هادی آفريده : اين روزها بسياري از اتفاقات مفيد فرهنگي از نظر دور ماندهاند
هادي آفريده، يكي از مستندسازان هم درباره نمايش اين فيلم به ايسنا گفت : چنين اقدامي در ذات خود بسيار مفيد و مثبت محسوب ميشود، اما متأسفانه در زماني صورت گرفته كه بسياري اتفاقات مفيد فرهنگي از نظر دور ماندهاند. او در ادامه با بيان اينكه سينماي ايران تاكنون سهبار نمايش و اكران مستند را تجربه كرده، افزود: در اولينبرنامه ي اكران مستند،فيلم مستند «براي آزادي» به كارگرداني حسين ترابي به نمايش درآمد كه به وقايع انقلاب ميپرداخت. دومين مستند هم «روزگار ما» نام داشت و توسط رخشان بنياعتماد كارگرداني شده بود. اين فيلم هم در زمان كانديداتوري محمد خاتمي به مسئله انتخابات رياستجمهوري ميپرداخت و هر دوي اين فيلمها به نوعي سياسي محسوب ميشدند اما «تهران انار ندارد» داراي رويكردي متفاوت است و به همين دليل فكر ميكنم كه نميتوانيم اكران آن را ساده بگيريم. اين مستندساز در ادامه اين گفتوگو عنوان كرد: اگر در سينماي مستند سرمايهگذاري مناسبي صورت بگيرد، مردم با تعاريف درست اين سينما آشنا خواهند شد و مانند ساير فيلمهاي بدنه از ديدن مستند هم لذت خواهند برد. حتي مردم ميتوانند با ديدن برخي از اين فيلمها علاوه بر لذت بردن، آموزش نيز ببينند و در كنار سرگرمي تفكر نيز داشته باشند.آفريده همچنين به بحث لزوم تبليغات مناسب براي اين فيلم اشاره كرد و گفت: اگر براي اين فيلم تبليغات تلويزيون و شهري مناسبي صورت ميگرفت قطعا توجه بيشتري به آن ميشد. درحال حاضر حتي بيلبورد اين فيلم در سردر سينماها نصب نميشود، اما به عنوان مثال براي نمايش فيلم مايكل مور در سينما فرهنگ بيلبورد نصب ميشود.اين مستندساز در بخشي ديگري از اين گفتوگو هم به نقد مستند «تهران انار ندارد» پرداخت و گفت: اين فيلم دوراني تازه در سينماي مستند ايجاد كرد و با زباني مدرن طنز و موسيقي را به خدمت گرفت. از سوي ديگر مسئله تجربهگرايي كه امري مهم است نيز در اين اثربه خوبي مورد توجه قرار گرفته و به نظر من اين مسايل از نقاط قوت اين فيلم محسوب ميشود. او در ادامه ابراز اميدواري كرد كه طي اين روزها رسانهها و منتقدان توجه بيشتري به اين فيلم نشان بدهند و بدينترتيب كمي از توجه صرف به فيلمهاي سينماي گيشه فاصله گرفته و از چنين فرصتي غفلت نكنند. در ادامه اين گفتوگو، آفريده در پاسخ به سوالي كه مبني بر واگذاري سه سالن به شكل تكسانس به اين فيلم مطرح شده بود هم اظهار كرد: اگر قرار باشد كه نمايش فيلمهاي مستند به اين شيوه ادامه پيدا كند، همان بهتر كه ديگر شاهد نمايش آنها نباشيم. هنگامي كه ميگويند به فيلمي اكران دادهايم به آن معناست كه آن اثر طي سانسهاي مختلف روز به نمايش درمي آيد. اما اكنون اكران اين فيلم به چند سانس خاص محدود شده و حتي يكي از اين سانسها در ساعات شب است كه طبيعتا بخش عظيمي از مخاطبان كه مربوط به دانشجويان و زنان ميشود در اين سانس امكان كمتري براي سينما رفتن دارند. از سويي فصل اكران اين فيلم هم نامناسب است و به جاي آنكه در فصلي باشد كه دانشگاهها در اوج هستند در زماني است كه دانشگاهها در روزهاي پاياني قرار دارند. علاوه بر اين بحث انتخابات و مشكلات خاص مربوط به آن نيز از ديگر مواردي است كه موجب صدمه زدن به اكران اين فيلم ميشود.آفريده در ادامه به بحث عدم اختصاص سالني خاص به فيلمهاي مستند اشاره كرد و گفت: كاش همانطور كه مسوولان از ابتدا وعده داده بودند يكي از سالنهاي سينما آزادي به نمايش فيلمهاي مستند و كوتاه اختصاص داده ميشد. اكنون گاه مسوولان ميگويند كه به اين فيلمها سالن دادهايم اما بايد توجه داشته باشيم كه سالن دادن به يك فيلم با اختصاص يك سانس به آن تفاوت دارد.او ادامه داد: فكر ميكنم كه لازم است كه مسوولان و مديران بخشهاي مختلفي چون معاونت سينمايي وزارت ارشاد، حوزه هنري و سازمان فرهنگي شهرداري اقدام به ساخت سالني براي فيلمهاي كوتاه و مستند كنند. در شرايطي كه مافياي سينماي بلند اكران اجازه نميدهند كه سينماي فرهنگي رشد كند، بايد اماكني مانند موزه هنرهاي معاصر يا موزه سينما به حمايت از اين فيلمها برخيزند. اما متأسفانه با وجودي كه در تمام دنيا سالنهاي موزهها به نمايش فيلمهاي فرهنگي و تاريخي اختصاص داده ميشود، در ايران اين سالنها به نمايش فيلمهاي مبتذل و گيشهاي ميپردازند. حال آنكه واقعا جاي سوال است كه بخشهاي دولتي كه بودجه خود را از محل ديگري تأمين ميكنند چه نيازي به جذب سود مالي دارند؟ اين مستندساز در بخش ديگري از اين گفت و گو با تأكيد بر علاقه مخاطبان به ديدن فيلمهاي خوب و قوي، اظهار كرد: اگر حداقل سه سانسي كه به اين فيلم اختصاص داده شده در يك سينما بود، تمركز بيشتري برروي اين فيلم وجود داشت اما اين شرايط اكران در صورت استمرار بيش از آنكه موجب رشد سينماي مستند شود منجر به تحقير اين سينما ميشود. چراكه در چند سانس قطعا فيلمها فروش چنداني نخواهند داشت. من فكر ميكنم كه شايد قبول نكردن اكران در چنين شرايطي به نوعي به نفع سينماي مستند باشد، البته تصميمگيري در مورد اين مسئله به مسوولان بازميگردد. آفريده همچنين اظهار كرد: در پايان جا دارد كه شكسته شدن اين طلسم را به كارگردان «تهران انار ندارد» و مسوولان مركز گسترش سينماي مستند و تجربي تبريك بگويم و از مسوولان اين مركز بخواهم كه اين فرصت را براي ساير آثار نيز فراهم آورند.
همايون امامی : گسترش نمايش مستند، به بهاي تغافل در حوزهي توليد
همايون امامي، از ديگر مستندسازان كشور هم در گفت و گويي با ايسنا، ضمن مثبت خواندن مسئله اكران فيلمهاي مستند و اقدامات صورت گرفته در راستاي نمايش «تهران انار ندارد» به اظهار خوشحالي از اين مطلب پرداخت و گفت: اگر اكنون جامعه آشنايي چندان زيادي با سينماي مستند ندارد، دليل را بايد در سياستگذاريهاي نادرستي جستوجو كرد كه سينما را تنها مختص فيلمهاي اكران ميداند. او ادامه داد: عدهاي ميگويند كه رمانهاي همينگوي مانند كوه يخ است و تنها يك هشتم آن برروي سطح آب قرار دارد و مابقي زير آب است، من فكر ميكنم سينماي مستند ما نيز به همينگونه است؛ فيلم مستند نيز به تعبيري همان کوه يخ است؛ کوه يخي که بواسطهي ويژگيهاي ذاتياش، از آنجا که در مصاف با سينماي گيشه جايگاهي ندارد؛ قادر نيست در نگاه نخست، آن هفت هشتم نهان شده که حاکي از ارزشهاي فرهنگي منحصر به فرد آنست را به معرض نمايش بگذارد،حال آنكه اگر قرار باشد به طور جدي به سينماي ملي بيانديشيم، بايد در كنار سينماي اكران فيلمهاي كوتاه و مستند را نيز مورد توجه قرار دهيم.اين مستندساز درباره مزاياي اكران مستند هم گفت: داوري دربارهي شروع اکران فيلم مستند، را بايد در تداوم آن ديد. به اين صورت که اگر اين اقدام مانند بسياري اقدامات مرکز گسترش(از جمله انتشار مقطعي نشريه تخصصي سينماي مستند، سينما حقيقت، تأسيس ناموفق فيلمخانهي تخصصي فيلم مستند، راهاندازي جشنوارههاي موفق ولي ناپيگير يادگار و ايران زمين)، از تداوم ديرپايي برخوردار نباشد، کارکردي مقطعي خواهد داشت؛ و طبعاً نبايد به تأثيرگذاري آن دل خوش داشت. ليکن اگر اين مسئله به شكل جرياني متداوم، همراه با برنامهريزيهاي کارشناسي شده ادامه پيدا كند، بيترديد قادر خواهد بود بر روند رشد سينماي مستند ايران تأثيرات چشمگيري داشته باشد. او ادامه داد:مردم به رغم دلبستگي به سينماي داستاني، همواره از سينماي مستند به طور جدي استقبال کردهاند. نمايش موفقيتآميز فيلمهاي مستندي چون «گبه» و يا «سلام سينما» ساخته محسن مخملباف، «كلوزآپ، نماي نزديک» به كارگرداني عباس كيارستمي نشان دادند كه مردم بر ارزشهاي فرهنگي و نيز جذابيتهاي ديداري فيلم مستند واقفند؛ و از آن حمايت ميکنند؛لذا مي توان گفت كه مشکل از سياستگذاريهاي کلان فرهنگي سرچشمه ميگيرد؛ و اين که متأسفانه آگاهي مديران کلان فرهنگي ما هنوز همپاي مردم رشد نکرده و همچنان سينماي مستند را زائدهي اعور سينماي اکران تلقي ميکنند.اين مستندساز در عين حال گفت:اگر بسترسازي و برنامهريزي دقيقي صورت گيرد، قطعاً جذب و ارتباط با مخاطب دور از ذهن نخواهد بود. چرا که مستندسازان همواره کوشيدهاند دايره مخاطبان خود را گسترش داده؛ و با تمامي گروههاي اجتماعي رابطه برقرار نمايند.اين پژوهشگر و منتقد سينماي مستند در بخش ديگري از اين گفتوگو، در پاسخ به سوالي مبني بر مناسب بودن زمان فعلي براي اکران فيلم مستند گفت: به نظر ميرسد در چنين شرايطي که جامعه با تلاطم خاصي مواجه است، زمان مناسبي براي شروع اين پروژه نباشد. من فكر ميكنم اين مساله ميتواند بر توفيق اين امر و به خصوص در جذب مخاطب اثر منفي بگذاردو موکول شدن اين برنامه به زماني که ثبات و آرامش بيشتري برجامعه حاکم باشد، قطعاً تداوم آنرا عمليتر براي ادامهي حيات نياز دارد. بخشي از اين شرايط به اوضاع روحي جامعه باز ميگردد و رعايت اين امر ما را از خروجي مطمئنتر و بهتري برخوردار ميسازد.امامي همچنين اظهار كرد:علاقمندان پيگير سينماي مستند فراموش نکردهاند که قرار بود اين پروژه در سالهاي 75 و 76 توسط حوزهي هنري سازمان تبليغات اسلامي جامهي عمل بپوشد؛ که عوامل ياد شده همراه تغيير و تحولات مديريتي بعدي مانع از اين امر شد. اين موانع امروز هم ميتوانند تأثيرهاي نامطلوب خود را برجاي بگذارند. البته ما هنوز از برنامهي مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي در اين مورد آگاهي چنداني نداريم. و نميدانيم که برنامهريزان اين مرکز به چه قصدي به اجراي اين برنامه همت گماشتهاند. آيا آنها يک برنامهي فصلي را تدارک ديدهاند؛ تا مثلاً اوقات فراغت جوانان را در تابستان پوشش دهند؛ يا اين که ميخواهند در تمام طول سال و به صورت نامحدود به آن بپردازند.
رهبر قنبری : اكران اين فيلمها حداقل بايد براي دورهاي پنجساله استمرار داشته باشد
رهبري قنبري -كارگردان و مستندساز- در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ارتباط با اكران فيلمهاي مستند گفت: فكر ميكنم مهمترين مطلب در انجام يك فعاليت فرهنگي، بحث استمرار آن است. براي آموختن يك مفهوم به كودكان گاه هزاران بار مطلب را تكرار ميكنيم تا آن مسئله براي او دروني شود. بحثهاي فرهنگي نيز نيازمند استمرار هستند و اگر قطع شوند در امور آموزش خلل و خدشه وارد ميشود.او ادامه داد: هدف از اكران فيلمهاي مستند آن است كه مردم به ديدن اين فيلمها عادت كنند، لذا بايد نمايش اين فيلمها طي ساليان متمادي و حداقل براي دورهاي پنجساله استمرار داشته باشد.قنبري همچنين اظهار كرد: نمايش و اكران مقطعي فيلمهاي مستند نوعي مديريت دفعتي است كه يكباره صورت ميگيرد و قطعا جواب نخواهد داد. در دورهاي از تاريخ ايران مردم براي ديدن فيلمهاي فرهنگي همواره راهي سينما «عصر جديد» ميشدند و امكان نداشت اين سينما فيلم غيرفرهنگي اكران كند، حتي اگر مديران اين سينما از نظر مالي ضرر هم ميكردند پاي خودرا پس نميكشيدند و بدين ترتيب تمام علاقهمندان فيلمهاي فرهنگي ميدانستند كه براي ديدن اين فيلمها بايد راهي آنجا شوند. اكنون نيز بايد همين اتفاق صورت گيرد و افراد بدانند كه سالني خاص به طور مستمر به نمايش اين فيلمها ميپردازد. اما در شرايط فعلي كه اين اقدامات به صورت يكبار و مقطعي صورت ميگيرد، هيچ اميدي به آنها نيست.اين مستندساز در ادامه صحبتهايش هم به مشكل اكران اشاره كرد و گفت: مشكل اكران محدود به سينماي مستند نميشود و فيلمهاي فرهنگي هم از اين آسيب در امان نيستند. درحال حاضر تهيهكنندگان فيلمهاي مضخرف به سينماها آسيب ميرسانند و آنجا را محل تاخت و تازهاي خود قرار ميدهند و بدينترتيب سينماهايي كه روزي ميتوانستند پايگاه فيلمهاي فرهنگي باشند به فروش رفته و به دست مبتذلسازان سابق افتادهاند كه البته طبيعي است كه اين افراد دغدغه فرهنگ نداشته و يا حتي اگر داراي چنين دغدغهاي هم باشند،از سواد، دانش و مطالعه كافي در اين زمينه بي بهرهاند. قنبري در پايان صحبتهايش هم خاطرنشان كرد: بايد براي نمايش اين فيلمها به شكل پايهاي كار كنيم. حال شايد يك فيلم پتانسيل داشته باشد و مخاطب را جذب كند اما پس از نمايش آن و به هنگام نمايش فيلمهاي ديگر چه اتفاقي خواهد افتاد؟ به هرحال ممكن است كه اكران اين نوع فيلمها سود چنداني براي سينماداران نداشته باشند، لذا لازم است كه سازمان يا ارگاني دولتي به حمايت از آنها بپردازد.اكنون در اكثر كشورهاي دنيا حمايتهاي لازم از اين آثار صورت ميگيرد و علاوه بر آن، برنامهريزيها به شيوهاي صورت ميگيرد كه به عنوان مثال ساعاتي كه دانشجويان اوقات فراغت بيشتري دارند به آنها اختصاص دهند اما ما در ايران اگر بخواهيم كوچكترين تغييري در سانسها ايجاد كنيم مالكان فيلمهاي ديگر ناراضي خواهند شد و بدينترتيب امور مختلف به جاي آنكه توسط سازمانها پيگيري شود به افراد واگذار ميشود.
محمد آفريده :بدون همكاري تلويزيون اتفاقي نخواهد افتاد
محمد آفريده ـ مدير عامل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي –هم اواخر سال گذشته در گفتگويي با ايسنا خبر از اكران اين فيلم در فروردين 88 داده و عنوان كرده بود: بحث اكران و توليد يك زنجيره است و اگر اكران فيلم هاي مستند، بدون همكاري و حمايت تلويزيون و سازمانهاي ديگر صورت گيرد، اتفاقي نخواهد افتاد، چرا كه لازم است براي كار فرهنگي تلاشي مستمر صورت گيرد و در اين راستا اگر همكاري بخشهاي مختلف نباشد اين حلقه معيوب خواهد شد.
مسعود بخشی :اكران يك فيلم مشكلي را حل نميكند
مسعود بخشي،كارگردان مستند«تهران انار ندارد»هم با بيان اينكه مشكل اكران مستند در ساير كشورها نيز وجود دارد،چندي پيش در ارتباط با اكران اين فيلم، با تاكيد بر اين كه اختصاص چند سالن به اين فيلمها ميتواند كمك موثري به سينماي مستند باشد، به ايسنا گفته بود:اگر در شرايطي كه 40 سينما به يك فيلم گيشهاي اختصاص مييابد، 4 سالن هم به اين فيلمها داده شود، مشكلي ايجاد نميشود. ما هنوز فيلمهايي داريم كه سالها پيش در كن به نمايش درآمده و جايزه گرفتهاند و هنوز در كشور خودمان اكران نشدهاند. در واقع اگر واقعبينانه نگاه كنيم مسائله پخش مسائلي بسيار عمده هستند كه به نظر من، تاكنون بهجاي اينكه سعي در حل آنها داشته باشيم، آنها را به دست فراموشي سپردهايم. لذا اينگونه نيست كه به شخصه بگويم كه با اكران فيلمم مشكل حل ميشود، چرا كه صدها فيلم با قابليتهاي بالا وجود دارند و ميتوانند در سينماها به نمايش درآيند، فيلمهايي كه درصورت بهرهمندي از كمي تبليغ و فرهنگسازي ميتوانند مخاطبان خود را نيز داشته باشند.