد. حتي مي‌توانيد از دوربين‌هاي موبايل‌تان هم کمک ‏بگيريد...!!!‏

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

 
business articles