گزارشي در مورد وضعيت حضور جوانان در سينماي ايران

در انتظار انديشه‌هاي تازه

گزارش: علي نجمي

سينماي ايران پس از انقلاب، دچار تغيير و تحولات بنيادي و گسترده‌اي شد، از يكسو بازنگري اساسي در وضعيت و ماهيت فيلم انجام پذيرفت و از طرف ديگر به علاقه‌مندان و دوستداران فيلم‌سازي اين اجازه داده شد كه با استفاده از امكانات موجود استعدادهاي خود را هرچه بهتر بشناسند و با همياري متوليان امور سينمايي به رشد و شكوفايي انديشه‌هاي خود بپردازند.

در اين ميان انجمن سينماي جوانان ايران، براي ارتباط هرچه بهتر سينمادوستان و پژوهشگران اين عرصه هنري تأسيس شد. اگرچه اين انجمن با هدف ايجاد پل ارتباطي ميان محققان سينما و فيلم‌سازان از يك سو و ارگان‌هاي مسؤول اين امر از سوي ديگر قلمداد مي‌شد، اما رفته‌رفته هويت مستقل و جداگانه‌اي از سينماي حرفه‌اي و بلند احراز كرد.

انجمن سينماي جوان از سال 1364 با هدف شناسايي و پرورش استعدادهاي خلاق علاقه‌مندان حرفه فيلم‌سازي كار خود را آغاز كرد. بدين ترتيب در سال1376 اين انجمن پويا با جذب و پرورش فيلم‌سازان كوتاه و در اختيار قراردادن امكانات محدود خود، به فعاليتي چشمگير پرداخت. با وجود معضلات گسترده كه بخشي از آن به كم توجهي مسؤولان و محدوديت‌هاي گاه خسته‌كننده برخي عوامل ديگر بازمي‌گردد، اعضا و مخاطبان آن در انتظار روزهاي روشن‌تر، به فعاليت مي‌پردازند. تا سال 1383 تعداد 52 دفتر در تهران و شهرستان‌ها برپا شده و تاكنون 5 هزارنفر به طور متوسط در آن، مراحل آموزش فيلم سازي را طي كرده‌اند و در مجموع 90 هزارنفر فارغ‌التحصيل شده‌اند.

در ابتداي كار، هنرجويان اين انجمن از دوربين‌هاي SVHS و سوپر 8 استفاده كردند. اين انجمن به عنوان بنيانگذار سينماي فيلم كوتاه، مستقل و با هويت جديد تاكنون 10 جايزه جشنواره فيلم كن را از آن خود كرده ‌است. همچنين هزار فيلم از اين انجمن در صحنه‌هاي بين‌المللي اجازه اكران يافته و 300 فيلم در بخش مسابقات شركت كرده و از اين تعداد 50 فيلم، موفق به كسب جوايز بين‌المللي شده‌اند.

اين گزارش به مشكلات كلان سه طيف هنرجويان، مدرسان و فيلم‌سازان حرفه‌اي فارغ‌التحصيل و به طور كلي معضلاتي كه سينماگران جوان كشور با آنها دست به گريبان هستند، مي‌پردازد.

با وجود تنگناهايي كه به برخي از آنها اشاره خواهد شد، مشتاقان اين حرفه با پرداخت هزينه‌هاي فراوان سعي در رشد و اعتلاي اين صنعت جهاني در كشور و در سطح بين‌المللي دارند.

مديرعامل و دست‌اندركاران اين انجمن و مركز گسترش سينماي مستند در سال‌هاي اخير موفقيت‌هاي چشمگيري كسب كرده‌اند، به‌گونه‌اي كه امروزه برخي از فيلم‌سازان كوتاه گذشته توانسته‌اند آثاري ارزشمند بسازند و مقبوليت جهاني بيابند. در اين ميان مي‌توان به آمار و ارقام عملكرد واحد بازرگاني اين مجموعه در سال‌هاي اخير اشاره كرد.

طي يك سال اخير نيز واحد بازرگاني انجمن سينماي جوان به همراه مركز گسترش سينماي مستند و تجربي اقدام به فروش بيست عنوان فيلم كوتاه داستاني و مستند ارزشمند به شش مجتمع فرهنگي و شبكه تلويزيوني خارجي كرده است تا به نوعي به گسترش فرهنگ غني ايراني در آن سوي مرزها اهتمام ورزند. اين آثار متعاقب عرضه به دانشگاه سن ديه گو (آمريكا) و شبكه‌هاي تلويزيوني والنسيا (اسپانيا)، آرنه (فرانسه - آلمان)،‌YLE (فنلاند)، تلويزيون ملي كره جنوبي و مجتمع‌هاي فرهنگي كيوتو و توكيو (ژاپن) در اين كشورها نيز به نمايش عمومي درآمده است. ضمن اينكه طي اين مدت چهار عنوان فيلم كوتاه نيز در مركز آپولوسينما (آمريكا) اكران شده است.

فروش بيست عنوان فيلم كوتاه داستاني و مستند به هواپيمايي كشور به منظور پخش در پروازهاي بين‌المللي هما، سي و هشت عنوان فيلم كوتاه به شبكه اول سيما، ارائه نسخه سي و پنج ميلي‌متري مستند "پرشنگ" به آرشيو جشنواره بين‌المللي اوبرهاوزن آلمان و واگذاري عرضه فيلم سينمايي "خواب تلخ" به Dreamlab فرانسه از ديگر دستاوردهاي واحد بازرگاني اين دو مجموعه به شمار مي‌رود. ضمن اينكه از فعاليت‌هاي ديگر اين واحد، عقد قرارداد عرضه اقتصادي و فرهنگي با بيش از چهل فيلم‌ساز مستقل است كه آثارشان را شخصا تهيه كرده و براي امور بازرگاني به انجمن واگذار كرده‌اند.

اين واحد بازرگاني كه يكسال از فعاليت آن مي‌گذرد، به منظور حمايت از شركت‌هاي خصوصي و پخش‌كننده‌هاي معتبر داخلي، طي قراردادي، عرضه بين‌المللي تعدادي از فيلم‌هاي توليدي "انجمن" و "مركز" را به آنها واگذار كرده است.

هنرجويان و آموزش سينما

نفيسه قدرتي از هنرجويان انجمن سينماي جوان درباره شكوفايي استعدادها و همچنين شيوه آموزش و امكانات انجمن مي‌گويد: انجمن بسيار بهتر از دانشگاه مي‌تواند در پرورش و كشف استعدادها مؤثر باشد، زيرا زمينه چنين فرآيندي را با وجود امكانات بسيار محدود و كمي كه در اختيار هنرجويان قرار مي‌دهد، مي‌تواند فراهم كند. هرچند كشف استعدادها روند رو به رشدي دارد، اما پرورش آنها تا حدود زيادي امكان‌پذير نيست. ساخت فيلم نياز به بودجه مناسب دارد و به آن دسته از هنرجويان كه از ساخت فيلم هيچ درآمدي ندارند، فشار اقتصادي بسيار وارد مي‌شود.

وي همچنين اضافه مي‌كند: آموزش تئوري همزمان و توام با آموزش عملي و دادن ابزار مورد نياز به نوآوران، از راهكارهايي است كه در بلندمدت ثمر خواهد داد.

ياسمين ريزان از ديگر هنرجويان اين انجمن با اشاره به نقش كليدي استادان و مدرسان اين حوزه هنري در كشف استعدادها و ساماندهي آنها تأكيد مي‌كند: اگر امكان حمايت مالي در اختيار هنرجوياني كه طرح‌ها و ايده‌هاي جديدي دارند، قرار بگيرد در اين حالت رشد و پيشرفت قابل ملاحظه‌اي نيز به وجود مي‌آيد. اين تحول و ارتقا، خود باعث ايجاد رقابت ميان هنرجويان و سوق‌دادن آنان به سمت افزايش كيفيت فيلم‌ها خواهد شد.

اين هنرجو همچنين يادآور مي‌شود: اگر امكان استفاده از آرشيو فيلم‌ها براي علاقه‌مندان خارج از محيط انجمن نيز فراهم شود هنرجويان بيشتر در روند توليد فيلم كوتاه قرار مي‌گيرند.

شهراب ميراب اقدم فيلمساز كوتاه و فارغ‌التحصيل انجمن سينماي جوان در اين باره مي‌گويد: در انجمن با وجود امكانات كم،‌فيلمسازي آسان به نظر مي‌رسد و مي‌توان گفت افزايش امكانات،‌ فيلم‌سازي را نيز دشوار مي‌كند. علت اين است كه تكنولوژي و پيشرفت‌هاي فني و علمي سبب الزام و ضرورت تغييرات و دگرگوني‌هايي مبتني بر اطلاعات و در پي آن افزايش كيفيت مي‌شود در حالي كه دانش‌آموزش داده شده با توجه به امكانات و تجهيزات كنوني انجمن، تنها براي آمادگي ذهن مناسب و در حد تئوري و جزئي است، بديهي است چنانچه اين عوامل به سمت بهبود كيفيت افزايش يابند، فيلمسازي نياز به تحول و ارتقاي بيش از پيش پيدا مي‌كند و سطح فيلم‌سازي به ناچار بايد روندي رو به رشد يابد چون با تجهيزات كنوني و امكانات انجمن اصلا تناسبي ندارد.

وي همچنين ادامه مي‌دهد: علاقه و استعداد، در فرآيند آموزش كشف مي‌شود و رشد مي‌كند و انجمن، بستر مناسبي براي ابراز خلاقيت‌ها و شكوفايي نيروهاي نوآور به شمار مي‌رود، هر چند از تعداد افرادي كه در طول مدت آموزش در كلاس‌هاي انجمن شركت مي‌كنند، به تدريج كاسته مي‌شود و جذابيت خود را از دست مي‌دهد زيرا اين دسته بر اين باور هستند كه از طريق انجمن مي‌توانند فيلم‌هاي گيشه‌پسند، بلند، حرفه‌اي و جذاب توليد كنند. بديهي است سينماي جوان، مستند و يا فيلم كوتاه سينمايي، داراي طرفداران فراوان و شهرت و مقام نيست و تنها در فستيوال يا جشنواره داخلي و خارجي است كه اين سينما قدرت ظهور واقعي مي‌يابد.

اين فيلمساز اضافه مي‌كند: بايد به فيلم كوتاه نگاهي هنري داشت و ساختار و خصوصيات آن را در نظر گرفت و براي مخاطب‌يابي نيز برنامه‌اي مشخص و مدون ارائه كرد. نمي‌توان انتظار داشت كه مخاطبان با ديدن فيلم‌هاي سنگين كوتاه و آن هم در نيمه‌هاي شب جذب چنين فيلم‌هايي شده و اقناع شوند.

وي با اشاره به وجود برخي كاستي‌ها و موانع نظير مخالفت با بخشي از فيلم، فيلمنامه و يا موسيقي در فرآيند توليد فيلم يادآور مي‌شود: با وجود اينكه انجمن، بسترساز مناسبي براي پرورش اذهان علاقه‌مند اين رشته به شمار مي‌رود، اما سيستم آموزشي، روش كار و شيوه تدريس، بر اصول كنوني جهاني و فن‌آوري نوين قرار ندارد و به طور كلي انجمن سينماگران جوان به بحث‌هاي تخصصي‌تر و ابزارهاي خاص نيازي مبرم دارد.

ديدگاه‌‌هاي جديد در سينماي جوان

نيما عباسپور از ديگر مدرسان انجمن سينماگران جوان در اين باره بيان مي‌كند: به نظر من نبايد تمامي كاستي‌ها و ناكارآمدي‌ها را به انجمن نسبت داد. در نگاهي كلي به زمان تأسيس اين مجموعه تاكنون، مي‌توان دريافت كه هنر‌جويان در گذر زمان از نظر علاقه و اهداف دچار دگرگوني‌هاي بسياري شده‌اند، به طوري كه علاقه‌مندان، در سال‌هاي اول تأسيس انجمن با عشق و شور زايدالوصفي به اين حرفه رو مي‌آوردند و با مشكلات و سختي‌هاي آن كنار مي‌آمدند، در حالي كه در سال‌هاي اخير شاهد هستيم كه بسياري از كساني كه به انجمن مراجعه مي‌كنند به دنبال موفقيت‌هاي آسان و سريع و كسب مقام و مال هستند و در نتيجه موفقيت بزرگي نيز حاصل نمي‌شود.

وي تصريح مي‌كند: گويي همه جريان‌ها و عوامل موجود به منظور ارتقاي فيلم بلند و نيز حركت فيلم كوتاه به سوي فيلم بلند پيش مي‌رود. با وجود آنكه تهران مركز چنين فعاليت‌هايي است اما از داشتن تجهيزات كامپيوتري و حتي يك دوربين ديجيتال محروم است. البته جاي بسي خوشبختي است كه شهرستان‌ها وضعيتي بهتر داشته و كمبودهاي آنها در حال برطرف‌شدن است، به هر حال فيلمساز كوتاه بسيار مظلوم واقع شده است.

هادي آفريده كارگردان و فيلمساز كوتاه در اين خصوص چنين مي‌گويد: امكانات كنوني هنرجويان، مربوط به دهه‌هاي پيشين است و به اصطلاح به روز نشده است. نتيجه چنين رويه‌اي به كاهش فيلم سازي در اين حوزه و ترجيح‌دادن بيشتر فيلمسازان براي همكاري با تهيه‌كنندگان خصوصي منجر مي‌شود. از اين رو كار حرفه‌اي و ماندگار كه در عين حال پاسخگوي سينماي مؤلف و خودجوش قلمداد شود نيازمند تجهيزات و مواد لازم و امروزي است تا فيلمساز به جايگاه شايسته‌اي برسد. طبيعي است كه با كمبودهاي كنوني، طرح‌هاي بسياري پذيرفته نمي‌شود كه در ميان آنها آثار ناب و فوق‌العاده‌اي نيز به چشم مي‌خورد.

وي با بيان اينكه نيروهاي بالقوه و بالفعلي وجود دارند كه متاسفانه يا در حال هرز رفتن هستند و يا پوشيده و پنهان مانده‌اند، تأكيد مي‌كند: اين سخن به گزاف نيست زيرا وقتي شبكه‌هاي مطرحي چون (RTL) در فرانسه، براي ساختن فيلمي مستند از نيروهاي ايراني درخواست همكاري مي‌كنند، اين بيانگر قدرت خلاقه و استعدادهاي فراوان موجود در كشور و باوري است كه نسبت به آنها وجود دارد. از سويي نيز ثابت شده كه با امكانات كم نيز آثار قابل توجه توليد شده است. برخي نظير بهمن قبادي از اين جمله به شمار مي‌آيند.

اين فيلمساز بعضي سياست‌هاي موجود در فيلمسازي و جشنواره‌هاي مربوطه را سبب نواقص فعلي در عرصه سينماي كوتاه مي‌داند و اضافه مي‌كند: سينما، ايده است نه تكنيك و از طرفي ايده‌ها نيز تا حدودي جواب مي‌دهد اما هميشگي نيست. با نگاهي به وضعيت فيلم كوتاه در كشوري نظير فرانسه مي‌توان دريافت كه توليد، توزيع و پخش فيلم كوتاه از جايگاهي ويژه و مهم برخوردار است. ارائه فيلم‌هاي قابل فهم عموم و در ساعات بهتر، سبب جذب بيشتر مخاطب مي‌شود. از سوي ديگر تناقض در برخورد با فيلم‌ها باعث دلسردي فيلمساز كوتاه و رانده‌شدن او به سمت فيلم بلند خواهد شد.

شهرام مكري فيلمساز كوتاه و مدرس انجمن سينماگران جوان در اين باره معتقد است: اين انجمن با توجه به فيلمسازي مستقل و تعاريف ابتدايي در بدو تأسيس خود شكل گرفت و خودجوش بودن و علاقه زياد نيز در اعضاي آن نمايان بود، اما با دگرگوني‌هاي بعدي نتوانست با مقتضيات و شرايط جديد سازگار شود. امروزه انجمن، نيازهاي مخاطبان خود را برآورده نمي‌كند چون افراد مراجعه‌كننده اطلاعات فراواني دارند كه آن هم به خاطر ارتباط زياد آنها با رسانه‌هاي جمعي و به ويژه اينترنت است. طبيعي است سطح آگاهي بالا، توقعات را نيز افزايش مي‌دهد.

وي مي‌افزايد: تحول و تغييري كه به موقع بايد اتفاق مي‌افتاد، روي نداد و انجمن همچنان به شعار قبلي خود يعني فيلمسازي به روش آسان پايبند است و بنابراين انجمن با تعاريف جهاني تطابق ندارد و اين وضعيت ريشه‌يابي در عرصه اجتماعي را مي‌طلبد. با خيل عظيمي از فيلمسازان كه حدود دو هزار نفر تخمين زده مي‌شوند چه مي‌توان كرد؟ حال آنكه در سينماهاي آمريكا و حتي هندوستان چنين حالتي وجود ندارد.

وي روي‌آوردن برخي از جوانان به اين نوع سينما را براي كسب و تثبيت پايگاه اجتماعي خويش ارزيابي و خاطرنشان مي‌كند: بخش‌هاي آموزش، توليد و ارائه بايد با همكاري يكديگر به پرورش هرچه بهتر فيلمسازان و تهيه امكانات مناسب توليد كمك كنند. در پروسه ارائه و توليد نبايد تنها به يارانه اكتفا شود زيرا يارانه براي مدتي قابل استفاده است و در بلندمدت مثمر ثمر نخواهد بود. به روزشدن شيوه كارآموزي و تدريس به همراه برخي موارد ديگر در فرآيند آموزش الزامي است و زماني فيلم كوتاه مي‌تواند روبه جلو حركت كند و به بقاي خود ادامه دهد كه چرخه اقتصادي و برگشت سرمايه‌اي مطلوبي پيش روي آن قرار گيرد.

مكري زمينه ساخت فيلم كوتاه را فقط در حوزه اين انجمن دانسته و با اشاره به جشنواره و شبكه‌هاي تلويزيوني دنيا به عنوان جايگاه‌هاي مهم عرضه فيلم كوتاه يادآور مي‌شود: موضوع و كيفيت اين نوع فيلم به شكلي است كه در ويديو كلوب‌ها و سينماها ارائه نمي‌شود از اين رو شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني تلاش مي‌كنند تا با نمايش اين فيلم‌ها راه را براي طرح بهتر و بيشتر فيلم كوتاه و جذب مناسب مخاطبان باز كنند. نتيجه چنين رويه‌اي، چرخه مناسب اقتصادي و كمك به تعالي فيلم كوتاه است.

وي همچنين مي‌گويد: در جشنواره‌هاي داخل كشور تنها فيلم‌هاي مطرح و حرفه‌اي به روي صحنه مي‌روند از سوي ديگر فيلمنامه‌ها و موسيقي بعضي از فيلم‌ها به دلايل سليقه‌اي و معيارهاي عنوان شده دچار تغييرات اجباري مي‌شوند. معضل ديگر، بحث بازاريابي فيلم كوتاه است. وقتي از 200 فيلم تنها 5 فيلم مطرح مي‌شود كه آن هم تنها در محدوده جشنواره قابل عرضه است، اين شائبه پيش مي‌آيد كه نقش معاونت سينمايي كمرنگ‌ شده است.

آرش رصافي مدرس، فيلم‌ساز و سرپرست دفتر انجمن سينماگران جوان در تهران نيز در اين خصوص مي‌گويد: انجمن در دهه‌هاي پيشين با توجه به هدف ويژه خود محفلي فرهنگي براي دوستداران فيلم بود تا از طريق آن بتوانند به ساخت فيلم نائل شوند. به عبارت ديگر انجمن محلي براي ساخت فيلم مستقل، بي‌محدوديت، آزاد، غيرسفارشي و در عين حال دور از ولنگاري و ابتذال بود به طوري‌كه در اين مسير نيازي به روي آوردن به فيلم بلند و شبكه‌هاي تلويزيوني نباشد، در عين حال توليد فيلم جريان مطلوب و مستمر خود را داشته و قابل ارائه براي مناطق و جشنواره‌هاي مختلف باشد.

وي در اين باره اضافه مي‌كند: اهداف و انگيزه‌هاي پيشين تغيير يافته است و از سوي ديگر توجيه و پاسخ‌هاي فعلي قانع‌كننده و به بيان بهتر متناسب با نيازهاي كنوني نيست. فيلمسازان بسياري، از اين انجمن كار خود را آغاز كرده و به موفقيت‌هاي چشمگيري دست يافته‌اند و با مقايسه‌ اين دسته فيلمسازان با فيلمسازان ديگر مي‌توان تفاوت و نوع بينش را احساس كرد. انجمن سينماگران جوان متفاوت انديشيدن را به آنها ياد داده است و از اين رو مي‌توان به سوي جريان گذشته كه دربرگيرنده چنين طرز تفكري است، گام برداشت. با وجود توليدات سفارشي و مشاركتي كه با فيلم كوتاه منافات دارد نمي‌توان منتظر خلاقيت و بالفعل‌شدن استعدادها شد. همچنين رديف بودجه و درآمد در اين باره مشخص و معلوم نيست. هرچند با تغيير در سطح مديريت به توليد انبوه فيلم كوتاه كمك و تا حدودي برخي نواقص برطرف شد اما به هرحال شرايط موجود مناسب نيست.

ضرورت بروز ايده‌اي نو در فيلم كوتاه

داريوش ياري فيلمنامه‌نويس و كارگردان فيلم كوتاه نيز در مورد اين موضوع مي‌گويد: درست است كه سينما وابسته به تكنولوژي، تجهيزات و امكانات به روز است اما همه نيازها و امكانات در اين محدوده متمركز نيست. به همين منظور بهتر است موضوع تفكر و ايده را مد نظر قرار داد و مقلد بي چون و چراي ديگران نشد. بازگشت به تفكر و ايده ايراني خود پشتوانه غني و مهمي براي ترقي فيلم كوتاه است. به عنوان نمونه فيلم‌هايي نظير دونده، بچه‌هاي آسمان، و سازدهني با اين نوع انديشه و بينش ساخته شد.

وي با يادآوري اينكه انجمن سينماي جوان فرصتي براي پرورش استعدادها و شكوفايي آنهاست مي‌گويد: در اينجا فرصت تفكر و انديشه به همراه ديدار و رايزني‌هاي مختلف ميان اهالي فيلم وجود دارد و در عين حال چنين ويژگي سبب مي‌شود فيلم‌هاي اين گونه فيلمسازان به رشد و تعالي بهتر از قبل برسد و بستري مناسب براي پيدايش فيلم‌هايي نظير "پرنده باز كوچك" و "دخيل" ‌شود.

اين فيلم‌ساز كوتاه، شيوه آموزشي آكادميك در دهه‌هاي اخير را مردود مي‌داند و تأكيد مي‌كند: استادان و متوليان فيلم بايد بيانديشند كه با توجه به تعريف فيلم كوتاه - كه آن هم مي‌بايد مورد بازبيني قرار گيرد- چه تجهيزات و امكاناتي براي رسيدن به اهداف مورد نظر مهيا شده و آيا وضعيت كنوني پاسخ‌گوي استعدادها و نيروهاي كنوني هست؟ بر اين اساس بحث آموزش و پايه‌هاي آن، به كمك وزارت آموزش و پرورش مي‌تواند شكل مناسب‌تري يابد و به بيان بهتر سيستم آموزشي خوبي برنامه‌ريزي و اجرا شود.

ابراهيم تجدد معاون آموزش انجمن فيلم كوتاه نيز در اين خصوص معتقد است: در حال حاضر 52 دفتر در تمام نقاط كشور زير نظر و حمايت انجمن است كه با سه هدف به كار خود ادامه مي‌دهد:

1.كشف استعدادها و بسترسازي بهينه براي شكوفايي آن.

2.پرورش مديريت‌هاي فرهنگي غيرمتمركز براي بررسي اثرات روان‌شناختي و يافتن نيروهاي خلاق.

3. غيرمتمركز كردن مربيان براي پرورش و آموزش نيروهاي پنهان.

به همين منظور تاكنون 400 تا 500 نفر دوره آموزش مربي‌گري را طي كرده‌اند كه حدود 200 نفر آنها مربي خانم هستند و در شهرستان‌ها به فعاليت مشغول شده‌اند.

وي محيط سالم انجمن و كاهش احتمال لغزش را از امتيازات ويژه آن ذكر و اضافه مي‌كند: خوشبختانه در اين محيط كمترين خطا وجود داشته و دارد، اما نبايد از ظرفيت بالقوه فراواني كه در جوانان ما احساس مي‌شود غافل شد. هر چند كه تلاش‌هاي ما براي رفع محدوديت‌ها و نواقص همواره باقي است و سعي مي‌شود با حداقل امكانات بهره‌برداري مطلوبي ارائه دهيم. تجربه نشان داده است كه با امكانات كم نيز خروجي‌هاي چشمگير وجود دارد، به ‌طوري‌ كه 75 درصد خروجي و يا بهره‌وري انجمن در شهرستان‌ها و به نحو مطلوب گزارش شده است، اما شيوه آموزش موضوعي است كه بايد با روند امروزي تطابق يابد.

فريد فرخنده‌كيش، معاون آموزش و تحقيقات انجمن سينماي جوان نيز در اين باره عنوان مي‌كند: بخش آموزش به عنوان پايه و اساس اين مجموعه است اما نبايد فراموش كرد كه اين بخش زماني موفق است كه تمامي شرايط از جمله تحولات تكنولوژيك، نحوه كاربرد ابزار و نظاير آن، متناسب با علم روز در اختيار باشد. در كليات، بازنگري‌هايي ديده شده اما تغيير و تحولات، محيطي است و نبايد از اين مهم غفلت كرد.

در اين مجموعه علاوه بر آموزش، دوره‌هاي تخصصي‌تر و تكميلي work shop نيز براي آموزش‌هاي منطقه‌اي و حضور در جشنواره‌ها با رويكرد كاملا تخصصي به منظور شناخت نيروهاي خلاق شهرستان‌ها صورت مي‌گيرد. جشنواره‌هايي نظير آفتاب يزد و هگمتانه، پايه آموزش را تقويت مي‌كند و با هدف ترغيب توليد همراه مي‌شود تا فيلمسازان در جشنواره‌هاي بعدي بيش از پيش بر كيفيت آثار خود بيافزايند.

وي با بيان تأسيس كتابخانه تخصصي مركزي در تهران به منظور تقويت امر آموزش مي‌گويد: اين كتابخانه اولين كتابخانه‌ تخصصي سينما‌ست و در كنار آن اسناد و سوابق سينماي جوان از طريق بانك فيلم كه در آن فيلم‌هاي مستند، كوتاه و انيميشن گردآوري شده در معرض ديد جوانان مشتاق قرار گرفته است.

در مجموع، چنين امكاناتي به همراه برپايي جشنواره‌هاي متعدد، بنيه تحقيقات و آموزش را تقويت مي‌بخشد و در نتيجه به توليد نيز ياري مي‌رساند.

دانشكده‌هاي سينمايي و دوري از تجربه‌گرايي

ميراب اقدم ،سازنده فيلم‌هاي كوتاه در خصوص تفاوت ميان مراكز دانشگاهي و انجمن سينماگران بيان مي‌كند: دانشگاه حوزه‌اي كلاسيك است و در آن تنها دانش فيلم‌سازي ارائه مي‌شود و بستر هنري مناسب براي فيلمسازي ندارد. اين روند با توجه به اينكه در كشور ما، مدرك از جايگاه خاصي برخوردار است، مي‌تواند همرديف آن مطرح شود. در حالي كه حوزه هنري نيز به منظور رشد و تحول استعدادها و خلاقيت‌ها گام برمي‌دارد. انجمن، كلوبي محسوب مي‌شود كه فيلمساز به شكل عملي در آن مي‌آموزد و دانسته‌هاي خود را عملي مي‌كند در عين حال همفكري و تعامل ميان سينما‌گران و فضايي براي ارتباط و ردوبدل شدن نظرها و انديشه‌هاي آنان نيز مهيا مي‌شود.

عباسپور در اين خصوص يادآور مي‌شود: وضعيت دانشگاه به شكلي است كه فارغ‌التحصيلان آن براي كار بردي كردن ايده‌هاي خود نياز به مركزي به نام انجمن فيلم كوتاه دارند. به همين منظور انجمن، مكان مناسبي براي بالفعل‌شدن اينگونه ابداع‌ها و استعدادها به شمار مي‌رود.

هادي آفريده نيز ضمن تاييد اين مطلب در اين باره مي‌گويد: انجمن فرصت‌هاي ويژه‌اي در اختيار علاقه‌مندان واقعي قرار مي‌دهد و اين حركت فرهنگي مي‌تواند ادامه يابد. البته با تأسف بايد اذعان كرد كه چارچوب فعاليت‌ها در زمينه همكاري افراد و مدرسان با انجمن مشخص نيست و افراد خبره در جاي مناسب و درست قرار نگرفته‌اند و در تعامل سازنده با يكديگر نيستند، گويي جايگاه افراد مشخص نيست و هيچ‌كس در جاي خود قرار ندارد، اما به هر حال انجمن كمك شاياني به فيلمسازان جوان مي‌كند كه اين امتياز در دانشگاه كمتر به چشم مي‌خورد.

شهرام مكري نيز درباره اين موضوع تصريح مي‌كند: دانشجوي دانشگاه، آموزش زيادي در طول مدت نسبتاً طولاني مي‌بيند، اما انجمن ضمن آموزش، عرصه توليد و پخش را نيز براي فيلمساز فراهم مي‌آورد، حال آنكه دانشگاه تنها به ارائه مدرك اكتفا مي‌كند و در مراحل بعدي براي فيلمساز كاري انجام نمي‌دهد، هر چند كه بخش اداري و روابط انجمن خود مشكلاتي دارد.

آرش رصافي نيز در اين خصوص اذعان مي‌كند: تبادل اطلاعات، تعامل نزديك، افزايش آگاهي‌ها، انتقال تجربيات و برپايي كارگاه‌ها از ويژگي‌هاي منحصر به فرد انجمن است، ضمن اينكه محيط انجمن هميشه از فضايي دوستانه و داراي گفتمان برخوردار است. انجمن محل گردآمدن افرادي است كه نه به دنبال مدرك بلكه در پي يادگيري و ابراز علاقه به سينما هستند.

داريوش ياري نيز در اين مورد تأكيد مي‌كند: اگر موضوع‌هايي نظير جامعه‌شناسي و روان‌شناسي نيز به همراه استادان مجرب به شيوه اصولي‌تر و بهتري در دسترس هنرجويان قرار مي‌گرفت، شاهد وضعيت بهتري بوديم. درعين حال داستان‌نويسي مدرن و برپايي كارگاه فيلمنامه‌نويسي كه در زمان‌هاي قبل وجود داشت، مي‌توانست گامي مؤثر در اين جهت تلقي شود. باغ فردوس يكي از مراكزي بود كه در سال‌هاي پيش در اين امر بسيار موفق بود اما به دلايل نامعلومي برچيده شد.

وي اضافه مي‌كند: با وجود تأثيرات مثبت دانشگاه بر علاقه‌مندان سينما، دانشجويان به طور عملي شرايط و موضوع‌هاي سينمايي را درك نمي‌كنند و تنها، انجمن مكاني مناسب براي ساخت فيلم به شمار مي‌رود.

ابراهيم تجدد نيز درباره اين موضوع يادآور مي‌شود: دانشگاه تنها دانش ارائه مي‌كند و شيوه كلاسيك خود را دارد، اما زمينه‌هاي هنري بكر را در اختيار دوستداران فيلم و سينما نمي‌گذارد. اگر چه در عصر كنوني تعريف مدرك مطرح مي‌شود، اما مي‌بايد موضوع‌هاي پرورشي و كاربردي مد نظر قرار گيرند. به طور مثال جامعه‌شناسي، آموزش داده شود و كارگرداني و مونتاژ به طور تئوري به فيلمسازان ارائه شود. خلاقيت هنري در جاي ديگر انجام گيرد و دانش و بينش درست در دانشگاه بيان شود.

وي مي‌افزايد: فضاي انجمن، فضايي است براي تعامل افكار و آراي مختلف هنرجويان كه در پرتو آن ديدگاه‌هاي نوين و امروزي شكل گيرد. مجموعه‌اي از ابزار و تجهيزات نيز به اين منظور كمك مي‌كند، اما نبايد تنها در پي افزايش امكانات باشيد، مهم تفكر و ايده‌سازي و ارتباط ميان هنرجويان است، براي همين افرادي كه در انجمن مشغول به فعاليت هستند اذعان مي‌كنند كه دانشگاه نتوانسته در رشد و خلاقيت آنها مثمرثمر واقع شود بلكه انجمن بستري مناسب براي هنرنمايي آنها ايجاد كرده است.

قدرتي نيز در اين باره عنوان مي‌كند: اصولا نبايد فرقي در ميان باشد اما عملا دانشگاه‌ها بيشتر به موضوعات تئوريك مي‌پردازند و انجمن حالت كارگاه عملي را دارد كه اين روند در شكوفايي خلاقيت‌ها بسيار مفيد ارزيابي مي‌شود. البته هر دو اين نهادها مي‌توانند در كنار هم مفيدتر واقع شوند و يكديگر را تكميل كنند.

ياسمين ريزان در اين خصوص مي‌گويد: به نظر من دوره يكساله انجمن بسيار مفيد و مؤثر است. اين فايده بيشتر به خاطر انگيزه‌هاي هنرجويان است، زيرا دروس دانشگاهي به عنوان رفع تكليف به شمار مي‌آيد در حالي كه انجمن چنين باوري را القا نمي‌كند، از سوي ديگر، انجمن هنرجو را در روند توليد قرار مي‌دهد و او را بر سر ذوق مي‌آورد.

فريد فرخنده‌كيش در اين باره مي‌گويد: رشد كتاب‌هاي تخصصي به همراه توليد و نشر آثار پژوهشي در حد چهار يا پنج كتاب در سال است كه در پي آن، فرآيند ايجاد و توليد فيلم نيز اتفاق مي‌افتد. تحقيقات خاصي نيز در اين زمينه ارائه و مجله سينمايي نيز به آن اضافه مي‌شود كه بحث‌هاي نظري و تئوريك نيز در آن وجود دارد و ديدگاه‌هاي بنيادي مربوط به سينما نظير سينماي تجربي و انيميشن در آن موجود است كه بخش آموزشي را فعال‌تر مي‌كند. چنين ويژگي‌هايي انجمن سينماگران جوان را از محيط آكادميك متمايز مي‌كند.

آينده سينماي جوان و راهكارها

در خصوص اينكه آينده انجمن با توجه به شرايط كنوني چگونه ارزيابي مي‌‌شود ميراب اقدم عقيده دارد: واقعيت اين است كه با وجود تمامي معضلات و مشكلات پنهان و پيدا، وجود انجمن از نبود آن بسيار بهتراست اما نكته اينجاست كه انجمن بايد خود را با معيارها و مقتضيات كنوني و جهاني سازگار كند تا پيشرفت حاصل شود. در غير اين صورت جز پسرفت و ركود ارمغان بهتري براي آن نخواهد داشت.

عباسپور نيز با تأكيد بر اين مطلب مي‌افزايد: مشكلات سينمايي شهر تهران در اين حوزه هنري بيش از شهرستان‌هاست. از جمله آنها نبود بودجه مورد نظر و دوربين‌هاي جديد است كه اگر تا اندازه‌اي به اين كمبودها رسيدگي شود، وضعيت مطلوب‌تري را شاهد خواهيم بود. ضمن اينكه از موازي‌كاري ارگان‌هاي متولي اين حوزه فرهنگي بايد جلوگيري شود و ساماندهي در اين خصوص، امري ضروري به نظر مي‌آيد.

شهرام مكري نيز در اين باره بيان مي‌كند: انجمن‌ آينده خوبي پيش رو دارد. انجمن به عنوان نهاد معتبري كه محل توليد و عرضه فيلم است، داراي نابساماني‌هايي است كه از رضايت افراد مي‌كاهد اما معتقد هستم كه هم فيلم كوتاه و هم انجمن به حيات خود ادامه خواهد داد. براين اساس رابطه انجمن و معاونت سينمايي ارشاد بايد بيش از پيش قوي و منسجم شود. انجمن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دور مانده و از اين رو در گرفتن مجوزهاي ساخت فيلم دچار مشكلات عديده‌اي شده است.

هادي آفريده نيز مي‌گويد: به فرهنگ و بخش فرهنگي بايد بيشتر توجه شود. كشوري نظير آلمان - طبق اظهارات مسؤولان فرهنگي آن - پيشرفت‌هاي مختلف به عمل آمده در عرصه‌هاي علمي و پژوهشي را مديون سينما و تئاتر قدرتمند خود مي‌داند. مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه ساختن يك فيلم خوب از ساختن چند فيلم بي‌كيفيت يا ضعيف بهتر است. به هر حال حمايت كافي و اعتبار مناسب، اين قدرت را به انجمن مي‌دهد تا بتواند ضمن ادامه حيات خود، در مسير رشد و ارتقاي روزافزون حركت كند و چنين جريان فرهنگي بيش از پيش ضروري به نظر مي‌رسد.

آرش رصافي نيز در اين باره مي‌گويد: شايد انجمن در حال حاضر در شرايط بحراني نباشد، اما زماني عملكرد انجمن بهبود خواهد يافت كه به استعدادهاي مكشوف و نامكشوف آن كمك‌هاي مالي و اعتباري شود، فيلمسازان فعال حمايت شوند و در سايه اين‌گونه پشتيباني‌ها، رشد يابند. در واقع فيلمسازان انجمن مورد كم‌لطفي و بي‌مهري قرار مي‌گيرند و اين موضوع سبب مي‌شود كه انجمن نيز دچار بحران و ناكارآمدي شده و تفكرات و ايده‌هاي فوق‌العاده كه مي‌تواند بنيانگذار فيلم‌هاي بسيار خوبي باشد، به هدر رود.

داريوش ياري نيز در اين خصوص مي‌گويد: مشكل در ضعف مديريت اين حوزه است كه موجب شده فيلمساز جايگاه خود را نشناسد و در اين درهم‌ريختگي، فرهنگ كشور نيز مورد تهاجم بيگانگان قرار گيرد. گويي همه چيز دست به دست هم داده است كه اين بخش از هنر سينما آسيب ببيند، در حالي كه فيلمسازان اين عرصه هنري بايد مورد عنايت قرار گيرند. فيلمسازان مطرحي همچون رهبر قنبري، شهرام مكري و بهمن قبادي پرورش‌يافتگان دهه 60 اين انجمن هستند، پس بايد به آنها و امثال آنها از سوي متوليان اين امر به طور شايسته توجه شود.

تجدد نيز در اين باره معتقد است: معاونت سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد به فكر ارائه مضامين جديد و تأمين اعتبار هنرجويان باشد و بر نيازهاي آنها احاطه يابد كه اين عمل مي‌تواند با ايجاد حوزه‌هاي تخصصي و برنامه‌ريزي مدون و مطلوب انجام پذيرد. تنها به حرفه‌هاي كارگرداني، فيلمسازي، فيلمبرداري و مقوله‌هايي از اين دست اكتفا نشود بلكه رشته‌هايي نظير طراحي صحنه، گريم و نظاير آن هم فرصت عرض اندام پيدا كنند.

فريد فرخنده‌كيش نيز در اين باره مي‌گويد: آينده‌اي روشن پيش روي انجمن است، اما بر اين نكته مهم هم بايد تأكيد كرد كه تحقيق و پژوهش‌هاي كلان در زمينه انجمن سينماي جوان به زمان مناسب‌تري نياز دارد. همچنين بودجه مشخصي مي‌خواهد كه تاكنون امكان‌پذير نشده است. دغدغه‌هاي فراواني وجود دارد كه بايد با آموزش صحيح و امروزي و حمايت‌هاي مالي بتوان آنها را برطرف كرد.

بديهي است امر پژوهش چه در بخش آموزش و چه در بخش‌هاي ديگر از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اولين و حساس‌ترين موضوع، آموزش است كه خوشبختانه از سه ماه پيش تاكنون تغييراتي به منظور اعتلاي اين بخش شكل گرفته است.

قدرتي نيز در اين باره مي‌گويد: انجمن از لحاظ تدريس و برخي شرايط ديگر مفيد است اما آنچه بايسته به نظر مي‌رسد مهياشدن ابزار و آرشيو كامل فيلم‌هاي تاريخ سينماست كه براي آشنايي و آموزش هنرآموزان فوق‌العاده مؤثرو مفيد است. با اين همه با نگاهي كلي به انجمن مي‌توان دريافت كه انجمن در تدريس، انديشمندانه و نسبتاً مطلوب عمل مي‌كند. استادان جوان، اما مجرب و ورزيده هستند و تنها اشكال كار، تخصيص ندادن بودجه به هنرجويان خلاق و علاقه‌مند به فيلمسازي است. هر چند كه شرايط سخت تصويب فيلمنامه و مراحل بعد از آن نيز، از ديگر معضلات موجود بر سر راه فيلمساز است.

ياسمين ريزان در اين خصوص عنوان مي‌كند: روند كنوني مي‌تواند قطعاً مؤثر واقع شود، اما فراگير و همه‌جانبه نيست. مطمئناً با پيگيري و توجه بيش از پيش انجمن هنرجويان فعال روند بهتري را شاهد خواهيم بود.

وي همچنين مي‌افزايد: حضور هنرجويان در پروژه‌هايي كه در دست توليد است، مي‌تواند بر ميزان تجربيات آنها بيافزايد. بسترسازي چنين فعاليت‌هايي به همراه تسريع روند تصويب فيلمنامه‌هاي هنرجويان و ارائه امكانات بهتر در زمينه تدوين فيلم‌ها، كارآيي انجمن را بيشتر و آينده آن را روشن‌تر مي‌كند.

نسخه چاپي

نجمن سينماي جوان به رسالت خود عمل نمي‌كند

يك كارگردان فيلم كوتاه گفت: انجمن سينماي جوان به جاي توليد فيلم دست به برگزاري جشنواره‌هاي تك دوره‌اي مي‌زند كه فايده‌اي هم ندارد

هادي آفريده در گفت و گو با خبرگزاري فارس گفت: انجمن سينماي جوان با هدف آشنايي، جذب و آموزش علاقه‌مندان سينما تأسيس شده و به نظر من اوج شكوفايي و به بار نشستن فعاليت‌هاي انجمن دهه 70 بود تا آنجا كه در نيمه دوم دهه 70 بيش از هفتصد فيلم درجه يك توليد كرد.
وي ادامه داد: اين شكوفايي موجب پديدار شدن فيلمسازان بزرگي همچون محسن اميريوسفي، امير شهاب رضويان شد. آن دوره انجمن، دوره بالندگي انجمن سينماي جوان بود و خيلي از موفقيتها را بايد مديون مدير توليد وقت آن محمد آفريده دانست.
اين كارگردان فيلم كوتاه افزود: ولي متأسفانه با تغيير مديريتها، فعاليت‌هاي انجمن ضعيف شد و توليد فيلم كاهش پيدا كرد تا آنجا كه به شدت از توليد حرفه‌اي فيلم كوتاه فاصله گرفته است.
هادي آفريده گفت: انجمن سينماي جوان تمام سعي و انرژي خود را در برگزاري جشنواره‌هاي رنگارنگ گذاشته و خودشان با هزينه‌هايي كه دارند جشنواره برگزار مي كنند كه مهمترين آن جشنواره فيلم كوتاه تهران است. از طرف ديگر نظر سازمانها و مراكز خصوصي ديگر را جذب كرده و به برگزاري جشنواره‌هاي تك دوره‌اي دست مي‌زنند كه فايده‌اي هم ندارد و چقدر بهتر بود هزينه‌هاي اين جشنواره‌هاي تك دوره‌اي را براي توليد فيلم در نظر مي‌گرفتند.
وي در پايان گفت: به واسطه همين سياست‌هاي انجمن سينماي جوان خيلي از فيلم سازان فيلم‌ كوتاه گوشه نشين مي‌شوند انجمن سينماي جوان به نظر من تمام تلاش و انرژي و بودجه خود را صرف برگزاري جشنواره‌هاي تشريفاتي مي كند و يادش مي‌رود كه بايد سالي صدها عنوان فيلم كوتاه توليد كند.

گفت وگوبا هادي آفريده؛کارگردان«نارنجي»

مصاحبه: مرجان ریاحی

نارنجي نداشته ها وتمايلات سرکوب شده جوان رفتگري را به تصوير مي کشد که شاهد عيني مراودات شبانه شهروندان يک شهر است ومجبور است هميشه با تخيلاتش زندگي کند. کارگردان جوان نارنجي هادي آفريده که سابقه فعاليت درزمينه تئاتر حرفه اي را نيز دارد توانسته است در فستيوال آفتاب که درشهر يزد برگزار مي شود جايزه بهترين کارگرداني را به خوداختصاص دهد. نارنجي درچهارمين حضور جشنواره اي خود در جشنواره فيلم کوتاه تهران شرکت داشت که البته درکاتولوگ اين جشنواره از آن به عنوان فيلمي که از توليدات انجمن سينماي جوان است ياد شده بود:« تهيه کننده فيلم خودم بودم وتمام هزينه هاي آن را شخصاً پرداخت کردم، اما براي اينکه فيلم پخش خوبي داشته باشد اسم انجمن را هم در تيتراژ پاياني به عنوان تهيه کنندگي مشترک قيد کردم. اما متأسفانه در کاتولوگ جشنواره تهيه کننده فيلم انجمن سينماي جوان ثبت شده که فکر اين کار معنايي به جز رعايت نکردن حق و حقوق تهيه کننده واقعي نيست.»
نارنجي فيلم بي تکلف وبي ادعايي است . قرار نيست درآن با پديده عجيب روبرو شويم حتي قابهاي اکثراً ثابت فيلم (البته به جز سکانس دوربين روي دست پاياني) نيز حکايت از رکود وتکرار يک زندگي را مي دهد: « سعي مي کردم با گرفتن پلان هاي ثابت وبا کمترين حرکت در دکوپاژ رکود زندگي رفتگر جوان را به تصوير بکشم زندگي ساده وبي اتفاق وسکانس پاياني فيلم را هم دوست دارم به قضاوت خود تماشاگر واگذار کنم واينکه هر کس برداشت شخصي خود را از آن داشته باشد»
نارنجي حسرت يک جوان شهرستاني رفتگر را به تصوير مي کشد. جواني که تمام ارتباطش با جنس مخالفش درحد جمع کردن وسايل دور ريخته شده زنانه است:« شخصيت رفتگر برايم خيلي جالب بود. از طرفي طرحي بود که کمتر رويش کار شده است. شبها وقتي براي مطالعه در بالکن منزل بيدا ر مي ماندم تنها کسي که بيدار بود و صداي جارويش مي آمد رفتگر جوان محله بود. براي ساخت فيلم مدتها تحقيق کردم با تعداد زيادي از رفتگران جوان دوست شدم احساس مي کردم ازکمبود شديد عاطفي رنج مي برند.
به منزلشان رفتم .بعضي از آنان يکي از تفريح هايشان جمع کردن لوازم دور ريخته شده زنانه بود وبرخي ديگر عکسهاي هنرپيشه هاي زن که در روزنامه ها بود را جمع مي کردند. با مهدي ايوبي مدتها روي اين طرح کار کرديم تا به يک انجام کلي رسيديم مي خواستم فيلم داستاني در بستر مستند بسازم وحساب شده وبا دکوپاژ جلو بروم»
هادي آفريده درنارنجي سعي کرده با استفاده از بازيگر وهدايت درست او به مخاطب القا کند که با نابازيگر روبرو است کاري که کم و بيش درآن موفق بوده:« من معتقدم اگر کارگردان توانايي بازي گرفتن از بازيگر را داشته باشد استفاده از بازيگر تأثير بسيار بهتري درروند فيلم دارد. کاري که رهبر قنبري درفيلم هايش مي کند او طوري از بازيگران بازي مي گيرد که مخاطب احساس مي کند با نابازيگر طرف است»

نوشته شده توسط هادي آفريده در چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۴ |